<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://tarikhnema.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daneshjoo</id>
	<title>تاریخ‌نما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://tarikhnema.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daneshjoo"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Daneshjoo"/>
	<updated>2026-08-03T20:25:24Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.31.1</generator>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17549</id>
		<title>آلبرت بندورا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17549"/>
		<updated>2021-12-30T12:53:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان معاصر جهان می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا که توانست دهمین دهه‌ی زندگی خود را نیز ببیند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد و در سال ۲۰۱۵ هم مدال ملی علوم را از رئیس‌جمهور آمریکا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه‌ی علمی جهان این بخت را داشت تا برای مدتی طولانی از حضور بندورا بهره‌مند شود. بندورا در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت و وقتش را تا آخرین سال زندگی، به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌داد. ظاهراً یک بار اختلافی میان دانش‌آموزان دبیرستانی یک مدرسه به وجود می‌آید که بندورا زنده است یا مرده. چنان‌که بندورا خودش در سال ۲۰۱۸ روایت می‌کند (+):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمیل زدند که: «پروفسور بندورا. ما یه دعوای عظیم توی کلاس‌مون داریم که فقط شما می‌تونین جواب بدین. شما هنوز زنده‌این؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ایمیل‌شان را جواب دادم که: «این ایمیل داره از اون دنیا ارسال میشه. ما این‌جا ایمیل داریم، اما فیس‌بوک نداریم!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی پربار و ثمربخش بندورا ۹۵ سال ادامه داشت و در نهایت، در ۲۶ جولای سال ۲۰۲۱ به علت نارسایی قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''نظریه‌ی یادگیری اجتماعی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفاوت روانشناسی رفتاری و روانشناسی شناختی را به شکلی مختصر و غیردقیق می‌توان در قالب عبارات زیر توصیف کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند&lt;br /&gt;
* روانشناسی شناختی بیش از هر چیز می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین نگاهی را بپذیریم، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد. اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و پاداش و تنبیه و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست. نگاه بندورا این بود که شاید مکتب رفتارگرایانه برای درک رفتارهای موش‌ها و کبوترها کافی باشد، اما ذهن انسان پیچیده‌تر است و برای شرح رفتارهای او به مدل‌های بیشتر و کامل‌تری نیاز داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نوع یادگیری،‌ محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصاً این‌که بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری بیش از گذشته مطرح شده و توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها هم به نگرانی‌های قبلی افزوده است و دوباره این سوال مطرح شده که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''خودکارآمدی یا Self-efficacy''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مباحثی که بندورا سال‌ها روی آن مطالعه کرد، «اهمیت باور به توانایی‌های خویشتن در یک حوزه‌ی خاص» است. چیزی که از‌ آن با عنوان Self-efficacy یا خودکارآمدی یاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بحث بسیار گسترده است و باید در قالب درس‌های مستقل به آن پرداخته شود. بنابراین در این‌جا صرفاً به یک مثال از خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه اکتفا می‌کنیم (+).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض کنید دانشجویی معتقد است که توانایی او در یادگیری دروس دانشگاهی و رسیدن به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد زیاد است (خودکارآمدی بالا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل دانشجوی دیگری بر این باور است که توانایی او در یادگیری، کمتر از چیزی است که برای دانشگاه لازم است و همین‌طور، فکر می‌کند که به سادگی نمی‌تواند به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد برسد (خودکارآمدی پایین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا و هم‌فکران او، با سال‌ها مطالعه و مجموعه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات نشان داده‌اند که این باور می‌تواند از جهات مختلف روی تصمیم‌ها و رفتار آن دانشجو تأثیر بگذارد. از جمله این‌که چه درس‌هایی بخواند، چقدر درس بخواند، اگر شکست خورد یا نمره‌ی خوبی کسب نکرد، چقدر ادامه بدهد و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس می‌شود نتیجه گرفت که باور فرد به توانایی‌های خود (مستقل از این‌که چنین باوری چقدر درست یا نادرست باشد) می‌تواند روی دستاوردهایی که در نهایت کسب می‌کند تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این موضوع را در آینده در قالب درس مستقلی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''کتاب‌های آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود یا Self-efficacy&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. بنیادهای اجتماعی فکر و عمل یا Social Foundations of Thought and Action&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر یا Self-efficacy in changing societies (مجموعه مقالات با نظارت بندورا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی یا Aggression: A Social Learning Analysis&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).&lt;br /&gt;
'''بی‌قیدی نسبت به اخلاق''' (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''مدال ملی علوم آمریکا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا در سال ۲۰۱۵ مدال ملی علوم (National Medal of Science) را به خاطر یک عمر خدمات علمی دریافت کرد. بررسی فهرست کسانی که در آن سال مدال ملی علوم را دریافت کردند نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها در رشته‌هایی مثل پزشکی، ژنتیک و بیولوژی فعالیت کرده بودند. حوزه‌هایی که معمولاً به عنوان علوم سخت یا Hard Science شناخته می‌شوند. اما تلاش‌های بندورا بسیار زیاد و دستاوردهای او چنان محکم و قابل‌اتکا بود که در فهرست این افراد قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;https://motamem.org/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17548</id>
		<title>آلبرت بندورا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17548"/>
		<updated>2021-12-30T12:51:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان معاصر جهان می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا که توانست دهمین دهه‌ی زندگی خود را نیز ببیند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد و در سال ۲۰۱۵ هم مدال ملی علوم را از رئیس‌جمهور آمریکا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه‌ی علمی جهان این بخت را داشت تا برای مدتی طولانی از حضور بندورا بهره‌مند شود. بندورا در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت و وقتش را تا آخرین سال زندگی، به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌داد. ظاهراً یک بار اختلافی میان دانش‌آموزان دبیرستانی یک مدرسه به وجود می‌آید که بندورا زنده است یا مرده. چنان‌که بندورا خودش در سال ۲۰۱۸ روایت می‌کند (+):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمیل زدند که: «پروفسور بندورا. ما یه دعوای عظیم توی کلاس‌مون داریم که فقط شما می‌تونین جواب بدین. شما هنوز زنده‌این؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ایمیل‌شان را جواب دادم که: «این ایمیل داره از اون دنیا ارسال میشه. ما این‌جا ایمیل داریم، اما فیس‌بوک نداریم!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی پربار و ثمربخش بندورا ۹۵ سال ادامه داشت و در نهایت، در ۲۶ جولای سال ۲۰۲۱ به علت نارسایی قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''نظریه‌ی یادگیری اجتماعی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفاوت روانشناسی رفتاری و روانشناسی شناختی را به شکلی مختصر و غیردقیق می‌توان در قالب عبارات زیر توصیف کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند&lt;br /&gt;
* روانشناسی شناختی بیش از هر چیز می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین نگاهی را بپذیریم، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد. اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و پاداش و تنبیه و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست. نگاه بندورا این بود که شاید مکتب رفتارگرایانه برای درک رفتارهای موش‌ها و کبوترها کافی باشد، اما ذهن انسان پیچیده‌تر است و برای شرح رفتارهای او به مدل‌های بیشتر و کامل‌تری نیاز داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نوع یادگیری،‌ محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصاً این‌که بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری بیش از گذشته مطرح شده و توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها هم به نگرانی‌های قبلی افزوده است و دوباره این سوال مطرح شده که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''خودکارآمدی یا Self-efficacy''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مباحثی که بندورا سال‌ها روی آن مطالعه کرد، «اهمیت باور به توانایی‌های خویشتن در یک حوزه‌ی خاص» است. چیزی که از‌ آن با عنوان Self-efficacy یا خودکارآمدی یاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بحث بسیار گسترده است و باید در قالب درس‌های مستقل به آن پرداخته شود. بنابراین در این‌جا صرفاً به یک مثال از خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه اکتفا می‌کنیم (+).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض کنید دانشجویی معتقد است که توانایی او در یادگیری دروس دانشگاهی و رسیدن به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد زیاد است (خودکارآمدی بالا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل دانشجوی دیگری بر این باور است که توانایی او در یادگیری، کمتر از چیزی است که برای دانشگاه لازم است و همین‌طور، فکر می‌کند که به سادگی نمی‌تواند به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد برسد (خودکارآمدی پایین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا و هم‌فکران او، با سال‌ها مطالعه و مجموعه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات نشان داده‌اند که این باور می‌تواند از جهات مختلف روی تصمیم‌ها و رفتار آن دانشجو تأثیر بگذارد. از جمله این‌که چه درس‌هایی بخواند، چقدر درس بخواند، اگر شکست خورد یا نمره‌ی خوبی کسب نکرد، چقدر ادامه بدهد و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس می‌شود نتیجه گرفت که باور فرد به توانایی‌های خود (مستقل از این‌که چنین باوری چقدر درست یا نادرست باشد) می‌تواند روی دستاوردهایی که در نهایت کسب می‌کند تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این موضوع را در آینده در قالب درس مستقلی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''کتاب‌های آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود یا Self-efficacy&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. بنیادهای اجتماعی فکر و عمل یا Social Foundations of Thought and Action&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر یا Self-efficacy in changing societies (مجموعه مقالات با نظارت بندورا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی یا Aggression: A Social Learning Analysis&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).&lt;br /&gt;
'''بی‌قیدی نسبت به اخلاق''' (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''مدال ملی علوم آمریکا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا در سال ۲۰۱۵ مدال ملی علوم (National Medal of Science) را به خاطر یک عمر خدمات علمی دریافت کرد. بررسی فهرست کسانی که در آن سال مدال ملی علوم را دریافت کردند نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها در رشته‌هایی مثل پزشکی، ژنتیک و بیولوژی فعالیت کرده بودند. حوزه‌هایی که معمولاً به عنوان علوم سخت یا Hard Science شناخته می‌شوند. اما تلاش‌های بندورا بسیار زیاد و دستاوردهای او چنان محکم و قابل‌اتکا بود که در فهرست این افراد قرار گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17547</id>
		<title>آلبرت بندورا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17547"/>
		<updated>2021-12-30T12:49:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان معاصر جهان می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا که توانست دهمین دهه‌ی زندگی خود را نیز ببیند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد و در سال ۲۰۱۵ هم مدال ملی علوم را از رئیس‌جمهور آمریکا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه‌ی علمی جهان این بخت را داشت تا برای مدتی طولانی از حضور بندورا بهره‌مند شود. بندورا در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت و وقتش را تا آخرین سال زندگی، به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌داد. ظاهراً یک بار اختلافی میان دانش‌آموزان دبیرستانی یک مدرسه به وجود می‌آید که بندورا زنده است یا مرده. چنان‌که بندورا خودش در سال ۲۰۱۸ روایت می‌کند (+):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمیل زدند که: «پروفسور بندورا. ما یه دعوای عظیم توی کلاس‌مون داریم که فقط شما می‌تونین جواب بدین. شما هنوز زنده‌این؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ایمیل‌شان را جواب دادم که: «این ایمیل داره از اون دنیا ارسال میشه. ما این‌جا ایمیل داریم، اما فیس‌بوک نداریم!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی پربار و ثمربخش بندورا ۹۵ سال ادامه داشت و در نهایت، در ۲۶ جولای سال ۲۰۲۱ به علت نارسایی قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''نظریه‌ی یادگیری اجتماعی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفاوت روانشناسی رفتاری و روانشناسی شناختی را به شکلی مختصر و غیردقیق می‌توان در قالب عبارات زیر توصیف کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند&lt;br /&gt;
* روانشناسی شناختی بیش از هر چیز می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین نگاهی را بپذیریم، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد. اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و پاداش و تنبیه و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست. نگاه بندورا این بود که شاید مکتب رفتارگرایانه برای درک رفتارهای موش‌ها و کبوترها کافی باشد، اما ذهن انسان پیچیده‌تر است و برای شرح رفتارهای او به مدل‌های بیشتر و کامل‌تری نیاز داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نوع یادگیری،‌ محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصاً این‌که بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری بیش از گذشته مطرح شده و توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها هم به نگرانی‌های قبلی افزوده است و دوباره این سوال مطرح شده که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''خودکارآمدی یا Self-efficacy''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مباحثی که بندورا سال‌ها روی آن مطالعه کرد، «اهمیت باور به توانایی‌های خویشتن در یک حوزه‌ی خاص» است. چیزی که از‌ آن با عنوان Self-efficacy یا خودکارآمدی یاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بحث بسیار گسترده است و باید در قالب درس‌های مستقل به آن پرداخته شود. بنابراین در این‌جا صرفاً به یک مثال از خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه اکتفا می‌کنیم (+).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض کنید دانشجویی معتقد است که توانایی او در یادگیری دروس دانشگاهی و رسیدن به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد زیاد است (خودکارآمدی بالا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل دانشجوی دیگری بر این باور است که توانایی او در یادگیری، کمتر از چیزی است که برای دانشگاه لازم است و همین‌طور، فکر می‌کند که به سادگی نمی‌تواند به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد برسد (خودکارآمدی پایین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا و هم‌فکران او، با سال‌ها مطالعه و مجموعه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات نشان داده‌اند که این باور می‌تواند از جهات مختلف روی تصمیم‌ها و رفتار آن دانشجو تأثیر بگذارد. از جمله این‌که چه درس‌هایی بخواند، چقدر درس بخواند، اگر شکست خورد یا نمره‌ی خوبی کسب نکرد، چقدر ادامه بدهد و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس می‌شود نتیجه گرفت که باور فرد به توانایی‌های خود (مستقل از این‌که چنین باوری چقدر درست یا نادرست باشد) می‌تواند روی دستاوردهایی که در نهایت کسب می‌کند تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این موضوع را در آینده در قالب درس مستقلی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کتابهای آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود یا Self-efficacy&lt;br /&gt;
2. بنیادهای اجتماعی فکر و عمل یا Social Foundations of Thought and Action&lt;br /&gt;
3. نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory&lt;br /&gt;
4. خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر یا Self-efficacy in changing societies (مجموعه مقالات با نظارت بندورا)&lt;br /&gt;
5. خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی یا Aggression: A Social Learning Analysis&lt;br /&gt;
اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).&lt;br /&gt;
'''بی‌قیدی نسبت به اخلاق''' (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''مدال ملی علوم آمریکا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا در سال ۲۰۱۵ مدال ملی علوم (National Medal of Science) را به خاطر یک عمر خدمات علمی دریافت کرد. بررسی فهرست کسانی که در آن سال مدال ملی علوم را دریافت کردند نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها در رشته‌هایی مثل پزشکی، ژنتیک و بیولوژی فعالیت کرده بودند. حوزه‌هایی که معمولاً به عنوان علوم سخت یا Hard Science شناخته می‌شوند. اما تلاش‌های بندورا بسیار زیاد و دستاوردهای او چنان محکم و قابل‌اتکا بود که در فهرست این افراد قرار گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17546</id>
		<title>آلبرت بندورا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17546"/>
		<updated>2021-12-30T12:48:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان معاصر جهان می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا که توانست دهمین دهه‌ی زندگی خود را نیز ببیند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد و در سال ۲۰۱۵ هم مدال ملی علوم را از رئیس‌جمهور آمریکا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه‌ی علمی جهان این بخت را داشت تا برای مدتی طولانی از حضور بندورا بهره‌مند شود. بندورا در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت و وقتش را تا آخرین سال زندگی، به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌داد. ظاهراً یک بار اختلافی میان دانش‌آموزان دبیرستانی یک مدرسه به وجود می‌آید که بندورا زنده است یا مرده. چنان‌که بندورا خودش در سال ۲۰۱۸ روایت می‌کند (+):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمیل زدند که: «پروفسور بندورا. ما یه دعوای عظیم توی کلاس‌مون داریم که فقط شما می‌تونین جواب بدین. شما هنوز زنده‌این؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ایمیل‌شان را جواب دادم که: «این ایمیل داره از اون دنیا ارسال میشه. ما این‌جا ایمیل داریم، اما فیس‌بوک نداریم!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی پربار و ثمربخش بندورا ۹۵ سال ادامه داشت و در نهایت، در ۲۶ جولای سال ۲۰۲۱ به علت نارسایی قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''نظریه‌ی یادگیری اجتماعی'''&lt;br /&gt;
 ==&lt;br /&gt;
تفاوت روانشناسی رفتاری و روانشناسی شناختی را به شکلی مختصر و غیردقیق می‌توان در قالب عبارات زیر توصیف کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند&lt;br /&gt;
* روانشناسی شناختی بیش از هر چیز می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین نگاهی را بپذیریم، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد. اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و پاداش و تنبیه و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست. نگاه بندورا این بود که شاید مکتب رفتارگرایانه برای درک رفتارهای موش‌ها و کبوترها کافی باشد، اما ذهن انسان پیچیده‌تر است و برای شرح رفتارهای او به مدل‌های بیشتر و کامل‌تری نیاز داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نوع یادگیری،‌ محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصاً این‌که بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری بیش از گذشته مطرح شده و توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها هم به نگرانی‌های قبلی افزوده است و دوباره این سوال مطرح شده که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''خودکارآمدی یا Self-efficacy''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مباحثی که بندورا سال‌ها روی آن مطالعه کرد، «اهمیت باور به توانایی‌های خویشتن در یک حوزه‌ی خاص» است. چیزی که از‌ آن با عنوان Self-efficacy یا خودکارآمدی یاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بحث بسیار گسترده است و باید در قالب درس‌های مستقل به آن پرداخته شود. بنابراین در این‌جا صرفاً به یک مثال از خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه اکتفا می‌کنیم (+).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض کنید دانشجویی معتقد است که توانایی او در یادگیری دروس دانشگاهی و رسیدن به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد زیاد است (خودکارآمدی بالا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل دانشجوی دیگری بر این باور است که توانایی او در یادگیری، کمتر از چیزی است که برای دانشگاه لازم است و همین‌طور، فکر می‌کند که به سادگی نمی‌تواند به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد برسد (خودکارآمدی پایین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا و هم‌فکران او، با سال‌ها مطالعه و مجموعه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات نشان داده‌اند که این باور می‌تواند از جهات مختلف روی تصمیم‌ها و رفتار آن دانشجو تأثیر بگذارد. از جمله این‌که چه درس‌هایی بخواند، چقدر درس بخواند، اگر شکست خورد یا نمره‌ی خوبی کسب نکرد، چقدر ادامه بدهد و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس می‌شود نتیجه گرفت که باور فرد به توانایی‌های خود (مستقل از این‌که چنین باوری چقدر درست یا نادرست باشد) می‌تواند روی دستاوردهایی که در نهایت کسب می‌کند تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این موضوع را در آینده در قالب درس مستقلی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کتابهای آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود یا Self-efficacy&lt;br /&gt;
2. بنیادهای اجتماعی فکر و عمل یا Social Foundations of Thought and Action&lt;br /&gt;
3. نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory&lt;br /&gt;
4. خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر یا Self-efficacy in changing societies (مجموعه مقالات با نظارت بندورا)&lt;br /&gt;
5. خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی یا Aggression: A Social Learning Analysis&lt;br /&gt;
اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).&lt;br /&gt;
'''بی‌قیدی نسبت به اخلاق''' (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''مدال ملی علوم آمریکا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا در سال ۲۰۱۵ مدال ملی علوم (National Medal of Science) را به خاطر یک عمر خدمات علمی دریافت کرد. بررسی فهرست کسانی که در آن سال مدال ملی علوم را دریافت کردند نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها در رشته‌هایی مثل پزشکی، ژنتیک و بیولوژی فعالیت کرده بودند. حوزه‌هایی که معمولاً به عنوان علوم سخت یا Hard Science شناخته می‌شوند. اما تلاش‌های بندورا بسیار زیاد و دستاوردهای او چنان محکم و قابل‌اتکا بود که در فهرست این افراد قرار گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17545</id>
		<title>آلبرت بندورا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7&amp;diff=17545"/>
		<updated>2021-12-30T12:45:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: صفحه‌ای تازه حاوی «== '''آلبرت بندورا''' == آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''آلبرت بندورا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان معاصر جهان می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا که توانست دهمین دهه‌ی زندگی خود را نیز ببیند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد و در سال ۲۰۱۵ هم مدال ملی علوم را از رئیس‌جمهور آمریکا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه‌ی علمی جهان این بخت را داشت تا برای مدتی طولانی از حضور بندورا بهره‌مند شود. بندورا در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت و وقتش را تا آخرین سال زندگی، به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌داد. ظاهراً یک بار اختلافی میان دانش‌آموزان دبیرستانی یک مدرسه به وجود می‌آید که بندورا زنده است یا مرده. چنان‌که بندورا خودش در سال ۲۰۱۸ روایت می‌کند (+):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمیل زدند که: «پروفسور بندورا. ما یه دعوای عظیم توی کلاس‌مون داریم که فقط شما می‌تونین جواب بدین. شما هنوز زنده‌این؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ایمیل‌شان را جواب دادم که: «این ایمیل داره از اون دنیا ارسال میشه. ما این‌جا ایمیل داریم، اما فیس‌بوک نداریم!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی پربار و ثمربخش بندورا ۹۵ سال ادامه داشت و در نهایت، در ۲۶ جولای سال ۲۰۲۱ به علت نارسایی قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''نظریه یادگیری اجتماعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفاوت روانشناسی رفتاری و روانشناسی شناختی را به شکلی مختصر و غیردقیق می‌توان در قالب عبارات زیر توصیف کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند&lt;br /&gt;
* روانشناسی شناختی بیش از هر چیز می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین نگاهی را بپذیریم، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد. اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و پاداش و تنبیه و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست. نگاه بندورا این بود که شاید مکتب رفتارگرایانه برای درک رفتارهای موش‌ها و کبوترها کافی باشد، اما ذهن انسان پیچیده‌تر است و برای شرح رفتارهای او به مدل‌های بیشتر و کامل‌تری نیاز داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نوع یادگیری،‌ محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصاً این‌که بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری بیش از گذشته مطرح شده و توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها هم به نگرانی‌های قبلی افزوده است و دوباره این سوال مطرح شده که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''خودکارآمدی یا Self-efficacy''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مباحثی که بندورا سال‌ها روی آن مطالعه کرد، «اهمیت باور به توانایی‌های خویشتن در یک حوزه‌ی خاص» است. چیزی که از‌ آن با عنوان Self-efficacy یا خودکارآمدی یاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بحث بسیار گسترده است و باید در قالب درس‌های مستقل به آن پرداخته شود. بنابراین در این‌جا صرفاً به یک مثال از خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه اکتفا می‌کنیم (+).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض کنید دانشجویی معتقد است که توانایی او در یادگیری دروس دانشگاهی و رسیدن به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد زیاد است (خودکارآمدی بالا).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل دانشجوی دیگری بر این باور است که توانایی او در یادگیری، کمتر از چیزی است که برای دانشگاه لازم است و همین‌طور، فکر می‌کند که به سادگی نمی‌تواند به شایستگی‌ها و مهارت‌هایی که دانشگاه از او انتظار دارد برسد (خودکارآمدی پایین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا و هم‌فکران او، با سال‌ها مطالعه و مجموعه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات نشان داده‌اند که این باور می‌تواند از جهات مختلف روی تصمیم‌ها و رفتار آن دانشجو تأثیر بگذارد. از جمله این‌که چه درس‌هایی بخواند، چقدر درس بخواند، اگر شکست خورد یا نمره‌ی خوبی کسب نکرد، چقدر ادامه بدهد و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس می‌شود نتیجه گرفت که باور فرد به توانایی‌های خود (مستقل از این‌که چنین باوری چقدر درست یا نادرست باشد) می‌تواند روی دستاوردهایی که در نهایت کسب می‌کند تأثیرگذار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این موضوع را در آینده در قالب درس مستقلی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کتابهای آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود یا Self-efficacy&lt;br /&gt;
2. بنیادهای اجتماعی فکر و عمل یا Social Foundations of Thought and Action&lt;br /&gt;
3. نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory&lt;br /&gt;
4. خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر یا Self-efficacy in changing societies (مجموعه مقالات با نظارت بندورا)&lt;br /&gt;
5. خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی یا Aggression: A Social Learning Analysis&lt;br /&gt;
اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).&lt;br /&gt;
'''بی‌قیدی نسبت به اخلاق''' (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''مدال ملی علوم آمریکا''' ==&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا در سال ۲۰۱۵ مدال ملی علوم (National Medal of Science) را به خاطر یک عمر خدمات علمی دریافت کرد. بررسی فهرست کسانی که در آن سال مدال ملی علوم را دریافت کردند نشان می‌دهد بیشتر آن‌ها در رشته‌هایی مثل پزشکی، ژنتیک و بیولوژی فعالیت کرده بودند. حوزه‌هایی که معمولاً به عنوان علوم سخت یا Hard Science شناخته می‌شوند. اما تلاش‌های بندورا بسیار زیاد و دستاوردهای او چنان محکم و قابل‌اتکا بود که در فهرست این افراد قرار گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17544</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17544"/>
		<updated>2021-12-30T12:29:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاوت ما درباره‌ی کارایی بر چهار منبع استوار است: موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع‌سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dousti.net/Persian/?p=542&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17543</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17543"/>
		<updated>2021-12-30T12:27:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع توجه ارادی: ===&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند: ===&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:'''&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نتایج تحقیقات broadbent:'''&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر ضعیف treisman:'''&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پیشینه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.1- پایان نامه ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.2- مقاله ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.3- کتاب ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17542</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17542"/>
		<updated>2021-12-30T12:26:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع توجه ارادی: ===&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند: ===&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:'''&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
'''نتایج تحقیقات broadbent:'''&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر ضعیف treisman:'''&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پیشینه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.1- پایان نامه ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.2- مقاله ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.3- کتاب ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17541</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17541"/>
		<updated>2021-12-30T12:25:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: /* نواع توجه ارادی: */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
ا&lt;br /&gt;
=== انواع توجه ارادی: ===&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند: ===&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:'''&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
'''نتایج تحقیقات broadbent:'''&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر ضعیف treisman:'''&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پیشینه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
'''1.1- پایان نامه ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.2- مقاله ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.3- کتاب ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17540</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17540"/>
		<updated>2021-12-30T12:24:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
ا&lt;br /&gt;
=== نواع توجه ارادی: ===&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند: ===&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:'''&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
'''نتایج تحقیقات broadbent:'''&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
'''مدل فیلتر ضعیف treisman:'''&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پیشینه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
'''1.1- پایان نامه ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.2- مقاله ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.3- کتاب ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17539</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17539"/>
		<updated>2021-12-30T12:19:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: /* منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاوت ما درباره‌ی کارایی بر چهار منبع استوار است: موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع‌سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dousti.net/Persian/?p=542&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17538</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17538"/>
		<updated>2021-12-30T12:17:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 '''قضاوت ما درباره احساس کارایی بر چهار منبع اطلاعاتی استوار است : موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dousti.net/Persian/?p=542&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17537</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17537"/>
		<updated>2021-12-30T12:15:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 قضاوت ما درباره احساس کارایی بر چهار منبع اطلاعاتی استوار است : موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dousti.net/Persian/?p=542&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17536</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17536"/>
		<updated>2021-12-30T12:12:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 قضاوت ما درباره احساس کارایی بر چهار منبع اطلاعاتی استوار است : موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 '''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dousti.net/Persian/?p=542&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17535</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17535"/>
		<updated>2021-12-30T12:12:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 قضاوت ما درباره احساس کارایی بر چهار منبع اطلاعاتی استوار است : موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بزرگسالی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاری هایی مانند ازدواج، پدر مادری و سعی در ترتیب دادن یک شغل را در بر دارد. احساس کارآیی بالا در این دوره برای موفقیت ضرورت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد می کنند، دوره میانسالی استرس زا می شود. باید مهارت های خود را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازه ای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خویش پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحلیل رفتن توانایی های ذهنی و جسمی، بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره تازه ای از ارزیابی خود را می طلبد. پایین بودن احساس کارآیی می تواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تاثیر بیشتری بگذارد. برای مثال، کاهش اعتماد به نفس در مورد عملکرد جنسی می تواند به کاهش فعالیت جنسی منجر شود. از نظر بندورا، احساس کارآیی، عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف بندورا، تغییر دادن رفتار های آموخته شده ای بود که جامعه نامطلوب یا نابهنجار می داند. بر جنبه های بیرونی رفتارهای نا مناسب یا مخرب تمرکز دارد، با این باور که آنها نیز مانند تمام رفتارهای دیگر، آموخته شده هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس ها و فوبی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشی به نام مشارکت هدایت شده (guided participation) ، مشاهده کردن الگوی زنده و بعد مشارکت کردن با الگو را شامل می شود. برای مثال برای درمان کردن فوبی مار، آزمودنی ها از طریق پنجره مشاهده می بینند که الگوی زنده ای به مار دست می زند. آزمودنی ها همراه با الگو وارد اتاق می شوند و دست زدن به مار را از نزدیک مشاهده می کنند. آزمودنی ها که دستکش پوشده اند، در حالی که الگو سر و دم مار را نگه داشته است، وسط مار را لمس می کنند. سرانجام آنها بدون دستکش مار را لمس می کنند.&lt;br /&gt;
'''در سرمش گیری نا آشکار''' (Covert modeling) از آزمودنی ها در خواست می شود الگویی را تجسم کنند که با موقعیت ترسناک یا تهدید کننده ای مقابله می کند؛ آنها واقعا الگویی را نمی بینند. از سر مشق گیری نا آشکار برای درمان فوبی مار و بازداری های اجتماعی استفاده شده است. افراد فوبیک در این موقعیت ترس بر انگیز به احساس کارآیی خود شک دارند. آزاد کردن افراد از این ترس ها، محیط آنها را گسترش داده و احساس کارآیی آنها را بالا می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 '''اضطراب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ترس از درمان پزشکی.''' برخی افراد به قدری از موقعیت های پزشکی می ترسند که ترس به آنها اجازه نمی دهد در صدد درمان برآیند. فیلم سرمشق گیری در کاستن از اضطراب موثر است. کودکانی که فیلم بیمارستان را دیده بودند در مقایسه با کودکان گروه گواه، بعد از بستری شدن، مشکلات رفتاری کمتری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اضطراب آزمون.''' اضطراب آزمون در برخی دانشجویان به قدری شدید است که عملکرد آنها در امتحان، دانش آنها را از مطالبی که امتحان گرفته می شود، واقعا منعکس نمی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مسایل اختلاقی در تغییر رفتار''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مربیان، سیاستمداران و حتی روان شناسان معتقدند که تغییر رفتار، از افراد بهره کشی می کند و آنها را علیه اراده خودشان به بازی می گیرد و کنترل می کند. بندورا معتقد است که این اتهامات گمراه کننده هستند. تغییر رفتار بدون آگاهی درمانجو روی نمی دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سوالهایی درباره ماهیت انسان''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضع بندورا جبرگرایی دو سویه (reciprocal determinism) است. افراد نه اشای ناتوانی هستند که به وسیله نیروهای محیطی کنترل شوند و نه عوامل آزادی هستند که بتوانند به هرچه خواهند، تبدیل بشوند. او مفهوم تقابل سه عاملی (triadic reciprocality) را عنوان کرد که به موجب آن، سه عامل رفتار، فرایند های شناختی، و متغییر های محیطی بر یکدیگر اثر می گذارند. واکنش به محرک ها، مطابق با انتظارات آموخته شده ما، خود انگیخته هستند. ما تاثیرات بالقوه اعمال مان را مشاهده و تعبیر نموده و مشخص می کنیم چه رفتارهایی برای موقعیت خاصی مناسب هستند.&lt;br /&gt;
تقویت به طور خودکار رفتار را تغییر نمی دهد. اگر تقویت موجب تغییر می شود، معمولا به این دلیل است که فرد از آنچه تقویت می شود، آگاه است و دوباره انتظار همان تقویت را برای رفتار کردن به آن شیوه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رابطه با موضوع طبیعت در برابر تربیت، بندورا اعلام می دارد که بیشتر رفتارها (به جز بازتاب ها) آموخته شده هستند و عوامل ژنتیکی نقش جزیی دارند. با این حال، او قبول دارد که عوامل ارثی مانند تیپ بدن، رسش جسمی و ظاهر می توانند بر تقویت کننده هایی که افراد دریافت می کنند، مخصوصا در کودکی، تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه بندورا، تجربیات کودکی مهم هستند. یادگیری کودکی ممکن است از یادگیری در بزرگسالی با نفوذ تر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ارزیابی در نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا مانند اسکینر به جای متغییرهای برانگیزنده درونی، بر رفتار تمرکز دارد. اما بندورا بر خلاف اسکینر، عملکرد متغییرهای شناختی را نیز قبول دارد. روش های ارزیابی عبارت بودند از مشاهده مستقیم، پرسشنامه های خود سنجی، و ارزیابی های فیزیولوژیکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''پژوهش درباره نظریه بندورا''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا طرفدار تحقیقات آزمایشگاهی کنترل شده بر طبق روش های دقیق روان شناسی تجربی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سن و تفاوت های جنسیت.''' احساس کارآیی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش احساس کارآیی والدین.''' نوجوانایی که والدین آنها در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره بالا گرفتند، در مقایسه با نوجوانانی که والدینشنان در احساس کارآیی مربوط به والدین نمره پایین گرفتند، خودشان نیز در احساس کارایی نمره بالا کسب کردند.&lt;br /&gt;
ظاهر جسمانی. ظاهر جسمانی بیشتر از میزان عزت نفس یا سلامتی بر احساس کنترل داشتن بر زندگی تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عملکرد تحصیلی.''' پژوهش بین احساس کارآیی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''انتخاب شغل و عملکرد شغلی.''' پژوهش نشان داده است که مردان، احساس کارایی خود را برای مشاغلی که به طور سنتی ((مردانه)) و همین طور ((زنانه)) محسوب می شوند، عالی می دانند. در مقابل زنان، احساس کارآیی خود را برای مشاغلی که به اصطلاح زنانه هستند، عالی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت جسمانی.''' احساس کارآیی بر چندین جنبه از سلامت جسمانی نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلامت ذهنی.''' کودکانی که خود را از نظر کارآیی اجتماعی و تحصیلی پایین ارزیابی کردند، بیشتر از کودکانی که خود را از نظر کارایی بالا ارزیابی کردند، دچار افسردگی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله کردن با استرس.''' احساس کارایی بالا و احساس کنترل بر رویدادهای زندگی با توانایی مقابله کردن با استرس و به حداقل رساندن تاثیرات مضر آن بر عملکرد زیستی، رابطه مثبت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''کارآیی جمعی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست به همان صورتی که امکان دارد فرد احساس کارآیی را پرورش دهد، گروهی از افراد که با هم در کار مشترکی همکاری می کنند تا به هدف های مشترکی برسند نیز ممکن است کارآیی جمعی (collective efficacy) را پرورش دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''تاملاتی درباره نظریه بندورا''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار آشکار تمرکز دارد. منتقدان باور دارند که این تاکید، جنبه های بارز شخصیت انسان مانند انگیزش و هیجان را نادیده می گیرد. رویکرد یادگیری اجتماعی چندین امتیاز دارد. اول اینکه، در این رویکرد عینی و پذیرای روش های تحقیق ازمایشگاهی است که آن را با تاکید جاری در روان شناسی تجربی متناسب می سازد. دوم اینکه، یادگیری مشاهده ای و تغییر رفتار، با جو کارکردی و عمل گرای روان شناسی آمریکا هماهنگ است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17534</id>
		<title>سرمشق‌گیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%82%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17534"/>
		<updated>2021-12-30T12:03:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: صفحه‌ای تازه حاوی «=== '''معنی سرمشق‌گیری''' === روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=== '''معنی سرمشق‌گیری''' ===&lt;br /&gt;
روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند.&lt;br /&gt;
=== '''انجمن روانشناسی آمریکا (APA)''' ===&lt;br /&gt;
-تکنیکی که در درمان رفتاری شناختی و رفتاردرمانی به کار می رود و در آن یادگیری فقط از طریق مشاهده و تقلید انجام می شود، بدون اینکه هیچ نظر یا تقویت درمانی وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
-فرآیندی که در آن یک یا چند نفر یا نهادهای دیگر به عنوان نمونه (مدل) ای عمل می کنند که کودک از آن الگو می گیرد. مدل ها اغلب والدین، بزرگسالان دیگر یا کودکان دیگر هستند، اما همچنین ممکن است، نمادین باشند (به عنوان مثال، یک کتاب یا شخصیت تلویزیونی).&lt;br /&gt;
=== '''فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)''' ===&lt;br /&gt;
الگوسازی، سرمشق گیری. روشی است که در آن بیمار از رفتاری که درمانگر نشان می دهد، تقلید می کند. هرچند الگوسازی از جنبه های مهم یادگیری بخصوص در دوران کودکی است، به عنوان روشی موثر در درمان اختلالات روانی بالغین شناخته نشده است. معهذا ممکن است بعضی از بیماران را تشویق نماید که تحت درمان روش های اختصاصی تری قرار بگیرند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://esanj.ir/mag/dictionary/modelling&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== '''نظریه سرمشق گیری : آلبرت بندورا''' ===&lt;br /&gt;
آلبرت بندورا با اسکینر موافق است که رفتار آموخته می شود، ولی شباهت آنها به همین جا ختم می شود. بندورا از تاکید اسکینر بر آزمودنی های حیوان تکی به جای آزمودنی های انسان که با یکدیگر تعامل می کنند، انتقاد می کند. رویکرد بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی است که رفتار را به صورتی که در موقعیت اجتماعی شکل می گیرد و تغییر می یابد، بررسی می کند. او بر این موضوع تاکید دارد که تقریبا تمام رفتارها را می توان بدون تجربه کردن مستقیم تقویت، یاد گرفت. رویکرد بندورا یادگیری مشاهده ای (observational learning) نیز نامیده می شود.&lt;br /&gt;
ما از طریق تقویت جانشینی (vicarious reinforcement) با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیریم. این تاکید بر یادگیری مشاهده ای ویژگی برجسته نظریه بندورا است. ویژگی دیگر، برخورد آن با فرایندهای درون شناختی است. ما برای رفتار کردن به همان صورت، تصمیم حساب شده و آگاهانه می گیریم. باید بتوانیم پیامدهای رفتارهایی را که مشاهده می کنیم، پیش بینی و درک کنیم. نظریه او بر پژوهش آزمایشگاهی دقیق با آزمودنی های انسان بهنجار در تعامل اجتماعی، استوار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''سرمشق گیری : اساس یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بندورا اهمیت تقویت مستقیم را به عنوان روشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار، انکار نمی کند، ولی این عقیده را که رفتار فقط می تواند از طریق تقویت مستقیم آموخته یا تغییر یابد ، به چالش می طلبد. او معتقد است شرطی سازی کنشگر برای یادگیری مهارتهایی مانند شنا کردن یا رانندگی روشی نامناسب و بالقوه خطر ناک است. از نظر بندورا اغلب رفتارهای انسان از طریق الگو آموخته می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات عروسک بوبو''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طریق سرمشق گیری (modeling) با مشاهده کردن رفتار الگو و تکرار کردن آن رفتار، این امکان وجود دارد که پاسخ هایی را اکتساب کنیم که قبلا هرگز انجام نداده این و پاسخ های موجود را نیرومند یا ضعیف کنیم. کودکانی که رفتار بزرگسالی را مشاهده کردند که به بوبو لگد می زند و آن را کتک می زند، وقتی با عروسک تنها گذاشته شدند، از الگو تقلید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تحقیقات سرمشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق نظریه بندورا، رفتار کودکان باید رفتار والدین آنها را منعکس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''بازداری زدایی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفتارهایی که فرد معمولا سرکوب یا بازداری می کند، می توانند تحت تاثیر الگو راحت تر انجام شوند. این پدیده که بازداری زدایی (disinhibition) نامیده می شود به ضعیف شدن بازداری از طریق روبرو شدن با الگو اشاره دارد. برای مثال افراد در جمعیت ممکن است دست به شورش زده، شیشه ها را بشکنند و فریاد بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تاثیرات الگوهای جامعه''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما با والدین به عنوان الگو شروع می کنیم و زبان آنها را یاد می گیرم و با رسوم و رفتارهای قابل قبول فرهنگ، جامعه پذیر می شویم. افراد منحرف از الگوهایی پیروی کرده اند که باقی افراد جامعه آنها را نا مطلوب می دانند. از جمله رفتارهای متعددی که کودکان از طریق سرمشق گیری فرا می گیرند، ترسهای غیر منطقی هستند. البته رفتارهای مثبتی چون توانمندی، جرات، و خوش بینی هم از والدین و الگوهای دیگر آموخته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''ویژگی های موقعیت سر مشق گیری''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه عاملی که بر سرمشق گیری تاثیر می گذارند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ویژگی های الگوها.''' ما بیشتر تحت تاثیر فردی قرار می گیریم که به نظر می رسد شبیه ماست تا فردی که با ما تفاوت زیادی دارد. ما از رفتار کسی که هم جنس و همسن ماست بیشتر سرمشق گیری می کنیم. مقام و شهرت الگو نیز عامل مهمی هستند. نوع رفتاری که الگو انجام می دهد بر میزان تقلید تاثیر می گذارد. رفتارهای خصومت آمیز و پرخاشگرانه، مخصوصا توسط کودکان، قویا تقلید می شوند.خته می شوند.&lt;br /&gt;
'''ویژگی های مشاهده گر.''' افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند از افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند، به احتمال خیلی بیشتری از رفتار الگو، تقلید می کنند.&lt;br /&gt;
'''پیامدهای پاداش مرتبط با رفتارها.''' الگویی که مقام بالایی دارد ممکن است باعث شود از رفتار خاصی تقلید کنیم، ولی اگر پاداش ها برای ما معنی دار نباشند، آن رفتار را ادامه نخواهیم داد و به احتمال کمتری در آینده تحت تاثیر آن الگو قرار می گیریم. در تحقیق عروسک بوبو برخی کودکان دیدند که الگو به خاطر کتک زدن عروسک تحسین می شود و سودا و شکلات می گیرد. گروه دیگر دیدند که الگو به خاطر همین رفتار تنبیه کلامی و بدنی می شود. کودکانی که تنبیه را مشاهده کرده بودند پرخاشگری کمتری را به بوبو نشان دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''فرایندهای یادگیری مشاهده ای''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای توجه .''' پرورش دادن فرایندهای شناختی و مهارتهای ادراکی خود به صورتی که بتوانیم به الگو توجه کامل کرده و او را با دقت کافی درک کنیم تا از رفتار آشکار شده تقلید کنیم. مثال : بیدار ماندن در طول کلاس آموزش رانندگی.&lt;br /&gt;
'''فرایندهای یادداری.''' برای این کار از فرایندهای شناختی خود برای رمزگردانی یا تشکیل تصاویر ذهنی و توصیفهای کلامی رفتار الگو استفاده می کنیم. مثال : یادداشت برداری از سخنرانی یا فیلم ویدیویی از کسی که اتوموبیل می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تولید.''' انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو، به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمرمام. مثال : نشستن در اتوموبیل همراه با مربی برای تمرین عوض کردن دنده ها و برخورد نکردن با مخروطهای ترافیک در محوطه پارکینگ مدرسه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرایندهای تشویقی و انگیزشی.''' پی بردن به این که رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو ، توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق ما نیز در مورد همان رفتار، به پیامدهای مشابهی خواهد انجامید. مثال : داشتن این انتظار که وقتی بر مهارتهای رانندگی تسلط یافتیم، در آزمایش رانندگی قبول شده و گواهینامه خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''تقویت خود و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود عامل روانی نیست که علت های رفتار را تعیین کند. بلکه، خود یک رشته فرایندها و ساختارهای شناختی است که با تفکر و ادراک ارتباط دارند. دو جنبه مهم خود، تقویت خود و احساس کارایی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقویت خود''' به اندازه  تقویتی که دیگران اجرا می کنند، اهمیت دارد. ما خود را برای تحقق بخشیدن به معیارها و انتظاراتمان یا فراتر رفتن از آنها تقویت کرده و برای شکست خوردن در آنها تنبیه می کنیم. تقویت خود گردان می تواند مادی باشد مانند یک جفت کفش ژیمیناستیک یا اتوموبیل یا اینکه هیجانی باشد مانند احساس غرور یا خشنودی به خاطر کاری که خوب انجام شده است. تنبیه خود گردان می تواند به صورت شرم، احساس گناه، یا افسردگی به خاطر رفتار نکردن به شیوه ای که دوست داشتیم رفتار کنیم ابراز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقویت خود شبیه چیزی می باشد که نظریه پردازان دیگر وجدان یا فراخود می نامند. ولی بندورا قبول نداشت که با آنها یکی است. تقویت خود بیشتر رفتارهای ما را تنظیم می کند. رفتار گذشته ما می تواند معیاری برای ارزیابی رفتار حال و مشوقی برای عملکرد بهتر در آینده باشد. وقتی به سطح خاصی از پیشرفت می رسیم، شاید این معیار دیگر ما را به چالش نطلبد، بر انگیخته نکند، یا ارضا نکند، بنابراین معیار خود را بالا می بریم و انتظار بیشتری از خودمان داریم. نا کامی در پیشرفت کردن می تواند به پایین آوردن معیار به سطح واقع بینانه تر منجر شود. افرادی که معیارهای عملکرد غیر واقع بینانه تعیین می کنند – که از الگوهای بسیار با استعداد و موفق انتظارات رفتاری را آموخته اند – ممکن است با وجود شکست های مکرر، به تلاش خود برای تحقق بخشیدن به این انتظارات بیش از حد بالا، ادامه دهند. آنها از لحاظ هیجانی ممکن است خودشان را با احساس های بی ارزشی و افسردگی تنبیه کنند. این احساس های خود ساخته می توانند به رفتارهای خود شکنی مانند سو مصرف الکل و دارو یا روی آوردن به دنیای خیالپردازی منجر شوند. ما معیارهای درونی اولیه خود را از رفتار الگوها، معمولا والدین و آموزگاران یاد می گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''احساس کارایی یا (( اعتقاد داشتن به اینکه می توانید))''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احساس کارایی''' (self-efficacy) در نظام بندورا به احساس های کفایت ، شایستگی و قابلیت در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. افرادی که احساس کارآیی پایین دارند، احساس می کنند که درمانده هستند و نمی توانند رویدادهای زندگی خود را کنترل کنند. آنها معتقدند که هرگونه تلاشی که می کنند بیهوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که احساس کارآیی بالا دارند معتقدند که می توانند به نحو موثری با وقایع و موقعیت ها برخورد کنند. چون آنها انتظار دارند که در غلبه کردن بر موانع موفق شوند، در کارها استقامت به خرج می دهند و اغلب در سطح بالا عمل می کنند. به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و خود ناباوری ناچیزی دارند. احساس کارآیی، نیروی اعتقاد داشتن به این است که می توانید آنچه را که می خواهید انجام دهید، به سرانجام برسانید و به موفقیت برسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''منابع اطلاعات درباره احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 قضاوت ما درباره احساس کارایی بر چهار منبع اطلاعاتی استوار است : موفقیت عملکرد، تجربیات جانشینی، قانع سازی کلامی و برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''موفقیت عملکرد.''' تجربیات موفقیت آمیز قبلی نشانه مستقیمی را از میزان تسلط و شایستگی ما در اختیار می گذارند. شکست های قبلی احساس کارایی را پایین می آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تجربیات جانشینی.''' دیدن کسانی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند – احساس کارآیی را تقویت می کند، مخصوصا اگر افرادی را که مشاهده می کنیم از نظر توانایی مشابه باشند. اگر آنها می توانند آن را انجام دهند، پس من هم می توانم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قانع سازی کلامی.''' یعنی یادآوری کردن به افراد که آنها از توانایی انجام دادن هر کاری که بخواهند انجام دهند، برخوردارند، می تواند احساس کارآیی را بالا ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی.''' در صورتی که برانگیخته، عصبی، یا دچار سر درد نباشیم، به احتمال بیشتری باور داریم که می توانیم مشکلی را با موفقیت حل کنیم. هر چه بیشتر احساس خونسردی کنیم، کارآیی ما بیشتر می شود. در حالی که هرچه سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی و هیجانی ما بالاتر باشد، احساس کارآیی ما پایین تر است. هر چه بیشتر در موقعیت خاصی احساس ترس، اضطراب، یا تنش کنیم، کمتر احساس می کنیم که قادر به مقابله کردن هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرایط خاصی احساس کارآیی را افزایش می دهند :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. روبرو کردن افراد با تجربیات موفقیت آمیز به وسیله ترتیب دادن هدفهای دست یافتنی، موفقیت عملکرد را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
2. روبرو کردن افراد با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیز دارند، تجربیات موفقیت جانشینی را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
3. قانع سازی کلامی، افراد را ترغیب می کند باور کنند که توانایی عملکرد موفقیت آمیز را دارند.&lt;br /&gt;
4. تقویت کردن بر انگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی مناسب، کاهش استرس، و برنامه های ورزشی، نیرو، بنیه و توانایی مقابله کردن را افزایش می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== '''مراحل سرمشق گیری و احساس کارآیی''' ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کودکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودکی سرمشق گیری به تقلید بلافاصله یا فوری محدود می شود. رفتاری که الگو برداری می شود باید در دامنه رشد حسی – حرکتی کودک باشد. حدود ۲ سالگی، فرایندهای توجه، یادداری و تولید را به قدر کافی پرورش داده اند که رفتار تقلید شده را مدتی بعد از مشاهده آن، نه بلافاصله پس از آن، نشان دهند. کودکان خردسال عمدتا با محرکهای مادی مانند غذا، یا محبت تقویت می شوند. کودکان بزرگتر، تقویت کننده های مثبت مادی را با علایم تایید از جانب الگوهای مهم و تقویت کننده های نا خوشایند را با علایم عدم تایید، تداعی می کنند. سرانجام این پاداش ها و تنبیه ها خود گردان می شوند. احساس کارآیی به تدریج پرورش می یابد. والدین در حالت ایده آل، به فعالیت ها و تلاشهای فرزندان در حال رشد خود برای ارتباط برقرار کردن، پاسخ می دهند و محیط تحریک کننده ای را فراهم می آورند که امکان رشد کردن و کاوش کردن را به کودک می دهد. این تجربیات اولیه کارآیی ساز، بر والدین تمرکز دارند.&lt;br /&gt;
مردان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی روابط صمیمانه ای با پدر خود داشته اند. مادر آنها متوقع تر از پدرشان بوده و سطوح عملکرد و موفقیت بالاتری را انتظار داشته است. زنان دارای احساس کارآیی بالا، در دوران کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار قرار داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی دنیای کودک گسترش می یابد، اهمیت تاثیر والدین کاهش می یابد. بندورا نیز مانند آدلر ترتیب تولد در خانواده را با اهمیت می داند. همشیرهای هم جنس بیشتر از همشیر های جنس مخالف رقابت جو هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نوجوانی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنار آمدن با درخواست ها و فشارهای جدید را در بر دارند که از آگاهی فزاینده درباره مسایل جنسی تا انتخاب دانشگاه و شغل گسترش دارند. موفقیت در این مرحله معمولا به میزان احساس کارآیی پرورش یافته در سال های کودکی بستگی دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1_%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=17533</id>
		<title>پایداری در برابر سختی‌ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1_%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=17533"/>
		<updated>2021-12-29T17:58:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: صبر در مشکلات از دیدگاه حضرت علی (ع) - حامد حیدری&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امام علی (ع) فرمود: الصبر ثلاثه: الصبر علی المصیبه والصبر علی الطاعه و الصبر عن المعصیه صبر سه گونه است. صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و بندگی، صبر بر معصیت و گناه. (تحف‌العقول، ص. ۲۰۳) حضرت تاکید می‌کنند: انسان صبور پیروزی را از دست نمی‌دهد هرچند زمان آن طولانی شود. (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۵۳)&lt;br /&gt;
مصادیق صبر&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین در اهمیت اقسام صبر می‌فرمایند: صبر در بلا و گرفتاری نیکو و زیباست، اما زیباتر و نیکوتر از آن، صبر از محرمات الهی و چشم‌پوشی از گناه است. (غرر‌الحکم، ج. ۱، ص. ۶۰۹) در نهج‌البلاغه صبر را بر چهار پایه (اصل) قرار می‌دهند: شوق- هراس- زهد- انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت‌هایش کاهش پیدا می‌کند. شخصی که از آتش جهنم می‌ترسد، از حرام دوری می‌گزیند. انسانی که در دنیا زهد می‌ورزد، مصیبت‌ها را ساده می‌پندارد و بالاخره انسانی که مرگ را انتظار می‌کشد، در نیکی‌ها و کار‌های خوب شتاب می‌کند. (حکمت ۳۱) در عبارت فوق علاوه بر مقاومت کردن در برابر گناه و هوا‌های نفسانی و نیز تحمل سختی‌ها و مصیبت‌های دنیایی، انجام دادن کار‌های خوب و شتاب ورزیدن در نیکی‌ها از جمله مصادیق مهم صبر شمرده شده است.&lt;br /&gt;
صبر، امر اکتسابی&lt;br /&gt;
صفت صبر ارتباطی با بدن قوی و نیرومند، جسم چالاک و هیکلی تنومند ندارد. بلکه یک حالت روحی و یک ویژگی درونی و به تعبیر علامه طباطبائی (ره) مصداقی از عزم و تصمیم حدی قلب است. (المیزان ج. ۱۶ ص. ۳۲۶)&lt;br /&gt;
صبر و استقامت، بیش از همه به نوع تفکر آدمی و به نوعی جهان‌بینی انسان مربوط می‌شود. به عبارت دقیق‌تر عنصر صبر و بردباری نتیجه و محصول یک نوع معرفت است و بستگی کامل دارد که در کدام محیط تربیتی پرورش یافته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفت، مراتبی دارد و بالاترین مرتبه آن یقین است. هر اندازه کفه ایمان سنگین‌تر باشد و هر اندازه درجه معرفت بیشتر باشد، مقاومت انسان در برابر ناملایمات و اجتناب او از گناهان و جدیت و سخت‌کوشی آدمی در راه بندگی و انجام وظایف الهی بیشتر و بیشتر خواهد شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صبر. حامد حیدری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C&amp;diff=17532</id>
		<title>مداخلات شناختی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C&amp;diff=17532"/>
		<updated>2021-12-29T17:46:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: رویکرد شناختی - رفتاری  . حامد حیدری&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;رویکرد شناختی رفتاری چیست؟&lt;br /&gt;
بر این اساس مدل شناخت ها، تعیین کنندۀ احساس و رفتار افراد هستند و نقش محوری در تبیین سلامت و اختلال ایفا می کنند. رویکرد cbt یک جزء دیگر نیز دارد و آن رفتار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انواع متنوعی از مدل های مداخله در رویکرد شناختی رفتاری توسط نظریه پردازان بزرگ معرفی شده است، که از جمله‌ی آن‌ها نظریه عقلانی- هیجانی آلبرت الیس (1955)، نظریه شناختی رفتاری آرون بک (اواخر دهه ی 1950)، تغییر شناختی رفتاری توسط دونالد مایکنبام (1977)، دیدگاه چند وجهی لازاروس (1976)، نظریه شناختی رفتاری مارشال لینهان (1993) که به رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) هم معروف است، و نظریۀ طرحواره درمانی جفری یانگ (1995) هستند. از این میان دو نظریه شناختی رفتاری بسیار بانفوذ، متعلق به دو فرد برجسته در حوزۀ شناختی رفتاری الیس و بک می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نظریه‌هایی که مفاهیم آن با نظریه شناختی به خوبی تلفیق شد و منجر به شکل‌گیری عنوان رویکرد شناختی رفتاری گردید نظریه رفتاری است. بر طبق نظریه شناختی رفتاری پیشایندها و پسایندهای یک رفتار می توانند فراوانی و شکل آن رفتار را تبیین کنند. بنابراین در کار درمان با تغییر این پیشایندها و پسایندها می توان رفتار فرد را تغییر داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشایندها در واقع همان محرک‌هایی هستند که سبب بروز رفتار می‌شوند و پسایندها همان پیامدها یا نتایج رفتارها هستند.&lt;br /&gt;
در رویکرد شناختی رفتاری به سه سطح از شناخت اشاره شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باورهای بنیادین‌، باورهای میانجی و افکار خودآیند منفی‌ و علاوه بر این سه سطح، خطاهای شناختی نیز از اجزای مهم شناختی رویکرد cbt محسوب می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شناختی  - حامد حیدری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17531</id>
		<title>همدلی با دیگران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17531"/>
		<updated>2021-12-29T17:41:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: ایجاد همدلی با دیگران  . حامد حیدری&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نظریه روانکاوی : روانکاوی از طریق نظریه‌ی سائق سعی نموده پدیده رفتار دلبستگی و همدلی ناشی از آن را از طریق نیروهای جنسی یا لیبیدو تشریح کند، مادر بعنوان منبع تغذیه، تامین کننده‌ی علاقه‌ی کودک است و هرگونه جدایی طولانی از مادر، تهدیدی است که منجر به اضطراب در کودک می‌شود. به علت فقدان ارتباطات عینی اولیه نوزاد، عاطفه‌ی مادر بطور ناخودآگاه به نوزاد منتقل می‌شود در ابتدای دومین سال زندگی، با ارتباط عینی و توانایی نوزاد برای همسویی عاطفی با مادر آغاز می‌‌شود. بنابراین رشد همدلی نوزاد به تعاملات اولیه ی مادر _ نوزاد نسبت داده شده است .&lt;br /&gt;
نظریه یادگیری : بندروا معتقد است که همدلی از طریق اصول یادگیری اجتماعی (مشاهده، الگوبرداری، تقلید و تقویت) آموخته می‌‌شود. مشاهده‌گر ابتدا به نشانه‌های شنیداری، چهره‌ای و وضعیتی که توسط شخص دیگر نشان داده می‌شود، توجه می‌کند و این اطلاعات، برداشتی در مورد آنچه شخص دیگر احساس می‌کند به مشاهده‌گر می‌دهد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدل فشباخ  چیست ؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد فشباخ، گرچه همدلی به عنوان یک پاسخ عاطفی مشترک میان مشاهده‌گر و شخص دیگر (محرک) تعریف می‌شود، اما احتمال بروز آن تحت تاثیر عوامل شناختی است. فشباخ یک مدل سه بعدی از آموزش همدلی را ارائه داد. مدل او شامل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمیز بین نشانه‌های عاطفی (توانایی شناختی برای تفکیک و تمایز میان نشانه‌های عاطفی که در دیگران بروز کرده).&lt;br /&gt;
در نظر گرفتن دیدگاه شخص دیگر (مهارت شناختی برای درک موقعیت دیگری و اینکه بتوان خود را به جای دیگری قرار داده و نقش او را برای خود فرض کرد) .&lt;br /&gt;
پاسخ گویی عاطفی (توانایی عاطفی برای تجربه هیجان شخص مقابل و اینکه به اندازه کافی حساس و عاطفی باشد) است. دو بعد اول به عنوان یک فرایند شناختی در نظر گرفته می‌شوند و بعد سوم به عنوان یک فرایند عاطفی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:همدلی  . حامد حیدری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4&amp;diff=17522</id>
		<title>آرامش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4&amp;diff=17522"/>
		<updated>2021-12-17T10:02:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: عوامل کوثر در ایجاد آرامش از دیدگاه امام علی (ع) . کاری از داود وادیپور&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;افرادي که نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و به دنبال هدف خاصي نبوده و زندگي پوچي  و بي مفهومي دارند دچار تزلزل روحي  مي شوند. امام علي عليه السلام بر معنادار بودن زندگي تاکيد کرده و مي فرمايند : «چون مردمي باشيد که بر آنها بانگ زدند و بيدار شدند، و دانستند دنيا خانه جاويدان نيست و آن را با آخرت مبادله کردند. خداي سبحان شما را بيهوده نيافريد»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در رهنمودهاي اسلامي آموزه هاي فراواني براي اصلاح شيوه زندگي و برخورداري از سلامت وجود دارد. به عنوان مثال بحث« کرونوبيولوژي» در اسلام با عنوان ساعت خواب مطرح شده و خوابيدن در هنگام طلوع و غروب آفتاب نهي شده است. تحليل اين امر اين گونه است که در اين زمان مقدار هورمونهاي استرس زا (آدرنالين و نورآدرنالين) به حداکثر مي رسد و لذا بيشتر موارد سکته هاي منجر به مرگ در اين دو زمان است، بنابراين اگر در اين زمان انسان بيدار باشد، مي تواند بر اين استرس غلبه کند. همچنين علت اين که به ما آموخته اند شبها زود بخوابيم اين است که هورمون رشد در اوايل شب به حداکثر مي رسد و بازسازي بدن فردي که شبها زود مي خوابد به بهترين شکل صورت مي گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون بسياري از بيماري ها عنوان «سايکوسوماتيک» يا روان تني يافته اند. يعني اگر چه عوارض بيماريها در جسم ديده مي شود، اما ريشه آنها در درون افراد است که از جمله اين بيماريها مي توان به تبخال، بيماريهاي گوارشي، حساسيت ها، اختلال هاي خواب و آفت اشاره کرد. همچنين مقدار مواد ايمني بخش در بدن تحت تأثير عوامل رواني انسان است. (دکتر «محمد مهدي اصفهاني»، عضور هيأت علمي دانشگاه علوم پزشکي ايران در مقاله اي با عنوان ايمني بدن در انحصار روان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جا که عوامل رواني مستقيماً بر فعاليت سيستم ايمني و فنريولوژي بدن تأثير مي گذارند, مي توان با رواني سالم به جسمي سالم دست يافت. آرامش، کليد طلايي سلامت جسم است. بياييم راه رسيدن به آرامش را در کلام امير بيابيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن هدف واقعي در زندگي&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادي که نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و به دنبال هدف خاصي نبوده و زندگي پوچي  و بي مفهومي دارند دچار تزلزل روحي  مي شوند. امام علي عليه السلام بر معنادار بودن زندگي تاکيد کرده و مي فرمايند : «چون مردمي باشيد که بر آنها بانگ زدند و بيدار شدند، و دانستند دنيا خانه جاويدان نيست و آن را با آخرت مبادله کردند. خداي سبحان شما را بيهوده نيافريد» (نهج البلاغه، خطبه63). خداوند در قرآن کريم، انسان را خليفه و جانشين خود معرفي مي‌نمايد، يعني انسان کامل را انساني مي‌داند که بتواند تا آنجا پيش برود که بين او و خدايش، کسي واسطه نباشد. بنابراين انساني داراي روان سالم است که م?من باشد و م?من کسي است که اگر روانش گهگاهي دچار اختلال شود با ياد خدا و درک حضور او در زندگي اش و انجام فرامين الهي به ترميم روان خويش اقدام نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توکل به معني واگذار کردن امور به خداوند در کنار کار و تلاش, وسيله اي جهت کسب آرامش روحي و سلامت رواني است. توجه به اين مطلب لازم است که اگر آموزه هاي ديني به درستي شناخته و اجرا نشوند نه تنها تاثير مثبت نداشته بلکه تاثير منفي خواهد داشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دل با ياد خدا آرام مي گيرد. حضرت علي (عليه السلام) در حکمت 138 نهج البلاغه مي فرمايند: « و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء» امواج بلا و مشکلات و سختي ها را با دعا از خود دور مي کنيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز و نياز علاوه بر اين که غم و اندوه را زايل مي کند، باعث اطمينان قلب و قدرت روحي مي شود. کسي که خدا را بهتر بشناسد و تعهد او نسبت به دستورات خدا بيشتر باشد از سلامت روحي و رواني بيشتري برخوردار است. پس هر وقت انسان خدا را فراموش کرد، جهت خود را در نظام هستي گم کرده و وقتي بندگي و عبادت خدا را فراموش کرد، حتماً به بندگي و عبادت غير خدا افتاده و از اينجاست که اضطراب و تشويش‌ها به سراغش مي‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توکل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توکل به معني واگذار کردن امور به خداوند در کنار کار و تلاش, وسيله اي جهت کسب آرامش روحي و سلامت رواني است. توجه به اين مطلب لازم است که اگر آموزه هاي ديني به درستي شناخته و اجرا نشوند نه تنها تاثير مثبت نداشته بلکه تاثير منفي خواهد داشت. به عنوان مثال اگر توکل را به معني واگذار کردن مطلق امور به خداوند بدانيم و معتقد باشيم خود انسان هيچ وظيفه اي ندارد؛ اين حالت توکل نيست؛ بلکه تن پروري و تن آسايي است، بنابراين همانطور که اشاره شد توکل بايد همراه با کار و تلاش باشد. يعني آن که انسان تلاش و کوشش خود را انجام دهد و به وظيفه خود عمل کند و پس از آن حصول نتيجه را به خدا واگذار نمايد. مسلماً اگر اين صفت در انسان باشد؛ آرامش رواني نيز در کنار آن ايجاد مي شود؛ زيرا او مي داند که بايد سعي و تلاش خود را انجام دهد و در حصول نتيجه بر خدا توکل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر نارسايي هاي روحي و رواني که بشر به آن مبتلا است در اثر اضطراب ها و نگراني هايي است که او براي کسب نتيجه از اقدامات خود دارد. اما انساني که بر خدا توکل کرده است مي داند که نتيجه با اراده خداوند ايجاد مي گردد و بنابراين از اين جهت, روح و روان او داراي آرامش است. چنانکه امام خميني نيز در جمله معروف خود مي فرمايند: ما مامور به وظيفه ايم نه مامور به نتيجه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين چنين است که حضرت امير مي فرمايند : من اراده اصلاح به مقدارى که در توان دارم نمودم و توفيق من تنها از ناحيه خداست و به او اعتماد مى کنم و بسوى او روى انابت مى آورم. (نهج البلاغه,نامه 28)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صله رحم و اظهار محبت به مومنان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اظهار محبت مسلمانان به يکديگر و گردهمايي و اتحاد صفوف از يک سو، موجب رشد عاطفه نوع دوستي در نفس و ترغيب انسان ها به ايثار و رعايت منافع مردم و به طور کلي، جامعه مي شود و از سوي ديگر، موجبات تضعيف حالت هاي انفعالي نفرت و کينه توزي و انگيزه هاي ظلم و تجاوز و حب ذات و خودخواهي را فراهم مي آورد; علت اصلي برخي از آسيب هاي رواني, سوءظن و بدگماني، حسد و کينه توزي و يأس و نااميدي ها است و همه اين علل با برقراري روابط متقابل و محبت آميز از بين رفته و روح و جان آدمي از ملال و اندوه و آسيب رواني نجات مي يابد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام علي(عليه السلام) مي فرمايد: با همسايگان خود خوش رفتاري کنيد; چرا که آنان مورد توصيه و سفارش پيامبر شما هستند. پيامبر(صلي الله عليه وآله) همواره نسبت به همسايگان سفارش مي فرمود، تا آنجا که ما گمان برديم به زودي سهميه اي از ارث براي آنان مقرّر خواهد شد(نهج البلاغه، نامه 47).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجالست با خويشاوندان, امنيت رواني و مادي فرد را تأمين مي کند و احساس نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن را تأمين مي نمايد. امام پرهيزگاران فرمودند: «ايّها الناسُ، اِنّه لايستغنى الرجل و ان کان ذا مال عن عترته (عشيرته)،....»; اى مردم! انسان هر قدر هم ثروتمند باشد، از خويشاوندان خود بى نياز نيست که از او با زبان و دست دفاع کنند. خويشاوندان انسان، بزرگ ترين گروهى هستند که از او حمايت مى کنند و اضطراب و ناراحتى او را مى زدايند; و در هنگام مصيبت ها نسبت به او، پرعاطفه ترين مردم مى باشند. (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص 69). و نيز در جاي ديگر مي فرمايند : نيکي کردن به همسايگان، روزي فرد را افزايش مي دهد. و ساکنان تا چهل خانه از هر طرف، همسايه يکديگر محسوب مي شوند. اگر کسي با شکم سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، م?من نيست. از سوي ديگر صله رحم موجب سلامت جسماني و در نتيجه، طول عمر مي شود. حضرت علي(عليه السلام) در خطبه 110 نهج البلاغه مي‌فرمايند: ارتباط با خويشاوندان مرگ را به تاخير مي‌اندازد و عمر را طولاني مي‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز و نياز علاوه بر اين که غم و اندوه را زايل مي کند، باعث اطمينان قلب و قدرت روحي مي شود. کسي که خدا را بهتر بشناسد و تعهد او نسبت به دستورات خدا بيشتر باشد از سلامت روحي و رواني بيشتري برخوردار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دل نبستن به دنيا و پرهيز از تکلف در زندگي&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يکي از راه هاي کسب آرامش و رسيدن به سلامت جسمي و روحي دل نسپردن به اين دنياي فاني است. اميرم?منان علي (عليه السّلام) فرمود: اي مردم زندگي دنيا گياه خشک شده و درهم کوبيده است که توليد وبا مي‌کند. بنابراين از چراگاه آن دوري جوييد، زيرا دل کندن از آن راحت‌تر است از اينکه در آن اقامت کنيد و در آن آرامش يابيد. روزي اندک آن پاکيزه‌تر از ثروت زياد و جمع شده آن است. کسي که ثروت دنيا را جمع مي‌کند گرفتار فقر و نداري مي‌شود و کسي که از دنيا احساس بي‌نيازي مي‌کند به آسايش مي‌رسد؛ و هر که مقهور زينت و زيبايي دنيا شود از ديدن واقعيت‌ها کور و نابينا مي‌گردد؛ و آن که حرص شديد به دنيا را شعار خويش قرار دهد، دنيا دلش را از غم و غصّه پُر کند؛ و آن غم و غصّه‌ها همواره در مرکز اصلي قلبش در انقلاب و اضطراب است، گرفتار فکري که او را سرگرم مي‌کند و فکري که او را اندوهناک مي‌سازد و اين ادامه دارد تا آنجايي که راه نفس کشيدن او گرفته شود و در خانه قبر جاي گيرد. اين در حالي است که رگ‌هايش بريده شده و فاني شدنش براي پروردگار آسان و وارد کردن او در قبر براي برادران و دوستانش نيز آسان است. آري مرد م?من به دنيا با ديده عبرت نگاه مي‌کند... (نهج البلاغه، حکمت 367)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان داراي معنويت با تکيه بر قدرت پروردگار و حکمت او، به آساني دشواريها ، عوامل اندوه، نگراني و اضطراب را کنترل مي کند و در نتيجه از روان و جسمي سالم تر برخوردار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:بخش نهج البلاغه تبيان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آرامش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=17521</id>
		<title>مواجهه با ناکامی‌ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=17521"/>
		<updated>2021-12-17T09:25:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: مکانیسم دفاعی مقابله با ناکامی . داود وادیپور&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;زندگی، سراسر انتخاب است و باید در هر موقعیت و شرایطی تصمیم گرفت، اما فارغ از انتخاب های خوب یا بد ما، هر کس در هر محیطی که زندگی می کند، باید بتواند با آن سازگار شود. زیرا ناسازگاری فرد با محیط زندگی، در نهایت منجر به نابودی او می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته این سازگاری زمانی حاصل می شود که محیط و عوامل موجود در آن نظم داشته باشند و ارگانیسم بتواند رفتار خود را با آن نظم تطبیق دهد. وقتی ارگانیسم می تواند خود را با نظم محیط سازگار کند، احساس ایمنی و راحتی می کند، در غیر این صورت تعادل او مختل می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 آیا می توان در زندگی از موقعیت های ناکام کننده فاصله گرفت؟&lt;br /&gt;
نظم طبیعت و اجتماع دائما دستخوش تغییر است و ما در طول زندگی خود، بارها با این تغییرات روبرو خواهیم شد. در زندگی روزمره نیز وضع به همین منوال است. اگر بخواهیم به زندگی خود ادامه دهیم باید رفتار موفقیت آمیزی پیش بگیریم. یعنی در مقابل حوادث طبیعی، مقررات اجتماعی و دشمنان، رفتاری پیش بگیریم که بقای ما را تضمین می کند. یکی از راه هایی که به ما کمک می کند تا رفتاری متناسب با موقعیت انتخاب کنیم کسب تجربه است. کودکی که بارها به موقعیت های ناکام کننده روبرو می شود و به مرور یاد می گیرد که چگونه خود را از ناکامی ها و حالات تعارضی نجات دهد، مسلماً در آینده خواهد توانست گلیم خود را از آب بیرون بکشد و رفتاری سازگار با موقعیت داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مکانیسم های دفاعی ناکامی کدامند؟&lt;br /&gt;
فرد برای اینکه سلامت روانی خود را حفظ کند باید با ناکامی و ناراحتی های حاصل از آن مقابله کند. بنابراین از ابزارهایی کمک می گیرد که به آنها مکانیسم های دفاعی می گویند. تعداد این مکانیسم ها، زیاد است و هر یک در موارد خاصی وارد عمل می شود، اما در مجموع می توان گفت که آن ها به طور گروهی عمل می کنند. این مکانیسم ها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم سرکوبی: در مکانیسم سرکوبی، خاطرات و انگیزه های ناراحت کننده و ناسازگار از حوزه ی آگاهی بیرون رانده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم بازگشت: در مکانیسم بازگشت، فرد رفتاری از خود نشان می دهد که در دوران طفولیت انجام گرفته، مفید واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم جا به جایی: در مکانیسم جا به جایی، فشارها و اضطراب های ناشی از ناکامی، به جای این که موضوع اصلی را هدف قرار دهند، به چیزهای دیگری منتقل می شوند. مثلاً کودکی که سینه ی مادر به زور از دهان او بیرون کشیده می شود انگشت خود را می مکد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم فرافکنی: در مکانیسم فرافکنی، فرد تعارض های درونی و انگیزه های خود را بیرون می ریزد و آن ها را به طور ناآگاه به دیگران نسبت می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم دلیل تراشی: در مکانیسم دلیل تراشی، سعی می کنیم عملی را که انجام داده ایم یا انجام نداده ایم توجیه کنیم و بدین وسیله نشان دهیم که آن را از روی تفکر، تأمل و منطق انجام داده ایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم خیالبافی: در مکانیسم خیالبافی، عنان اختیار را به دست خواب و خیال می دهیم تا آنچه را که در عالم واقع به دست نمی آوریم در عالم خیال کسب کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم رویا: خواب دیدن یا رویا موجب می شود که انسان در عالم خواب به آرزوهای خود برسد. می توان گفت که رؤیا نگهبان خواب است. یعنی، وقتی انسان در عالم رؤیا به آرزوهای خود می رسد، به آرامی و به مدت بیشتری می خوابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم جبران: با مکانیسم جبران سعی می کنیم کمبود یا ناتوانی خود را تلاقی کنیم. زنی که نمی تواند بچه دار شود و مهدکودک باز می کند در واقع از مکانیسم جبران کمک می گیرد. برخی افراد، در استفاده از این مکانیسم، راه افراط پیش می گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم تحقیر دیگران: وقتی نمی توانیم به مقامی برسیم، آن مقام یا صاحب آن را تحقیر یا سرزنش می کنیم. بنابراین، تحقیر دیگران مکانیسم دفاعی دیگری است که به ما اجازه می دهد تا به طور ناآگاه، ناراحتی های حاصل از ناکامی، شکست و اضطراب را برطرف کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم همانند سازی: در مکانیسم همانند سازی سعی می کنیم اعمال و رفتارهای خوب دیگران را به خود نسبت دهیم و آن ها را تقلید کنیم. این مکانیسم برای رشد شخصیت اهمیت زیادی دارد. بهتر است جوان ها را طوری تربیت کنیم که از افراد سرشناس، علمی و انسان دوست تقلید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم تصعید: در مکانیسم تصعید، نیروهای درونی جا به جا می شود و به هدفی اجتماع پسند تغییر می یابد. مثلاً برخی افراد، افسردگی و ناکامی عشقی خود را به صورت سرودن اشعار، نوشتن داستان، مجسمه سازی یا ورزش، جبران می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم وارونه: واکنش وارونه مکانیسم دفاعی دیگری است که در آن فرد از اِبراز میل یا آرزویی که چندان مورد پسند نیست خودداری می کند و رفتاری نشان می دهد که در خلاف جهت آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم فلسفه بافی: در مکانیسم فلسفه بافی سعی می شود ارتباط عاطفی با یک موقعیت ناراحت کننده قطع شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکانیسم باطل سازی: مکانیسم باطل سازی که موجب می شود ما، برای جبران اشتباهات قبلی خود، کاری انجام دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:ناکامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%B4_%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=17520</id>
		<title>هوش هیجانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%B4_%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=17520"/>
		<updated>2021-12-17T09:05:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: افزایش هوش هیجانی ‌ کاری از داود وادی پور&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اصطلاح هوش هیجانی را برای اولین بار دو دانشمند از دانشگاه ییل به نام جان دی‌مایر (John D. Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) به کار بردند. این دو هوش هیجانی را به عنوان یک توانایی‌ تعریف کردند که به واسطه‌ی آن درک می‌کنیم هر انسانی شخصیت‌، نیازها، خواسته‌ها و روش‌ها‌ی متفاوتی برای بروز احساساتش دارد. از نظر آنها برای اینکه در مسیر این قلمرو احساسی موفقیت‌آمیز عمل کنیم به خودآگاهی و درک نیاز داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هوش هیجانی به ما کمک می‌کند توانایی و مهارت‌ها‌یی را به دست بیاوریم که به واسطه‌ی آن دیگران را بهتر درک کنیم، موفقیتی را که می‌خواهیم نصیب خود کنیم و احساسات‌مان‌ را در دست خود بگیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با کسب اطلاعات درباره‌ی مولفه‌ها‌ی اساسی هوش هیجانی می‌توان در حالی که ارتباط خود را با سایرین هدایت می‌کنید و با آنها در تعامل هستید درباره‌ی خودتان نیز بیشتر بدانید. &lt;br /&gt;
به سراغ چهار تکنیک برای تقویت‌ هوش هیجانی برویم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. باید مشاهده‌گر خوبی باشید تا بتوانید به دیگران احترام بگذارید&lt;br /&gt;
۲. برای یادگیری لازم است دقیقا گوش فرا دهید&lt;br /&gt;
۳،با افزایش خودآگاهی می‌توانید به درک بالاتری برسید&lt;br /&gt;
۴.پاسخگو بودن را تمرین کنید تا مسئولیت‌پذیرتر شوید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسیر تقویت هوش هیجانی تا آخر عمر یک انسان ادامه پیدا می‌کند و شما وقتی با تمرینات مشاهده و دقت، گوش دادن، گسترش خودآگاهی و پاسخگو بودن با هوش هیجانی‌تان ارتباط برقرار کنید خواهید دید که این توانایی تا چه اندازه قدرتمند و حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مزایای افزایش هوش هیجانی :&lt;br /&gt;
هوش هیجانی، بر کیفیت زندگی تأثیر می گذارد زیرا بر رفتار و روابط ما تأثیر می گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقت گذاشتن برای تأمل و بررسی اینکه چرا تصمیم می گیریم کاری را انجام دهیم که ما را قادر می سازد زندگی هایی را تعیین کنیم که با توجه به اهداف آگاهانه ما انجام می شود نه تنها شرایط، بلکه می تواند موفقیت ما را بسیار تحت تأثیر قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هوش هیجانی به ما کمک می کند روابط قوی تری برقرار کنیم ، در مدرسه و کار موفق شویم و اهداف شغلی و شخصی خود را بدست آوریم. همچنین می تواند به ما کمک کند تا با احساسات خود ارتباط برقرار کنیم ، قصد را به عمل تبدیل کرده و درباره آنچه بیشترین اهمیت را برای ما دارد آگاهانه تصمیم بگیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:هوش هیجانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17519</id>
		<title>رضایت از زندگی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&amp;diff=17519"/>
		<updated>2021-12-17T08:03:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: عوامل رضایت از زندگی از دیدگاه قرآن و دیدگاه غرب کاری از دلبر کریمی زر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قرآن، نقشه و شرایط داشتن یک زندگی سعادتمند و همراه با رضایت را بیان کرده است. مطابق تعالیم قرآن، زندگی اگر توحیدی باشد، به دلیل توحیدی بودنش شکلی خاص دارد و اگر غیر توحیدی باشد، صورت دیگری خواهد داشت. زندگی توحیدی یعنی باورها و رفتارهای انسانیای که متاثر از آموزه های وحیانی است که در گفتار و رفتار انبیا و اولیای الهی بروز مییابد. یکی از تمایلات و استعدادهای درونی انسان، میل و نیاز به داشتن بهجت، آرامش، خرسندی و رضایت در زندگی است. با این حال، در میان پژوهشهای انجام شده، تالیفات کمتری به چشم میخورد که به بررسی جامع رضایت در متون اسلامی پرداخته باشد بر این اساس، معنای فرایندی رضایت بر اساس آیات قرآن و دقت در واژه های بهکار رفته در آن واژه، مقدمات، لوازم و نتایج واژه و ارتباط گزاره های آیات، همچنین معنای آن بر اساس لغتنامه ها به این صورت به دست آمد: موافقت و نداشتن کراهت به صورت صفتی ثابت و راسخ در قلب و نفس در مقابل عوامل بیرونی و درونی از جمله مقدرات، حوادث، ابتلایات که منجر به نشاط و پویایی میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشاط و شادی از دیدگاه غیر قرآنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف اینکه چه عواملی سبب افزایش رضایت افراد می‌شود و به زندگی آنها معنا می‌بخشد کار ساده‌ای نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 شرکت کنندگان اعلام کردند که سلامت خود و اطرافیانشان یکی از عوامل موثر در میزان رضایتمندی آنها از زندگی است. همچنین برخی افزودند از اینکه مراقبت‌های پزشکی خوبی دریافت می‌کنند و سلامت آنها تحت کنترل است، خوشحال هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن همسر مناسب دومین عامل موثر در میزان رضایتمندی این افراد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شغل &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شغل مناسب یکی از مهمترین مسائل در زندگی آمریکایی‌هاست. یک سوم از کسانی که در این نظرسنجی شرکت داشتند شغل را مهمترین عامل رضایتمندی از زندگی عنوان کردند و گفتند داشتن شغل مناسب و درآمد کافی به زندگی آنها معنا می‌بخشد. آنها همچنین می‌گویند از اینکه در اجتماع مفید هستند و همچنین درآمدی دارند که با آن زندگی خود و خانواده‌شان را تامین کنند خشنودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شبکه دوستان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر از هر پنج شرکت کننده در این نظرسنجی اعلام کردند که دوستانشان به زندگی آنها معنی می‌بخشند. آنها از اینکه می‌توانند زمان خود را با افرادی که دوستشان دارند، سپری کنند احساس شادمانی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:رضایت از زندگی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=17518</id>
		<title>خودشکوفایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=17518"/>
		<updated>2021-12-17T07:45:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: بررسی نظریه خودشکوفایی از منظر اسلام و دیدگاه مولوی کاری از دلبر کریمی زر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خود شکوفایی، در سخن اهل بیت علیهم السلام&lt;br /&gt;
اگر انسان اخلاق خود را از ناخالصی ها و جان خود را از ناپاکی ها بیالاید، استعداد معنوی او شکوفا و دریچه عالم ملکوت به روی او گشوده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان به گونه ای آفریده شده است که نفس ناطقه ای دارد و اگر آن نفس را به وسیله علم و عمل تزکیه [شکوفا] کند، به جوهرهای نخستین علت هایش می رسد و اگر مزاج نفس ناطقه به سرحد میانه روی رسید و از چیزهایی که با روحانیتش ضدیت دارد و جدا شد، به تحقیق که با هفت آسمان محکم و استوار شرکت جسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق علیه السلام نیز در این باره نقل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علم در آسمان نیست تا بر شما فرود آید و در دل زمین نیست تا برای شما از دل خاک برآید، بلکه در اندرون دل های شما پنهان است. اخلاق خدایی را به خود بگیرید تا برای شما آشکار شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان گونه که در سخن مولا علی علیه السلام اشاره شد، علم و عمل، روح انسان را شکوفا و او را آسمانی می کند و بنا به فرموده امام صادق علیه السلام : نوعی از دانش ـ ربّانی ـ نیز وجود دارد که تنها بر اثر خودشکوفایی برآمده از آراستگی به اخلاق خدایی، چون سرچشمه ای، از نهاد آدمی می جوشد و او را سیراب می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام متن:&lt;br /&gt;
خودشکوفایی، آدمی را ملکوتی می کند و او را از دانش های خدایی که به منزله «اسرار مگو» است، بهره مند می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودشکوفایی، از نگاه مولوی&lt;br /&gt;
یکی از موضوع های مطرح شده در مثنوی، مسئله خودشکوفایی است. از نگاه مولوی، انسان از نقطه آغازین آفرینش خود که مرحله جمادی است، به تدریج گونه هایی از خودشکوفایی را تجربه می کند. به این صورت که بر اثر شکوفا شدن، از جهان جمادی وارد جهان نبات می شود و آن گاه شکوفاتر شده و به جهان حیوانی وارد می شود. سپس به عالم فرشتگان می رسد و در نهایت، به اوج خودشکوفایی که دیدار خداوند باشد، توفیق می یابد. سروده های مولوی در این باره چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمادی مُردم و نامی شدموز نَما مُردم به حیوان بر زدم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مُردم از حیوانی و آدم شدمپس چه ترسم کِی ز مردن کم شوم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله دیگر بمیرم از بشرتا برآرم از ملایک بال و پر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وز مَلَک هم بایدم جستن ز جوکُلُّ شَیْ ءٍ هالِکْ اِلاّ وَجْهُهُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس عدم گردم عدم چون ارغنونگویدم که: انّا الیه راجعون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی عوامل خودشکوفایی&lt;br /&gt;
1. پالایش نفس از ناخالصی ها&lt;br /&gt;
تزکیه، به معنای رشد و نمو دادن روح و جان است که ثمره پاک سازی از آلودگی هاست و این رشد و نمو ادامه می یابد تا انسان را به خودشکوفایی برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تزکیه نفس، میل و رغبت به کار نیک را در انسان تقویت می کند، تیرگی ها را از انسان می زداید و یاد خدا را در وجود آدمی زنده می دارد و این گونه، انسان را در مسیر خودشکوفایی قرار می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شکوفایی نفس، در گرو پاک نگاه داشتن آن از آلودگی هاست. نفس آلوده، همانند مزرعه ای پر از علف های هرز است. همان گونه که کشت در صورت رو به رو شدن با علف های هرز به بار نمی نشیند و شکوفا نمی شود، روح انسان نیز در صورت آلوده بودن به ناپاکی ها، به شکوفایی معنوی نخواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این، نخستین شرط شکوفایی درون، پاک نگه داشتن آن از آلودگی هاست و به تعبیر حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شست وشویی کن و آن گه به خرابات خَرامتا نگردد ز تو این دیر خراب، آلوده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام متن:&lt;br /&gt;
علف های هرز گناهان، مانعی برای شکوفایی گل های کارهای نیک است. در نتیجه، روح آدمی را از دست یابی به خودشکوفایی محروم می دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. نیایش و راز و نیاز&lt;br /&gt;
نیایش با خداوند بی نیاز، دریچه های آرامش و بهروزی را به روی انسان می گشاید، نهال روح او را از میوه های سرور و خرسندی سرشار می سازد و به آدمی پر پرواز می دهد تا خدایی شدن و شکوفا شدن را تجربه کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نیایش در همین حال که آرامش می دهد، در فعالیت های مغزی انسان، نوعی شکفتگی و انبساط باطنی پدید می آورد و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را تحریک می کند. نیایش، ویژگی های خویش را با نشانه های بسیار مشخص و منحصر به فرد آشکار می کند؛ صفای نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادی درونی، چهره پر از یقین، استعداد هدایت و نیز استقبال از حوادث. اینهاست که از وجود گنجی پنهان در عمق روح ما حکایت می کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیایش، از خود بیرون آمدن و وصل شدن به یک بی نهایت است تا مرز رسیدن به خودشکوفایی. نیایش، به حکم اینکه ارتباط با خداست، انسان را در مسیر خدایی شدن قرار می دهد و این است معنای شکوفایی روح که بر اثر نیایش رخ می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام متن:&lt;br /&gt;
دانه روح انسان بر اثر آبیاری با آب نیایش و بهره گیری از گرما و نور راز و نیاز، شکوفا می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. بردباری و استقامت&lt;br /&gt;
روح آدمی بر اثر صبر و پایداری می تواند، به اوج خودشکوفایی برسد. در طول رسیدن به قله خودشکوفایی، مسائل و مشکلات زیادی بر سر راه انسان قرار می گیرد که جز با بردباری و پشتکار، رسیدن به آن قله ممکن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن کریم، یکی از شاخه های خودشکوفایی را که رسیدن به پیشوایی و امامت است، نتیجه تحمل و بردباری معرفی می کند و می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ. (سجده: 24)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون صبر کردند و به آیات ما یقین داشتند، از آنها پیشوایانی ساختیم که به فرمان ما هدایت می کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باز در قرآن کریم آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ الْحُسْنَی عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا. (اعراف: 137)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به پاس آنکه بنی اسرائیل صبر کردند، وعده نیکویی از سوی پروردگارت به آنها رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی گمان، هر کس صبر کند، میوه شیرین رسیدن به خودشکوفایی و تعالی را خواهد چشید، چنان که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «با صبر، به مقام های بلندخواهی رسید.» نیز می فرماید: «آدم صبور و پرحوصله، پیروزی را از دست نخواهد داد، هر چند مدت درازی برای رسیدن به آن بگذارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمندبر اثر صبر نوبت ظفر آید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام متن:&lt;br /&gt;
بدون بردباری و استقامت در برابر سختی ها، نمی توان به شکوفایی روحی رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. بهره داشتن از دانش سودمند&lt;br /&gt;
یکی از ابزار خودشکوفایی و تعالی روحی، بهره داشتن از دانش و آگاهی سودمند است. خداوند مقام دانشمندان را فراتر از دیگران معرفی می کند و می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یَرْفَعِ اللّه ُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ. (مجادله: 11)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند، آنهایی را از شما که ایمان آوردند و صاحبان علم هستند، [بر دیگران] برتری می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته علمی انسان را به شکوفایی می رساند که همراه با ایمان و سازندگی باشد و به حال آدمی، سودمند افتد. سخنان گهرباری از علی علیه السلام در این باره بر جاست که چنین اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خیرُ العلمِ ما نَفَعَ؛ بهترین علم، آن است که سودمند باشد» و یا اینکه: «خَیرُ العلمِ ما اصْلَحَک؛ بهترین علم و دانش ها، دانستی است که تو را اصلاح کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، در تعقیب نماز، هنگام دعا می گوییم: «اللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِن عِلْمٍ لا یَنْفَعُ؛ خداوندا پناه می برم به تو از علمی که سودی نرساند (و روحم را شکوفا نکند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی خدمت علامه طباطبایی رحمهم الله رسید و گفت: «در ابتدای تحصیلم و اوایل طلبگی اشک و آه و حال و سوزی داشتم، ولی پس از مدتی که به پیش رفتم، حالاتم را از دست داده ام و آن حال گذشته را ندارم.» علامه رحمهم الله می فرماید: «علمی که آموخته ای، سودمند نبوده. باید علمت که بیشتر شده، آه و سوزت هم بیشتر شده با شد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علم چون بر دل زنَد یاری شودعلم چون بر تن زند باری شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولوی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام متن:&lt;br /&gt;
علم و دانش سودمند، از اصلی ترین عوامل تکامل روحی و باروری و شکوفایی درونی انسان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خودشکوفایی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C&amp;diff=17517</id>
		<title>آرامش ذهنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C&amp;diff=17517"/>
		<updated>2021-12-17T07:35:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: دلبر کریمی زر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آرامش (طمانينه) يعني اين كه انسان در عزم و اراده خود استقرار و آرامش داشته باشد و هيچ گونه اضطراب و نگراني به خود راه ندهد. قرآن كريم در ميان امواج نگراني ها و اضطراب ها ذكر خدا را به عنوان برترين داروي آرامش بخش و شفا دهنده قلب ها معرفي مي كند و پروردگار، آن را از خواص ايمان واز مواهب بزرگ خود شمرده است و مي فرمايد: الذين آمنوا و تظمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب (رعد 28)ناآرامي ها و اضطراب ها با ياد خدا مهار مي گردند. ايمان راسخ و محكمي كه از مطالعه ريزه كاري هاو اسرار شگفت انگيز اين جهان پهناور سرچشمه مي گيرد، قلب را لبريز از عشق، نشاط، آرامش و اطمينان مي كند. انسان در پرتو بندگي خداوند از قيد بندگي غير او آزاد مي گردد و هنگامي كه با آن وجود لايتناهي آشنا مي گردد، همه چيز جز او در نظرش كوچك مي شود و بدين سبب هرگز از دست دادن چيزي، روح او را دستخوش توفان هاي اضطراب و نگراني نمي كند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آرامش ذهنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA&amp;diff=17516</id>
		<title>نگرش مثبت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA&amp;diff=17516"/>
		<updated>2021-12-17T07:26:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: دلبر کریمی زر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مثبت اندیشی شکلی از فکر کردن است که برحسب عادت در پی به دست آوردن بهترین نتیجه از بدترین شرایط می باشد به عبارت دقیق تر مثبتنگری فرآیندی تعمدی و انتخابی است. اندیشیدن و نحوه فکر کردن نقش بسیار مهمی در زندگی انسان دارد. انسان ها همواره با نوع تفکر خود ونگرشی که به جهان دارند از یکدیگر متمایز می شوند و هدف از تهیه مقاله، این است که نوع تفکر افراد بهبود یابد. پژوهش حاضر برپایه مطالعاتکتابخانه ای و به روش اسنادی است که با استفاده از فیش برداری از کتب و مقاله های معتبر انجام گرفته است و در یافته ها به ویژگی های افرادمثبت اندیش و فواید مثبت نگری می پردازیم. شخص مثبت اندیش هیچ گاه مسایل منفی را به رسمیت نمی شناسد، بلکه به مقابله با آن می پردازد.انسانی که مثبت می اندیشد، هیچ اتفاقی را در عالم بد نمی داند، بلکه لحظه به لحظه آن را حساب شده و تحت کنترل خالق جهان می داند. انسانهای مثبت اندیش بیشتر از دیگران سالم و جوان می مانند او انتظار دارد لذت ببرد و بنابراین آن را می یابد و هرچه را بجوید همان را خواهد یافت.افکار و نگرش مثبت باعث افزایش سطح دفاعی بدن می شود و بدن را قوی تر می کند. تعادل روح بهترین دفاع بر ضد افکار منفی و بیماری هاست.مثبت اندیشی بهترین راه مبارزه با استرس است. اضطراب و استرس دایمی برای بدن و ذهن بسیار خطرناک است. در نتیجه مثبت اندیشی موجب عمرطولانی می شود. در واقع شادمانی را باید از درون خود شروع کنیم و این امر جز با مثبت اندیشی میسر نمی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مثبت نگر  دلبر کریمی زر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17515</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17515"/>
		<updated>2021-12-14T19:28:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
انواع توجه ارادی:&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند:&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات broadbent:&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر ضعیف treisman:&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه:&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
1.1- پایان نامه ها&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
1.2- مقاله ها&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
1.3- کتاب ها&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17514</id>
		<title>توجه انتخابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C&amp;diff=17514"/>
		<updated>2021-12-14T19:27:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: توضیحاتی پیرامونی مفهوم توجه انتخابی -کاری از مهران آذرکیش&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توجه یک فرایند شناختی است که شامل تلاش متمرکز ذهن روی یک محرک، رویداد یا امر ذهنی خاص است.&lt;br /&gt;
انواع توجه* به طور کلی دو نوع توجه وجود دارد:&lt;br /&gt;
1.توجه غیر ارادی  &lt;br /&gt;
2.توجه ارادی&lt;br /&gt;
انواع توجه ارادی:&lt;br /&gt;
توجه ارادی به 5 نوع متفاوت تقسیم می شود که توجه انتخابی یا گزینشی یکی از آنهاست.&lt;br /&gt;
تعریف توجه انتخابی یا متمرکز: نوعی از توجه است که فرد به محرک خاصی دقت می کند ولی محرک های دیگر را نادیده می گیرد. بنابراین در توجه انتخابی شخص به تمرکز بر روی فعالیتی خاص در میان بسیاری از فعالیت های دیگر می پردازد. به عنوان مثال می توان به تماشای یک مسابقه مهم ورزشی از تلویزیون یا مطالعه یک کتاب درسی خاص که با نادیده گرفتن محرک های دیگری محیطی همراه است اشاره کرد. همچنین زمانی که به سخنان معلم یا استاد تان در یک زمینه درسی به دقت گوش می دهید ولی به محرک های دیگر از داخل یا بیرون کلاس توجه نمی کنید نمونه دیگری از توجه انتخابی است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://mehdisaber.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه هایی که توجه انتخابی را توضیح می دهند:&lt;br /&gt;
چندین مدل نظری وجود دارد که ادعا می کنند عملکرد توجه انتخابی را توضیح می دهند. مشهورترین آنها برادبنت ، ترایزمن ، و دویچ و دویچ است. همه این مدل ها به عنوان مدل های فیلتر یا گلوگاه شناخته می شوند زیرا پیش بینی می کنند که ما نمی توانیم همه حس را رعایت کنیم ورودی ها در همان زمان ، بنابراین آنها سعی می کنند توضیح دهند که چرا ماده ای که از فیلتر عبور می کند انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر سفت و سخت برادبنت:&lt;br /&gt;
مدل دونالد برادبنت یکی از شناخته شده ترین پردازش ها است که سعی در توجیه توجه و توجه انتخابی دارد. کاری که با مطالعه کنترل کنندگان ترافیک در زمان جنگ آغاز شد. برودبنت خاطرنشان کرد: این متخصصان به دلیل اینکه پیامهای مستمر بسیاری دریافت می کنند که نیاز به توجه دارند ، در موقعیتی قرار می گیرند که می توانند همزمان فقط با یک پیام برخورد کنند بنابراین باید تصمیم بگیرند که مهمترین کدام است. برودبنت آزمایشی را با &amp;quot;گوش دادن دوگانگی&amp;quot; طراحی کرد تا فرایندهای مربوط به تغییر کانون توجه را بررسی کند.&lt;br /&gt;
برادبنت فکر می کند که اطلاعات تمام محرک هایی که در یک لحظه مشخص ارائه می شوند وارد &amp;quot;بافر حسی&amp;quot; (مرکز بافر) می شوند، همچنین نامیده می شود فروشگاه کوتاه مدت . یکی از ورودی ها به دلیل خصوصیات فیزیکی آن برای عبور فیلتر انتخاب شده است. از آنجا که ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم ، فیلتر برای جلوگیری از اشباع شدن سیستم پردازش اطلاعات طراحی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورودی های حسی که انتخاب نشده اند مدت کوتاهی در بافر حسی باقی می مانند و در غیر اینصورت سریع از بین می روند. برودبنت فرض کرد که فیلتر در مراحل اولیه پردازش پیام های سرویس نشده را رد می کند.&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات broadbent:&lt;br /&gt;
نتایج تحقیقات او وی را به تأیید این امر سوق داد ما فقط می توانیم همزمان به یک کانال توجه کنیم (در گوش دادن دوگانه ، هر گوش یک کانال است ، بنابراین گوش دیگر از بین می رود). اطلاعات از دست رفته به ویژگی های محرک و نیازهای ارگانیسم بستگی دارد. بعلاوه ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، فیلتر که کانالی را برای توجه انتخاب می کند ، این کار را با در نظر گرفتن خصوصیات فیزیکی انجام می دهد: به عنوان مثال گوشی که اطلاعات از طریق آن وارد می شود ، نوع صدا. بنابراین ، معنای گفته شده در هر زمان در فیلتر مورد توجه قرار نمی گیرد. تمام پردازش های معنایی ، یعنی درک آنچه پیام می گوید ، بعد از فیلتر انجام می شود.این مدل انتقادات زیادی را دریافت کرده است ، به عنوان مثال ، آن دقیقاً ماهیت و عملکردهای سیستم پردازش را تعریف نمی کند، اطلاعات کافی در مورد چگونگی انتقال اطلاعات از یک انبار به انبار دیگر فراهم نمی کند و حافظه فعال را به عنوان یک انبار غیر فعال در نظر می گیرد.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر ضعیف treisman:&lt;br /&gt;
توجه انتخابی برای هدایت توجه مستلزم فیلتر شدن محرک ها است. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، برودبنت پیشنهاد کرد که مواد انتخاب شده برای توجه (به عنوان مثال ، فیلتر کردن) قبل از تجزیه و تحلیل معنایی انجام شود. خوب ، مدل Treisman این ایده فیلتر را حفظ می کند ، اما با این تفاوت که به جای حذف مواد ، آن را ضعیف می کند. میرایی مانند کاهش صدا است ، بنابراین اگر در اتاق چهار محرک دارید (کودک گریان ، تلویزیون ، شخصی در تلفن و رادیو) می توانید میزان صدا را سه برابر کاهش دهید تا محرک باقی مانده متمرکز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که مطالب بدون نظارت گم شده اند ، اما اگر یک کانال بدون نظارت مثلاً نام شما را در بر داشته باشد ، ممکن است آن را بشنوید زیرا این ماده در آنجاست. به عبارت دیگر ، پیام مربوطه از فیلتر عبور می کند ، اما پیام های نامربوط خاکستری می شوند تا مکانیسم پردازش مرکزی بیش از حد بارگیری نشود. پیام های بی ربط نوعی تحلیل را دریافت می کنند ، به همین دلیل برخی از ویژگی های برجسته شناسایی شده و توجه ما به این کانال ها معطوف می شود.&lt;br /&gt;
مدل فیلتر دیررس Deustch و Deustch:&lt;br /&gt;
مدل Deustch و Deustch این موضوع را تأیید می کند تمام محرک ها تجزیه و تحلیل می شوند و برای انتخاب ورودی که به آگاهی کل می رسد ، به یک معنی می رسند. انتخاب این ورودی بستگی به اهمیت محرک در آن لحظه دارد. برخلاف مدل های Broadbent و treisman محرک ها در آغاز فرایند شناختی  فیلتر نمی شوند ، بلکه فیلتر بعداً در فرآیند گفته شده وجود دارد و عملکرد اصلی آن انتخاب اطلاعاتی است که به حافظه فعال می رسد &amp;lt;ref&amp;gt;https://fa.youthministryinitiative.org/selective-attention-definition-and-theories-232&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیشینه:&lt;br /&gt;
با مراجعه به مقالات،پایان نامه ها و کتاب ها منابعی برای موضوع توجه انتخابی یافت شد.&lt;br /&gt;
1.1- پایان نامه ها&lt;br /&gt;
1.1.1- اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر توجه انتخابی و توجه پایدار دانش آموزان نارساخوان- نوشته‌ی سید مهران شهیدیان زاده&lt;br /&gt;
1.1.2- بررسی تاثیر بازی‌های رایانه‌ای بر بهبود توجه انتخابی (تمرکز) و تلاشمندی والیبالیست‌ها- نوشته‌ی فاطمه اسلامی گلیردی&lt;br /&gt;
1.1.3- بررسی توجه انتخابی (دیداری و شنیداری) در دانش‌آموزان نارساخوان و عادی- نوشته بنت الهدی امیری&lt;br /&gt;
1.1.4- رابطه بین هوش هیجانی و توجه انتخابی در شنیدار- نوشته میلاد معمارپور&lt;br /&gt;
1.2- مقاله ها&lt;br /&gt;
1.2.1- توجه انتخابی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون- نوشته ی افسانه عبیدی زادگان و علیرضا مرادی&lt;br /&gt;
1.2.2-  تأثیر محرومیت از خواب بر توجه انتخابی و مداوم در دانشجویان دختر ورزشکار - نوشته ی مهری فسنقری، محمدعلی سلطانیان و محسن ابراهیمی&lt;br /&gt;
1.2.3-  نقش توجه انتخابی، اضطراب امتحان و عملکرد شناختی در حافظه کاری دانش آموزان - نوشته ی رامین حبیبی کلیبر و جعفر بهادری خسروشاهی&lt;br /&gt;
1.3- کتاب ها&lt;br /&gt;
1.3.1- d2، آزمون توجه انتخابی-تمرکز و تلاشمندی. تالیف، ترجمه و هنجاریابی: دکتر فریبرز باقری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مهران آذرکیش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%86&amp;diff=17512</id>
		<title>مارتین سلیگمن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%86&amp;diff=17512"/>
		<updated>2021-12-08T11:10:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Martin Seligman.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
مارتین الیاس پیتر سلیگمن (متولد 12 آگوست 1942) آمریکایی است روانشناس ، معلم، و نویسنده کتاب خود کمک . سلیگمن یک مروج قوی در جامعه علمی نظریه های روانشناسی مثبت&amp;lt;ref&amp;gt; Positive Psychology Center Archived July 3, 2015, at the Wayback Machine, University of Pennsylvania.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بهزیستی است . نظریه درماندگی آموخته شده او در میان روانشناسان علمی و بالینی رایج است.&amp;lt;ref&amp;gt; Bower, Gordon H. (1981). The psychology of learning and motivation: advances in research and theory. Academic Press, Harcourt Brace Jovanovich. p. 30. ISBN 9780125433150. &amp;quot;The most popular theoretical interpretation of the learned helplessness phenomenon to date is that of Seligman (1975) and Maier and Seligman (1976).&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt; بررسی عمومی روانشناسی بررسی، در سال 2002 منتشر شده است، سلیگمن به عنوان 31 روانشناس بیشترین استناد قرن 20 قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt; Haggbloom, Steven J.; et al. (2002). &amp;quot;The 100 most eminent psychologists of the 20th century&amp;quot;. Review of General Psychology. 6 (2): 139–152. doi:10.1037/1089-2680.6.2.139. S2CID 145668721.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلیگمن استاد روانشناسی خانواده زلرباخ در گروه روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا است . او قبلاً مدیر برنامه آموزش بالینی در این بخش بود و قبلاً در دانشگاه کرنل تدریس می کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;A Brief Biography of Psychologist Martin Seligman&amp;quot;. psychology.about.com.&amp;lt;/ref&amp;gt; او مدیر مرکز روانشناسی مثبت اندیش دانشگاه است. Positive Psychology Center Archived July 3, 2015, at the Wayback Machine, University of Pennsylvania.&lt;br /&gt;
رئیس جمهور سلیگمن انتخاب شد از انجمن روانشناسی آمریکا برای سال 1998.&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;Former APA Presidents&amp;quot;. American Psychological Association.&amp;lt;/ref&amp;gt; او از تاسیس سردبیر ارشد است پیشگیری و درمان (مجله الکترونیکی APA) و در هیئت مدیره مشاوره از پدر و مادر مجله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلیگمن در مورد موضوعات روانشناسی مثبت در کتاب هایی مانند کودک خوش بین ، بازی کودک ، خوش بینی آموخته شده ، شادی اصیل و شکوفا نوشته است . جدیدترین کتاب او، مدار امید: سفر روانشناس از درماندگی تا خوش بینی ، در سال 2018 منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران اولیه زندگی و آموزش==&lt;br /&gt;
سلیگمن در آلبانی، نیویورک در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. او در یک مدرسه دولتی و در آکادمی آلبانی تحصیل کرد . او در سال 1964 مدرک لیسانس فلسفه را در دانشگاه پرینستون گرفت و با افتخار فارغ التحصیل شد . [ نیاز به نقل از ] او بورسیه تحصیلی برای تحصیل در فلسفه تحلیلی در دانشگاه آکسفورد و روانشناسی تجربی حیوانات در دانشگاه پنسیلوانیا را رد کرد و پیشنهاد حضور در دانشگاه پنسیلوانیا برای تحصیل در رشته روانشناسی را پذیرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;quot;Martin Seligman, Ph.D.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt; او مدرک دکترا گرفت. در روانشناسی از دانشگاه پنسیلوانیا در سال 1967.&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;The Pennsylvania Gazette: Martin Seligman's Journey&amp;quot;. www.upenn.edu. Retrieved March 27, 2021.&amp;lt;/ref&amp;gt; در 2 ژوئن 1989، سلیگمن دکترای افتخاری از دانشکده علوم اجتماعی در دانشگاه اوپسالا، سوئد دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;Honorary doctorates&amp;quot;. Uppsala University, Sweden.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درماندگی آموخته شده == &lt;br /&gt;
{{اصلی|نظریه درماندگی آموخته‌شده}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آموزش شوک اجتناب ناپذیر در جعبه شاتل ==&lt;br /&gt;
آزمایشات بنیادی سلیگمن و نظریه «درماندگی آموخته شده» در دانشگاه پنسیلوانیا در سال 1967 آغاز شد، به عنوان گسترش علاقه او به افسردگی . به طور کاملاً تصادفی، سلیگمن و همکارانش دریافتند که پروتکل شرطی سازی آزمایشی که آنها با سگ ها استفاده کردند منجر به رفتارهای غیرمنتظره ای شد، زیرا در شرایط آزمایشی، سگ هایی که اخیراً شرطی شده بودند به فرصت ها برای یادگیری فرار از یک موقعیت ناخوشایند پاسخ نمی دادند. [9] سلیگمن این نظریه را بیشتر توسعه داد، و دریافت که درماندگی آموخته شده یک وضعیت روانی است که در آن یک انسان یا یک حیوان یاد گرفته است در یک موقعیت خاص - معمولاً پس از تجربه ناتوانی در اجتناب از یک موقعیت نامطلوب- رفتار یا رفتار درماندگی داشته باشد. در واقع داردقدرت تغییر شرایط ناخوشایند یا حتی مضر آن. سلیگمن شباهتی را با بیماران شدیداً افسرده دید و استدلال کرد که افسردگی بالینی و بیماری‌های روانی مرتبط تا حدی ناشی از عدم کنترل بر نتیجه یک موقعیت است. [10] در سال‌های بعد، در کنار آبرامسون ، سلیگمن نظریه درماندگی آموخته‌شده خود را مجدداً تدوین کرد تا سبک اسنادی را نیز لحاظ کند . [11]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شادی ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
سلیگمن در کتاب خود در سال 2002 به نام « خوشبختی اصیل» ، شادی را متشکل از عواطف مثبت، تعامل و معنا دانست. [12]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روانشناسی مثبت گرا == &lt;br /&gt;
سلیگمن با کریستوفر پترسون کار کرد تا آنچه را که آنها به عنوان همتای &amp;quot;مثبت&amp;quot; برای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( DSM ) توصیف می کنند، ایجاد کنند . در حالی که DSM بر روی مواردی که ممکن است اشتباه انجام شود تمرکز می کند، نقاط قوت و فضایل شخصیت (2004) برای بررسی مواردی که می توانند درست پیش بروند طراحی شده است. آنها در تحقیقات خود به فرهنگ‌ها و هزاره‌ها نگاه کردند تا سعی کنند فهرستی قابل مدیریت از فضایل را که از چین و هند باستان، از یونان و روم، تا فرهنگ‌های غربی معاصر بسیار ارزشمند بوده است، تهیه کنند. لیست آنها شامل شش نقطه قوت شخصیت است: خرد / دانش ، شجاعت ، انسانیت ،عدالت و اعتدال و تعالی . هر یک از اینها سه تا پنج ورودی فرعی دارد. برای مثال، اعتدال شامل بخشش ، فروتنی ، احتیاط ، و خودتنظیمی است . [13] نویسندگان معتقد نیستند که یک سلسله مراتب برای فضیلت های شش گانه وجود دارد. هیچ کس اساسی تر از دیگران یا پیشروی برای آنها نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رفاه == &lt;br /&gt;
سلیگمن در کتاب شکوفایی خود در سال 2011 در مورد «نظریه رفاه» [14] نوشت و با توجه به اینکه چگونه بهزیستی را اندازه گیری می کند، گفت :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر عنصر رفاه خود باید دارای سه ویژگی باشد تا به عنوان یک عنصر به حساب آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به رفاه کمک می کند.&lt;br /&gt;
بسیاری از مردم آن را به خاطر خود دنبال می کنند، نه صرفاً برای به دست آوردن هر یک از عناصر دیگر.&lt;br /&gt;
مستقل از عناصر دیگر تعریف و اندازه گیری می شود.&lt;br /&gt;
او نتیجه گرفت که پنج عنصر به &amp;quot;خوب بودن&amp;quot; وجود دارد، که تحت سقوط حفظی PERMA: [14]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
P احساسات می ositive تنها ذهنی مورد ارزیابی قرار&lt;br /&gt;
E ngagement مانند عواطف مثبت، می توانید تنها از طریق وسایل ذهنی اندازه گیری شد. وجود یک حالت جریان است&lt;br /&gt;
روابط - حضور دوستان، خانواده، صمیمیت یا ارتباط اجتماعی&lt;br /&gt;
M eaning-متعلق به و خدمت به چیزی بزرگتر از خود در یک&lt;br /&gt;
chievement-موفقیت است که دنبال حتی زمانی که آن به ارمغان می آورد احساس مثبت، هیچ معنا و هیچ چیز در راه روابط مثبت است.&lt;br /&gt;
این نظریه ها از نظر تجربی تایید نشده اند. [ نیازمند منبع ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ژوئیه 2011، سلیگمن، نخست وزیر بریتانیا ، دیوید کامرون را تشویق کرد تا به رفاه و همچنین ثروت مالی برای ارزیابی رفاه یک ملت توجه کند. در 6 ژوئیه 2011، سلیگمن در Newsnight ظاهر شد و با جرمی پکسمن در مورد ایده هایش و علاقه اش به مفهوم رفاه مصاحبه کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== برنامه MAPP ===&lt;br /&gt;
برنامه کارشناسی ارشد روانشناسی مثبت مثبت کاربردی (MAPP) در دانشگاه پنسیلوانیا تحت رهبری سلیگمن به عنوان اولین ابتکار آموزشی مرکز روانشناسی مثبت گرا در سال 2003 تأسیس شد. [15]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی شخصی ==&lt;br /&gt;
سلیگمن بریج بازی می‌کند و در سال 1998 در یکی از سه مسابقات قهرمانی جفت اصلی آمریکای شمالی، جفت‌های روبان آبی ، دوم شد و همچنین بیش از 50 قهرمانی منطقه‌ای را به دست آورد. [16]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلیگمن هفت فرزند، چهار نوه و دو سگ دارد. او و همسر دومش مندی در خانه‌ای زندگی می‌کنند که زمانی توسط یوجین اورماندی اشغال شده بود . آنها پنج فرزند از هفت فرزند خود را در خانه آموزش داده اند. [17]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلیگمن از کار روان‌پزشک آرون تی بک در دانشگاه پنسیلوانیا در اصلاح تکنیک‌ها و تمرین‌های شناختی خود الهام گرفت . [18]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نوشته‌ها ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
- (1975). درماندگی: در مورد افسردگی، رشد و مرگ . سانفرانسیسکو: WH Freeman. شابک 978-0-7167-0752-3.(نسخه چاپ شومیز، WH Freeman، 1992، ISBN 0-7167-2328-X ) &lt;br /&gt;
- (1991). خوش بینی آموخته شده: چگونه ذهن و زندگی خود را تغییر دهید . نیویورک: Knopf. شابک 978-0-671-01911-2. (نسخه چاپ شومیز، کتابهای پنگوئن، 1998؛ چاپ مجدد، انتشارات آزاد، 1998)&lt;br /&gt;
- (1993). چه چیزی را می توانید تغییر دهید و چه چیزی را نمی توانید: راهنمای کامل برای خودسازی موفق . نیویورک: Knopf. شابک 978-0-679-41024-9.(نسخه چاپ شومیز، کتاب های بالنتین، 1995، شابک 0-449-90971-9 ) &lt;br /&gt;
- (1996). کودک خوش بین: برنامه اثبات شده برای محافظت از کودکان در برابر افسردگی و ایجاد انعطاف پذیری مادام العمر . نیویورک: هاتون میفلین. شابک 978-0091831196.(نسخه شومیز، هارپر Paperbacks، 1996، ISBN 0-06-097709-4 ) &lt;br /&gt;
- (2002). شادی واقعی: استفاده از روانشناسی مثبت جدید برای تحقق بخشیدن به پتانسیل خود برای تحقق پایدار . نیویورک: مطبوعات آزاد. شابک 978-0-7432-2297-6.(نسخه شومیز، مطبوعات آزاد، 2004، ISBN 0-7432-2298-9 ) &lt;br /&gt;
- (بهار 2004). &amp;quot;آیا می توان شادی را آموزش داد؟&amp;quot; ددالوس . 133 (2): 80-87. doi : 10.1162/001152604323049424 . S2CID  57570511 .&lt;br /&gt;
پترسون، کریستوفر ؛ سلیگمن، مارتین EP (2004). نقاط قوت و فضایل شخصیت . آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد. شابک 978-0195167016.&lt;br /&gt;
- (2011). شکوفایی: درک جدید رویایی از شادی و رفاه . نیویورک: مطبوعات آزاد. شابک 978-1-4391-9075-3.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [http://www.authentichappiness.sas.upenn.edu/ Authentic Happiness], Seligman's homepage at University of Pennsylvania&lt;br /&gt;
* [http://www.edge.org/3rd_culture/seligman04/seligman_index.html &amp;quot;Eudaemonia, the Good Life: A Talk with Martin Seligman&amp;quot;], an article wherein Seligman speaks extensively on the topic of [[eudaemonia]]&lt;br /&gt;
* [http://www.positivepsychology.org/ &amp;quot;The Positive Psychology Center&amp;quot;], a website devoted to positive psychology. Martin Seligman is director of the Positive Psychology Center of the University of Pennsylvania.&lt;br /&gt;
* [http://www.pennpositivepsych.org Program description for Master of Applied Positive Psychology degree] established by Seligman&lt;br /&gt;
* [https://web.archive.org/web/20150304222550/http://www.ppc.sas.upenn.edu/vitae.htm Martin E. P. Seligman's curriculum vitae] at the University of Pennsylvania&lt;br /&gt;
* [http://www.ted.com/index.php/talks/martin_seligman_on_the_state_of_psychology.html TED Talk: Why is psychology good?]&lt;br /&gt;
* University of Pennsylvania's page on [http://www.sas.upenn.edu/lps/graduate/mapp MAPP] program&lt;br /&gt;
* {{cite book |title=Bright-sided: How Positive Thinking is Undermining America |author=Barbara Ehrenreich|authorlink=Barbara Ehrenreich |url=https://archive.org/details/brightsidedhowre00ehre |year=2010|publisher=Picador |access-date=2021-05-11|chapter=Going to the source|pages=150–158|isbn=978-0-312-65885-4|oclc=555654196}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاری از مرتضی حسنی‌نسب&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17511</id>
		<title>خودباوری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;diff=17511"/>
		<updated>2021-12-08T10:17:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshjoo: صفحه‌ای تازه حاوی «خودباوری یکی از موضوعاتی است که در روانشناسی مثبت‌گرا بحث می‌شود.  خودباوری...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خودباوری یکی از موضوعاتی است که در روانشناسی مثبت‌گرا بحث می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودباوری به معنای .... است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاخصه های خودباوری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نمونه‌های خودباوری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تأثیر خودباوری بر زندگی فردی==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshjoo</name></author>
		
	</entry>
</feed>