<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://tarikhnema.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Sajadi</id>
	<title>تاریخ‌نما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://tarikhnema.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Sajadi"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/view/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Sajadi"/>
	<updated>2026-08-04T04:36:17Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.31.1</generator>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19581</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19581"/>
		<updated>2025-05-23T12:11:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی [[روحانیت]] مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند [[قرةالعین]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86)&amp;diff=19569</id>
		<title>(کتاب بیان)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86)&amp;diff=19569"/>
		<updated>2025-05-22T07:32:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «کتاب &amp;quot;بیان&amp;quot; یکی از آثار مهم و اساسی مذهب بابیت است که توسط سید علی‌محمد باب، ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کتاب &amp;quot;بیان&amp;quot; یکی از آثار مهم و اساسی مذهب بابیت است که توسط سید علی‌محمد باب، بنیان‌گذار این مذهب، نوشته شده است. این کتاب به عنوان یکی از متون مقدس بابیت شناخته می‌شود و در آن، باب به تبیین اصول و آموزه‌های خود پرداخته است.&lt;br /&gt;
ویژگی‌های کتاب بیان:&lt;br /&gt;
ساختار: کتاب &amp;quot;بیان&amp;quot; شامل دو بخش اصلی است: بخش اول به تشریح اصول دینی و [[فلسفی]] مذهب بابیت می‌پردازد و بخش دوم به قوانین و مقررات مربوط به پیروان باب مربوط می‌شود.&lt;br /&gt;
پیام‌ها و آموزه‌ها: در &amp;quot;بیان&amp;quot;، باب خود را به‌عنوان دروازه‌ای برای ظهور مصلح جهانی معرفی می‌کند و در آن از برخی از مفاهیم دینی از جمله «ظهور جدید»، «وحی»، «دین جهانی»، «وحدت بشر» و ... صحبت کرده است. همچنین، این کتاب به تفسیر مفاهیم قرآن و برخی احکام اسلامی نیز پرداخته است.&lt;br /&gt;
زبان و سبک: زبان کتاب &amp;quot;[[بیان]]&amp;quot; در ابتدا به زبان [[عربی]] نوشته شده و از لحاظ ادبی و معنوی بسیار پیچیده و پررمز و راز است. این کتاب در آن زمان به‌ویژه برای مخاطبان معمولی به‌راحتی قابل فهم نبود و بیشتر برای اهل دانش و پژوهش نوشته شده بود.&lt;br /&gt;
اهمیت تاریخی: &amp;quot;بیان&amp;quot; به عنوان یکی از آثار برجسته در تاریخ مذهبی ایران شناخته می‌شود و پایه‌گذار بسیاری از مفاهیم و آموزه‌های مذهب بهائیت به شمار می‌آید. بعد از انقراض مذهب بابیت، پیروان [[بهاءالله]] دیگر به این کتاب به عنوان یک متن مقدس نگاه نمی‌کنند، اما آن را هنوز هم یک اثر مهم در تاریخ دین بابیت می‌دانند.&lt;br /&gt;
&amp;quot;بیان&amp;quot; در طول تاریخ تحت سانسور و سرکوب قرار گرفت و در حال حاضر نسخه‌های کمی از آن در دسترس است.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منبع=ویکی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=19568</id>
		<title>ازلیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=19568"/>
		<updated>2025-05-22T07:24:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «ازلیان، پیروان «سید علی محمد باب» در ایران بودند که پس از ظهور بهاءالله و ادع...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ازلیان، پیروان «سید علی محمد باب» در ایران بودند که پس از ظهور بهاءالله و ادعای پیامبری او به دو گروه تقسیم شدند. در حالی که بیشتر پیروان بابیت به بهائیت پیوستند، گروهی دیگر به نام ازلی‌ها به رهبری «صباح»، یکی از پیروان برجسته باب، باقی ماندند و به عقاید خود ادامه دادند.&lt;br /&gt;
تاریخچه و عقاید: ازلیان به رهبری «صباح» (میرزا یحیی نوری)، که به «ازل» معروف بود، معتقد بودند که او جانشین واقعی باب است، نه بهاءالله. آنها به‌طور عمده بر این باور بودند که بهاءالله در مقام پیامبری قرار ندارد و باید سید علی محمد باب را پیشوای واقعی بدانند. ازلیان در مقابل بهائیت به‌عنوان یک جنبش مستقل ایستادند و اختلافات جدی با پیروان بهاءالله داشتند.&lt;br /&gt;
پایان‌کار: با گذشت زمان، ازلیان تحت فشارهای شدیدی قرار گرفتند و در نهایت، در برابر گسترش و رشد بهائیت، گروهی کوچک از آنان باقی ماند. امروزه، پیروان ازلی به‌طور عمده در تعداد کمتری در جهان پراکنده‌اند و بهائیت از نظر شمار پیروان به دین غالب بدل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت .23ص&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منبع= از بابیت تا بهایت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=19567</id>
		<title>بهاءالله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=19567"/>
		<updated>2025-05-22T07:21:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «بهاءالله (با نام کامل حسین علی‌خان) بنیان‌گذار مذهب بهائیت است. او در ۱۲۱۲...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[بهاءالله]] (با نام کامل حسین علی‌خان) بنیان‌گذار مذهب بهائیت است. او در ۱۲۱۲ هجری شمسی (۱۸۴۴ میلادی) در تهران به دنیا آمد و در ابتدا به عنوان یک شخصیت مذهبی و اجتماعی شناخته نمی‌شد، اما پس از ادعای پیامبری در سال ۱۸۶۳ میلادی، خود را به عنوان مظهر حقیقت و مصلح جهانی معرفی کرد.&lt;br /&gt;
بهاءالله پس از اعلام پیامبری‌اش، به دلیل مخالفت با حکومت قاجار و سایر گروه‌های مذهبی، به زندان‌ها و تبعیدهای مختلفی در امپراطوری [[عثمانی]] (به ویژه در بغداد، [[استانبول]] و [[عکا]]) فرستاده شد. در طول دوران تبعید، او به تبیین اصول دینی جدیدی پرداخته که بر وحدت انسان‌ها، برابری زنان و مردان، آزادی مذهب و صلح جهانی تأکید دارد.&lt;br /&gt;
دین بهائیت، که از مذهب بابیت منشأ گرفته، پیروان زیادی در سراسر جهان دارد و بهائیت در حال حاضر یکی از ادیان بزرگ جهانی به شمار می‌آید. [[بهاءالله]] در سال ۱۸۹۲ میلادی در عکا درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منبع=&lt;br /&gt;
ویکی پدیا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1&amp;diff=19566</id>
		<title>امیرکبیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1&amp;diff=19566"/>
		<updated>2025-05-22T07:18:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امیر کبیر (با نام کامل میرحسین علی‌خان امیرکبیر) یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رجال تاریخ ایران در قرن نوزدهم میلادی بود. وی در ۱۸۰۷ میلادی در خانواده‌ای اهل فراهان به دنیا آمد و در دوره ناصرالدین شاه [[قاجار]] به عنوان صدر اعظم ایران منصوب شد. امیر کبیر به عنوان یک اصلاح‌طلب و دولتمرد برجسته شناخته می‌شود و دوران صدارت او (۱۸۴۸-۱۸۵۱) به عنوان دوره‌ای از اصلاحات عمده در تاریخ [[ایران]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین اقدامات امیر کبیر می‌توان به تأسیس [[دارالفنون]] (اولین مدرسه عالی ایران)، اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و نظامی، تقویت جایگاه دولت مرکزی، مبارزه با فساد در دربار و تلاش برای مدرن‌سازی کشور اشاره کرد. همچنین، او در عرصه سیاست خارجی با استفاده از دیپلماسی فعال به تقویت روابط ایران با کشورهای خارجی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان پرداخت.&lt;br /&gt;
اما دوره صدارت امیر کبیر با مخالفت‌هایی از سوی درباریان و دیگر گروه‌های قدرت همراه بود و در نهایت او در سال ۱۸۵۱ به دستور [[ناصرالدین شا]]ه از صدارت برکنار و به [[تبریز]] تبعید شد، جایی که در آنجا درگذشت. مرگ او هنوز هم مورد بحث است و برخی منابع او را به قتل توسط درباریان متهم کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی پدیا&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
ویکی پدیا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1&amp;diff=19565</id>
		<title>امیرکبیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1&amp;diff=19565"/>
		<updated>2025-05-22T07:16:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «امیر کبیر (با نام کامل میرحسین علی‌خان امیرکبیر) یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;امیر کبیر (با نام کامل میرحسین علی‌خان امیرکبیر) یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رجال تاریخ ایران در قرن نوزدهم میلادی بود. وی در ۱۸۰۷ میلادی در خانواده‌ای اهل فراهان به دنیا آمد و در دوره ناصرالدین شاه [[قاجار]] به عنوان صدر اعظم ایران منصوب شد. امیر کبیر به عنوان یک اصلاح‌طلب و دولتمرد برجسته شناخته می‌شود و دوران صدارت او (۱۸۴۸-۱۸۵۱) به عنوان دوره‌ای از اصلاحات عمده در تاریخ [[ایران]] به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین اقدامات امیر کبیر می‌توان به تأسیس [[دارالفنون]] (اولین مدرسه عالی ایران)، اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و نظامی، تقویت جایگاه دولت مرکزی، مبارزه با فساد در دربار و تلاش برای مدرن‌سازی کشور اشاره کرد. همچنین، او در عرصه سیاست خارجی با استفاده از دیپلماسی فعال به تقویت روابط ایران با کشورهای خارجی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان پرداخت.&lt;br /&gt;
اما دوره صدارت امیر کبیر با مخالفت‌هایی از سوی درباریان و دیگر گروه‌های قدرت همراه بود و در نهایت او در سال ۱۸۵۱ به دستور [[ناصرالدین شا]]ه از صدارت برکنار و به [[تبریز]] تبعید شد، جایی که در آنجا درگذشت. مرگ او هنوز هم مورد بحث است و برخی منابع او را به قتل توسط درباریان متهم کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی پدیا&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19564</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19564"/>
		<updated>2025-05-22T07:11:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* عقاید مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین [[اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[مرحوم اميركبير]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی [[روحانیت]] مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند [[قرةالعین]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19563</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19563"/>
		<updated>2025-05-22T07:09:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سقوط و انزوا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین [[اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[مرحوم اميركبير]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19562</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19562"/>
		<updated>2025-05-22T07:08:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سقوط و انزوا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین [[اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19561</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19561"/>
		<updated>2025-05-22T07:07:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سقوط و انزوا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین [[اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با [[بیان،]] کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19560</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19560"/>
		<updated>2025-05-22T07:05:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سیر تاریخی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]] به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین[[ اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با [[بیان،]] کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19559</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19559"/>
		<updated>2025-05-22T07:04:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[بابیت]] یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب [[شیعه]] جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب [[بهائی]] شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با [[امام زمان]] می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از [[شیراز]]، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا [[مهدی]] موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در [[ایران]] شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت [[قاجار]] به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در [[تبریز]]به دستور [[امیرکبیر]] اعدام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام [[بهاءالله]] ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[محمد شاه قاجار]] در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم [[ناصرالدین]] شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در [[تبریز]] تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین[[ اسلام]] منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با [[بیان،]] کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق [[تبريز]] او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات [[قاجار]] تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند [[قلعه شیخ طبرسی]] . [[فتنه نیریز]]. [[قیام زنجان]]  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری [[عثمانی]] که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند [[عکا]] و [[حیفا]] در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند [[بریتانیا]] و [[روسیه تزاری]] از برخی جریان های دینی جدید در [[ایران]] حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت [[روحانیون]] و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید [[(کتاب بیان)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
[[بابیت]] در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
[[اصفهان]]&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
[[تبریز]]&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19558</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19558"/>
		<updated>2025-05-22T06:53:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =کتاب بیان &lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =1850میلادی &lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =بیش از 10 هزارنفر&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریزبه دستور امیرکبیر اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند قلعه شیخ طبرسی . فتنه نیریز. قیام زنجان  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند بریتانیا و روسیه تزاری از برخی جریان های دینی جدید در ایران حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت روحانیون و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19557</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19557"/>
		<updated>2025-05-22T06:46:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* منابع تکمیلی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریزبه دستور امیرکبیر اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند قلعه شیخ طبرسی . فتنه نیریز. قیام زنجان  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند بریتانیا و روسیه تزاری از برخی جریان های دینی جدید در ایران حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت روحانیون و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهورالحق.نورالله شوشتری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19556</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19556"/>
		<updated>2025-05-22T06:43:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریزبه دستور امیرکبیر اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند قلعه شیخ طبرسی . فتنه نیریز. قیام زنجان  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند بریتانیا و روسیه تزاری از برخی جریان های دینی جدید در ایران حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت روحانیون و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*از بابیت تا بهایت.رضا یوسفی قره بلاغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تاریخ باب و بابیان .فریدون ادمیت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19555</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19555"/>
		<updated>2025-05-22T06:31:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* دولت های مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریزبه دستور امیرکبیر اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند. قیام های مانند قلعه شیخ طبرسی . فتنه نیریز. قیام زنجان  توسط نیرو های دولتی سرکوب شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.دولت های استعماری (یریتانیا و روسیه )&lt;br /&gt;
دولت های استعماری مانند بریتانیا و روسیه تزاری از برخی جریان های دینی جدید در ایران حمایت ضمنی میکردند تا موجب تضعیف قدرت روحانیون و دولت مرکزی شوند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19554</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19554"/>
		<updated>2025-05-22T06:15:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سیر تاریخی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریزبه دستور امیرکبیر اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19547</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19547"/>
		<updated>2025-05-21T21:54:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
بابیت یک جنبش دینی و مذهبی است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی در ایران شکل گرفت. این مذهب توسط سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) بنیان‌گذاری شد. بابیت به‌عنوان یک مذهب مستقل از اسلام به‌ویژه مذهب شیعه جدا شد و پیروانش به عنوان &amp;quot;بابی&amp;quot; شناخته می‌شدند. بابیت همچنین به‌عنوان پیش‌درآمدی برای پیدایش مذهب بهائی شناخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
بابیت در سال 1844 میلادی در ایران به‌وجود آمد. سید علی محمد شیرازی، جوانی از شیراز، خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد که راهی برای آمدن یک پیام‌آور بزرگتر، همان امام دوازدهم شیعیان یا مهدی موعود، است. باب ادعا کرد که او به‌عنوان دروازه‌ای است که انسان‌ها باید از آن عبور کنند تا به آموزه‌های جدید و الهی برسند. او آموزه‌های جدیدی از جمله عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و اصلاحات دینی را مطرح کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
سال 1844 - پیدایش بابیت: سید علی محمد شیرازی در 23 سالگی خود را به‌عنوان &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد و در پی این اعلام، جنبشی بزرگ در ایران شکل گرفت. در ابتدا، هواداران زیادی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت و سرکوب: حکومت قاجار به‌سرعت به این جنبش واکنش نشان داد و باب و پیروانش را تحت فشار قرار داد. در نهایت، باب در سال 1850 میلادی در تبریز اعدام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مذهب بهائی: بعد از اعدام باب، یکی از پیروان برجسته‌اش به نام بهاءالله ادعا کرد که او همان پیام‌آور بزرگتر است که باب به ظهورش اشاره کرده بود. این اتفاق باعث شد تا مذهب بهائی به‌عنوان یک مذهب مستقل از بابیت شکل گیرد..&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده: مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19488</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19488"/>
		<updated>2025-05-20T19:13:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* اشخاص مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد.&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19487</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19487"/>
		<updated>2025-05-20T19:09:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد.&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
`&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19455</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19455"/>
		<updated>2025-05-18T05:17:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19402</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19402"/>
		<updated>2025-05-11T04:38:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر           = [[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19311</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19311"/>
		<updated>2025-05-10T18:11:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر            &lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        =۱۲۶۰ هجری قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             = به ۱۸۰ سال پیش باز میگردد&lt;br /&gt;
| گرایش            = در ابتدا درون شیعی بودن ولی بعدا گرایشی مستقل داشتند&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = ایران . عراق . امپراطوری عثمانی &lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = شيراز ، زنجان، تهران، یزد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       =  زیارتگاه سيد علي محمد باب . فلسطین ،شهر عکا &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19194</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19194"/>
		<updated>2025-05-10T08:24:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر            &lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        = 11 قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             =&lt;br /&gt;
| گرایش            = شیعه&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = جهان اسلام&lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = نجف، قم، مشهد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       = حرم امام علی، بقیع، &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19193</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19193"/>
		<updated>2025-05-10T08:23:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر            =سید علی محمد باب.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر     =علي محمد باب&lt;br /&gt;
|مؤسس              =علي محمد باب شیرازی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        = 11 قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             =&lt;br /&gt;
| گرایش            = شیعه&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = جهان اسلام&lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = نجف، قم، مشهد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       = حرم امام علی، بقیع، &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19192</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19192"/>
		<updated>2025-05-10T08:19:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان            =بابیت&lt;br /&gt;
| تصویر            =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      =حرم امام علی علیه‌السلام در شهر نجف کشور عراق&lt;br /&gt;
|مؤسس              = امام علی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        = 11 قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             =&lt;br /&gt;
| گرایش            = شیعه&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = جهان اسلام&lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = نجف، قم، مشهد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       = حرم امام علی، بقیع، &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19191</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19191"/>
		<updated>2025-05-10T08:12:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فرقه&lt;br /&gt;
| عنوان =بابیت &lt;br /&gt;
| تصویر =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر     =&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر      =حرم امام علی علیه‌السلام در شهر نجف کشور عراق&lt;br /&gt;
|مؤسس              = امام علی&lt;br /&gt;
| سال تأسیس        = 11 قمری&lt;br /&gt;
| قدمت             =&lt;br /&gt;
| گرایش            = شیعه&lt;br /&gt;
| گستره جغرافیایی  = جهان اسلام&lt;br /&gt;
| شهرهای مهم       = نجف، قم، مشهد&lt;br /&gt;
| زیارتگاه‌ها       = حرم امام علی، بقیع، &lt;br /&gt;
| وقایع مهم        =&lt;br /&gt;
| حکومت‌ها          =&lt;br /&gt;
| علل پیدایش       =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر      =&lt;br /&gt;
| از فرقه‌های       =&lt;br /&gt;
| از شاخه‌های   =&lt;br /&gt;
| باورها           =&lt;br /&gt;
| داعیان           =&lt;br /&gt;
| فرقه‌ها           =&lt;br /&gt;
| شاخه‌ها           =&lt;br /&gt;
| رهبر/امام کنونی    =&lt;br /&gt;
| رهبران/امامان    =&lt;br /&gt;
| آئین‌ها         =&lt;br /&gt;
| کتاب‌های مهم      =&lt;br /&gt;
| وضعیت            =&lt;br /&gt;
| تاریخ انقراض     =&lt;br /&gt;
| تعداد پیروان     =&lt;br /&gt;
| مؤسسات           =&lt;br /&gt;
| مذهبی            =&lt;br /&gt;
| اجتماعی          =&lt;br /&gt;
| سیاسی            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19190</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19190"/>
		<updated>2025-05-10T08:07:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19189</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19189"/>
		<updated>2025-05-10T08:05:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* تعریف */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19188</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19188"/>
		<updated>2025-05-10T08:00:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|سيد علي محمد باب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19187</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=19187"/>
		<updated>2025-05-10T07:58:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تاریخ فرق و مذاهب اسلامی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید علی محمد باب.jpg|بندانگشتی|بابیت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg&amp;diff=19186</id>
		<title>پرونده:سید علی محمد باب.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg&amp;diff=19186"/>
		<updated>2025-05-10T07:52:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: سید علی محمد باب&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
سید علی محمد باب&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=18580</id>
		<title>بهابیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=18580"/>
		<updated>2025-04-26T19:57:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «==تعریف== فرقه بهائیت یک دین مستقل است که در قرن نوزدهم میلادی توسط بهاءالله ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==تعریف==&lt;br /&gt;
فرقه بهائیت یک دین مستقل است که در قرن نوزدهم میلادی توسط بهاءالله بنیان‌گذاری شد. این فرقه از جنبش بابیه نشأت گرفته است، که توسط حضرت باب در ایران آغاز شد. بهائیت بر اصول وحدت انسان‌ها، عدالت اجتماعی، و وحدت ادیان تأکید دارد و معتقد است که همه ادیان از یک منبع الهی سرچشمه گرفته‌اند. بهائیان به وجود یک حکومت جهانی و تأسیس جهانی صلح‌آمیز اعتقاد دارند. این دین پیروان زیادی در سراسر جهان دارد، اما در برخی کشورها، به‌ویژه ایران، پیروان آن با مشکلات و آزارهایی مواجه هستند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%C2%AB%D8%AA%D9%84%D8%AE%D9%8A%D8%B5_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE_%D9%86%D8%A8%D9%8A%D9%84_%D8%B2%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%8A%C2%BB&amp;diff=18579</id>
		<title>«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%C2%AB%D8%AA%D9%84%D8%AE%D9%8A%D8%B5_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE_%D9%86%D8%A8%D9%8A%D9%84_%D8%B2%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%8A%C2%BB&amp;diff=18579"/>
		<updated>2025-04-26T19:55:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «==تعریف==  کتاب &amp;quot;تلخیص تاریخ نبیل زرندی&amp;quot; یکی از آثار مهم در تاریخ‌نگاری جنبش با...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot;تلخیص تاریخ نبیل زرندی&amp;quot; یکی از آثار مهم در تاریخ‌نگاری جنبش بابیه و بهائیت است. این کتاب به‌ویژه در میان پیروان آیین بهایی از اهمیت خاصی برخوردار است و به‌عنوان یک روایت تاریخی از دیدگاه نزدیکان حضرت باب، بنیان‌گذار جنبش بابیه، شناخته می‌شود. در واقع، این اثر تلخیص و بازنویسی یکی از آثار مشهور نبیل زرندی به نام &amp;quot;تاریخ نبیل&amp;quot; است که به‌طور مستقیم به تاریخ‌نگاری رویدادهای آغازین جنبش بابیه و زندگی حضرت باب و پیروان او می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ‌نگاری نبیل زرندی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبیل زرندی یکی از شخصیت‌های برجسته و نزدیک به حضرت باب بوده و نقش زیادی در ثبت وقایع اولیه جنبش بابیه داشته است. کتاب اصلی او که به زبان فارسی نوشته شده است، جزئیات فراوانی از زندگی حضرت باب، پیروان اولیه، و حوادث مهمی مانند قیام‌های اجتماعی و دینی، دیدارها و مکالمات تاریخی را ثبت کرده است. این کتاب در ابتدا به صورت طولانی و تفصیلی بود و روایتی دقیق و مستند از وقایع تاریخ جنبش بابیه ارائه می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلخیص تاریخ نبیل زرندی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot;تلخیص تاریخ نبیل زرندی&amp;quot; که توسط عبدالحمید اشراق خاوری تلخیص شده است، نسخه‌ای کوتاه‌تر و مختصر از اثر اصلی نبیل زرندی است. هدف این تلخیص، به‌ویژه برای خوانندگان عام و افرادی که به تاریخ جنبش بابی و بهائی علاقه دارند، ارائه یک نسخه قابل فهم و مختصر از تاریخ جنبش بود.&lt;br /&gt;
تلخیص این کتاب به‌گونه‌ای تنظیم شده است که شامل داستان‌ها و حوادث مهم از تاریخ بابی‌ها و همچنین ویژگی‌های شخصیتی حضرت باب می‌باشد. در این کتاب، حوادث به‌طور انتخابی و با تمرکز بر جنبه‌های کلیدی تاریخ جنبش آورده شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18578</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18578"/>
		<updated>2025-04-26T19:51:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پیدایش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]  چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18577</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18577"/>
		<updated>2025-04-26T19:50:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پیدایش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]]چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18576</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18576"/>
		<updated>2025-04-26T19:46:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پیدایش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب &amp;lt;ref&amp;gt;[[«مفتاح الابواب»]]&amp;lt;/ref&amp;gt; چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%C2%AB%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D8%A8%C2%BB&amp;diff=18575</id>
		<title>«مفتاح الابواب»</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%C2%AB%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D8%A8%C2%BB&amp;diff=18575"/>
		<updated>2025-04-26T19:45:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: صفحه‌ای تازه حاوی «== تعریف==  کتاب &amp;quot;مفتاح الابواب&amp;quot; یکی از آثار مهم در زمینه عرفان و تصوف است که به...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot;مفتاح الابواب&amp;quot; یکی از آثار مهم در زمینه عرفان و تصوف است که به وسیله‌ی شیخ محی‌الدین ابن عربی تألیف شده است. این کتاب دربردارنده‌ی مفاهیم عمیق فلسفی و معنوی است و به بررسی ابواب مختلفی از معرفت الهی و عرفان اسلامی می‌پردازد.&lt;br /&gt;
مفتاح الابواب به زبان عربی نوشته شده و در آن ابن عربی به تشریح راه‌های دسترسی به معرفت و حقیقت الهی می‌پردازد. او با استفاده از زبان پیچیده و رمزآلود، به شرح اصول معرفت، عبادت، و ارتباط انسان با خداوند می‌پردازد.&lt;br /&gt;
این کتاب در میان پیروان فلسفه‌ی ابن عربی و اهل تصوف دارای اهمیت ویژه‌ای است و درک آن نیازمند آشنایی عمیق با مفاهیم فلسفی و عرفانی اسلامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
سایت علوم انسانی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18574</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18574"/>
		<updated>2025-04-26T19:33:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3: ماهیت بابیت و بهایت . ع.ا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18573</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18573"/>
		<updated>2025-04-26T19:32:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پراکندگی جمعیت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 ماهیت بابیت و بهایت.ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18572</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18572"/>
		<updated>2025-04-26T19:31:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* تعریف */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 ماهیت بابیت تا بهایت.ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18571</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18571"/>
		<updated>2025-04-26T19:30:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* منابع تکمیلی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماهیت بابیت و بهایت .ع.ا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18570</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18570"/>
		<updated>2025-04-26T19:26:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پراکندگی جمعیت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم [[اصفهان]] به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم [[تبریز]] از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری [[ملا محمدعلی بارفروشی]] (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
[[زنجان]]&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا [[محمدعلی نیریزی]].&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
[[تهران، کاشان، یزد، همدان]]&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18569</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18569"/>
		<updated>2025-04-26T19:25:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* عقاید مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب [[شریعت]] جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای [[مسلمانان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18568</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18568"/>
		<updated>2025-04-26T19:24:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* انشعابات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند [[ازلیان]] و[[بهایان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازلیان]]:پیرو [[میرزا یحیی نوری]] بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو [[میرزا حسینعلی خان نوری]] بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18567</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18567"/>
		<updated>2025-04-26T19:23:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* اشخاص مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:[[سید علی محمد شیرازی]] (باب)&lt;br /&gt;
2[[:بهاالله]] (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار  [[ناصرالدین شاه قاجار]]&lt;br /&gt;
4:[[ایت الله شیرازی]] &lt;br /&gt;
5: [[میرزا اقاسی]] &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند ازالیان وبهایان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازالیان]]:پیرو میرزا یحیی نوری بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو میرزا حسینعلی خان نوری بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18566</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18566"/>
		<updated>2025-04-26T19:21:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* دولت های مهم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. [[دولت قاجار]] که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از [[خاورمیانه]] حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری [[عثمانی]]، مانند عکا و حیفا در [[فلسطین]] (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه [[بهائی]] تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:سید علی محمد شیرازی (باب)&lt;br /&gt;
2:بهاالله (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار ناصرالدین شاه قاجار &lt;br /&gt;
4:ایت الله شیرازی &lt;br /&gt;
5: میرزا اقاسی &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند ازالیان وبهایان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازالیان]]:پیرو میرزا یحیی نوری بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو میرزا حسینعلی خان نوری بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18565</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18565"/>
		<updated>2025-04-26T19:20:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سقوط و انزوا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در [[«بيان»]] فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. دولت قاجار که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از خاورمیانه حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری عثمانی، مانند عکا و حیفا در فلسطین (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه بهائی تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:سید علی محمد شیرازی (باب)&lt;br /&gt;
2:بهاالله (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار ناصرالدین شاه قاجار &lt;br /&gt;
4:ایت الله شیرازی &lt;br /&gt;
5: میرزا اقاسی &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند ازالیان وبهایان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازالیان]]:پیرو میرزا یحیی نوری بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو میرزا حسینعلی خان نوری بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18564</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18564"/>
		<updated>2025-04-26T19:19:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* سیر تاریخی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور [[والی فارس]] در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت [[محمد شاه قاجار|محمد شاه قاجا]]ر برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم [[مكه]] شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در [[«تلخيص تاريخ نبيل زرندي»]] آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به [[قدوس]] (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به [[اصفهان]] و روانه كردن او به [[تهران]] &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام [[منوچهرخان گرجي]] بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين [[مسيحي]] خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در «بيان» فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين [[شيعيان]] و [[بابيان]] بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت [[(مرحوم اميركبير)]] به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. دولت قاجار که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از خاورمیانه حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری عثمانی، مانند عکا و حیفا در فلسطین (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه بهائی تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:سید علی محمد شیرازی (باب)&lt;br /&gt;
2:بهاالله (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار ناصرالدین شاه قاجار &lt;br /&gt;
4:ایت الله شیرازی &lt;br /&gt;
5: میرزا اقاسی &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند ازالیان وبهایان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازالیان]]:پیرو میرزا یحیی نوری بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو میرزا حسینعلی خان نوری بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18562</id>
		<title>بابیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=18562"/>
		<updated>2025-04-26T19:14:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Sajadi: /* پیدایش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تاریخ فرق و مذاهب اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده=مهدیه سادات سجادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرقه بابیت، یک جنبش دینی است که در میانه قرن نوزدهم میلادی در ایران به رهبری [[علی‌محمد شیرازی]]، که خود را &amp;quot;باب&amp;quot; (دروازه) معرفی کرد، شکل گرفت. این فرقه به‌عنوان یکی از جریان‌های نوظهور در تاریخ دین و مذهب ایران، به‌ویژه در زمینه تصورات دینی و اجتماعی، تأثیرات عمیقی بر جامعه ایرانی و حتی فراتر از مرزهای ایران گذاشت. بابیت در پی دعوت به تغییرات اجتماعی و دینی و معرفی مفاهیم جدید در حوزه روحانیت بود. این حرکت که ابتدا در پاسخ به نیازهای اصلاح‌طلبانه جامعه ایران به‌ویژه در دوران [[قاجار]] شکل گرفت، در نهایت با مخالفت‌های شدید روحانیون و مقامات دولتی روبه‌رو شد و به‌سرعت به یک بحران مذهبی و سیاسی تبدیل شد. فرقه بابیت با آموزه‌هایی متفاوت از شیعه اثناعشری، خصوصاً در زمینه ظهور [[&amp;quot;باب&amp;quot;]] به‌عنوان پیام‌آوری برای ظهور یک پیشوای بزرگ‌تر، به یکی از مفاهیم محوری در تحول دین و سیاست ایران تبدیل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;1 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص104&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيد علي محمد باب بنيانگذار فرقه ي بابي در روز اول ماه محرم سال ۱۲۳۵ هجري قمري مطابق با سوم يا بيستم اكتبر ۱۸۱۹ ميلادي در عصر سلطنت &lt;br /&gt;
فتحعلي شاه به دنيا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندراني كه از نويسندگان بابي است آمده: «پدرش سيد محمد رضا شيرازي كه به خاطر شغل بزازي او را [[سيد محمد رضا بزاز]] مي‌گفتند در ايام كودكي سيد علي محمد از دنيا رفت. از آن پس علي محمد تحت كفالت و سرپرستي مادرش فاطمه بيگم و دايي خود به نام سيد علي درآمد. سيد علي در كودكي توسط دايي خود به مكتب شيخ محمد عابد كه در محله ي قهوه اولياء (بيت العباس) [[شيراز]] واقع بود فرستاده شد».&amp;lt;ref&amp;gt;2 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنیان گذار فرقه بابیه سید علی محمد شیرازی است. از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید و پیروانش بابیه نامیده شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;3 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی .ص105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیدایش==&lt;br /&gt;
سفر به بوشهر &lt;br /&gt;
بعد از مدتي دايي اش او را به بوشهر مي‌برد و در آن جاست كه سيد علي محمد به كارهاي عجيبي مانند: تسخير ستارگان، دست مي‌زند، چنانچه زعيم الدوله در كتاب [[«مفتاح الابواب»]] چنين مي‌نويسد: «او را به [[بوشهر]] فرستادند تا بيست سالگي نزد دايي خود بود و در اين ايام به كارهاي روحي مي‌پرداخت و به تسخير ستارگان و كواكب اشتغال داشت، به بام كاروانسراي حاج عبدالله كه حجره دايي اش در آن جا بود مي‌رفت و سر برهنه تا عصر مي‌ايستاد و اورادي مي‌خواند و در نتيجه نوبه‌هاي شديدي بر او غلبه كرد و قواي جسمي او را تضعيف نمود و نصايح دايي او هيچ تأثيري در وي نكرد. » و در تاريخ «نبيل زرندي» با صورت محترمانه تري چنين نگاشته شده است: «حضرت باب غالب اوقات كه در بوشهر بودند وقتي كه هوا در نهايت درجه ي حرارت بود چند ساعت به بالاي بام تشريف مي‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهايت درجه حرارت بر او مي‌تابيد.&lt;br /&gt;
سفر به عراق &lt;br /&gt;
پس از چند سال سيد علي محمد به [[كربلا]] مي‌رود و در مجلس درس سيد كاظم رشتي حاضر مي‌شود و با شاگردان وي و از [[جمله ملاحسين بشرويه اي]] كه بعدها به او ايمان آورد آشنا مي‌گردد چنانچه در «مطالع الانوار» اين گونه آمده است: «پس از سه روز همان جوان (سيد علي محمد) وارد محضر درس سيد شد و نزديك درب جلوس نمود، با نهايت ادب و وقار درس سيد را گوش مي‌داد.&lt;br /&gt;
بازگشت به شيراز و ادعاي سيد علي محمد بر بابيت و قائميت &lt;br /&gt;
پس از اين كه سيد علي محمد از كربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سيد كاظم رشتي تماس داشت و در يكي از سوره‌هاي كتاب «احسن القصص» خود مي‌گويد: «ان الله قد قدر ان يخرج ذلك الكتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسن بن علي بن ابيطالب علي عبده لتكون حجة الله من عند الذكر علي العالمين بليغا»؛ يعني: خداوند تقدير كرد كه اين كتاب در تفسير احسن القصص از ناحيه محمد (امام زمان) فرزند حسن فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابيطالب بيرون آمده به دست بنده اش (علي محمد) تا حجت خدا از طرف «ذكر» به جهانيان ابلاغ گردد». [ صفحه ۱۳] پس از مكاتبات و مراسلات هيجده نفر از شاگردان سيد كاظم رشتي توسط ملاحسين بشرويه اي ملقب به «[[باب الباب]]» نيابت باب را پذيرفتند و ملقب به حروف «[[حي»]] شدند كه به حساب ابجد معادل با عدد ۱۸ است.&amp;lt;ref&amp;gt;بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سیر تاریخی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درزمانی که علی محمد هنوز از ادعای با بیت امام زمان علیه السلام فراتر نرفته بود به دستور والی فارس در سال ۱۲۶۱ ق .&lt;br /&gt;
دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آن و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت : لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. پس از این واقعه شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت.&lt;br /&gt;
و از اینکه میشنید آنان در کار تبلیغ دعاوی او میکوشند به شوق افتاد و کتاب بیان را رد همان قلعه نوشت . دولت محمد شاه قاجار برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال ۱۲۶۴ ق . وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه منتقل کرد. پس از چندی او را به تبریز بردند و در حضور چند تن از علما محاکمه شد علی محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت و بابیت امام زمان را که پیش از آن ادعا کرده بود به بابیت علم خداوند تا ویل کرد. علی محمد در مجالس علما نتوانست ادعای خود را اثبات کند و چون از او درباره برخی مسائل دینی پرسیدند از پاسخ فرو ماندد و جملات ساده عربی راغلط خواند. در نتیجه وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و توبه نامه نوشت. اما این توبه نیز مانند توبه &lt;br /&gt;
قبلی او واقعی نبود از این رو پس از مدتی ادعای پیامبری کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;5 تاریخ فرق و مذاهب اسلامی.ص105 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولين فرمان سيد علي محمد و آغاز درگيري ها &lt;br /&gt;
سيد علي محمد پس از ادعاي بابيت ظاهرا عازم مكه شده و پس از بازگشت از مكه به بوشهر وارد گرديد و اولين فرمان خود را صادر نمود چنانچه در «تلخيص تاريخ نبيل زرندي» آمده است: «باب در مراجعت از مكه در بوشهر چند روزي اقامت كرد، دستوراتي به قدوس (محمد علي بابكي يكي از گروندگان باب) در رساله اي به نام خصايل سبعه داد كه آن را به شيراز برد كه از جمله ي دستورات اين بود: (بر اهل ايمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله ي اشهد ان عليا قبل نبيل - كه به حساب ابجد نبيل ۹۲ است و محمد هم ۹۲ - باب بقية الله را اضافه كنند)... » و آيتي نيز در «كواكب الدريه» مي‌نويسد: «باب نزد خانه ي كعبه داعيه ي خود را علني نموده بدين نغمه بديعتا تغني نمود: «انا القائم الذي تنتظرون»؛ من همان قائم هستم كه انتظار او را مي‌كشيد». [ صفحه ۱۵] و در كتاب «ظهور الحق» مي‌نويسد: «سيد باب به عبدالخالق يزدي مي‌نويسد: «انا القائم الذي كنتم بظهوره تنتظرون». در اثر اين ادعاها و ظاهر كردن چنين كلماتي سيد علي محمد تحت تعقيب حكومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب «[[تلخيص تاريخ نبيل زرندي]]» واقعه را چنين توصيف مي‌كند: «حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيتكرد و گفت: «لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفر سيد علي محمد به اصفهان و روانه كردن او به تهران &lt;br /&gt;
پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زيادي نسبت به مراقبت از او نمي شد با تماس مخفيانه اي با حاكم اصفهان كه شخصي به نام منوچهرخان گرجي بود از شيراز گريخته و به اصفهان رفت و ادعاهاي سابق خود را ادامه داد. و اما درباره ي منوچهرخان، مهدي قلي خان زعيم الدوله تبريزي در كتاب «باب الابواب» چنين مي‌نويسد: «ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدين مسيحي خود باقي بودند، چنين است شيوه ي اكثر مسيحياني كه در امور دول اسلامي دخالت مي‌كنند، براي رسيدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خون‌هايي كه از نژاد آنان به دست &lt;br /&gt;
مسلمين ريخته شده است و ريختن تخم فتنه و فساد در ميان مسلمين ظاهرا مسلمان مي‌شدند و در حقيقت جاسوس دول مسيحي و شمشير برنده و آلت كوبنده دست آنها هستند ولي امراء اسلام از آنها غافل و به مكر و حيله آنان جاهلند، اين حقيقتي است كه از مراجعه و تتبع تاريخ دولت‌هاي اندلس و عثماني معلوم مي‌شود». از تاريخ چنين برمي آيد كه منوچهرخان (معتمد الدوله) و برادرش كه هر دو از مسيحيان بودند در ظاهر از دين خويش برگشته و اظهار مسلماني كردند و پست‌هايي را به خود اختصاص دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;6 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص20&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سقوط و انزوا===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۲۶۴ ق . مریدان علی محمد آشوبهایی در کشور پدید آوردند و در مناطقی به قتل و غارت مردم پرداختند در این زمان میرزا تقی خان امیر کبیر اعظم ناصرالدین شاه - تصمیم به قتل علی محمد و فرو نشاندن فتنه بابیه گرفت . برای این کار از علما فتوا خواست. برخی علما به دلیل دعاوی مختلف و متضاد او و رفتار جنون آمیزش شبه خبط دماغ را مطرح کردند و از صدور حکم اعدام او خودداری کردند اما برخی دیگر علی محمد را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند و از این رو حکم به قتل او دادند علی محمد همراه یکی از پیروانش در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در تبریز تیرباران شد.&lt;br /&gt;
همان طور که دیدیم سید علی محمد آرا و عقاید متناقصی ابراز داشته است اما از کتاب بیان که آن را کتاب آسمانی خویش می دانست برمی آید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار میپنداشته است و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن ، به پا شده است. علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را (من يظهره الله )کسی که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاءکید فراوان دارد او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است و از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر با بیان، کتاب دیگری را بیاموزند.&amp;lt;ref&amp;gt;12 تاریخ فرق ومذاهب اسلامی .ص 105&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادعاي خدايي باب &lt;br /&gt;
ادعاهاي باب عاقبت به آن جايي انجاميد كه در «بيان» فارسي، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدايي ياد كرد و اين گونه نوشت كه: «كل شي ء به اين شي ء واحد (خودش) برمي گردد و كل شي ء به اين شي ء واحد خلق مي‌شود و اين شي ء واحد در قيامت بعد نيست [ صفحه ۲۶] مگر من يظهره الله الذي ينطق في كل شي ء انني انا الله الا انا رب كل شي ء، و ان مادوني خلقي، ان يا خلقي اياي فاعبدون». يعني: من خدا هستم و جز من خدايي نيست و من پروردگار همه ي پديده‌ها مي‌باشم و غير من هر چه هست آفريده من است. اي مخلوق من مرا پرستش كنيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام سيد علي محمد باب &lt;br /&gt;
در اثر چنين كلمات و عقايدي بود كه علما بر آن شدند تا حكم به اعدام وي بدهند ولي با ديدن نوشتجات و رفتار جنون آميز او به علت [ صفحه ۲۷] شبهه خلط دماغ و جنون رأي به اعدام وي ندادند ولي هر روز اغتشاشات و درگيري‌ها در بين شيعيان و بابيان بالا مي‌گرفت و منجر به كشته شدن جمعي كثير مي‌شد. بنابراين وزير كاردان و با كفايت وقت (مرحوم اميركبير) به خاطر رفع اين غائله تصميم به اعدام و تير باران سيد علي محمد باب گرفت و در سال ۱۲۶۶ در كنار خندق تبريز او را تير باران كردند.&amp;lt;ref&amp;gt;13 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 99&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دولت های مهم==&lt;br /&gt;
1. دولت قاجار (ایران)&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: ایران، به عنوان کشوری که مذهب بابیت در آن ظهور کرد، نقش محوری در تاریخ این مذهب ایفا کرد. دولت قاجار که در آن زمان در ایران حکومت می‌کرد، به شدت با این جنبش دینی مخالف بود. ظهور باب و آموزه‌های وی تهدیدی برای نظم سیاسی و مذهبی ایران آن زمان محسوب می‌شد. بنابراین، مقامات قاجار تصمیم به سرکوب بابیت گرفتند و بسیاری از پیروان آن به ویژه باب را تحت تعقیب قرار دادند. باب در سال 1850 اعدام شد و بسیاری از پیروانش در طول سال‌ها در زندان‌ها یا در تبعید به سر بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. امپراتوری عثمانی&lt;br /&gt;
نقش و تأثیر: امپراتوری عثمانی که در آن زمان بر بخش‌های وسیعی از خاورمیانه حکمرانی می‌کرد، نیز در رویدادهای مربوط به مذهب بابیت و بعدها مذهب بهائی تأثیرگذار بود. به‌ویژه بعد از اعدام باب، پیروان او تحت تعقیب و فشارهای بیشتری قرار گرفتند و بسیاری از آنها به مناطق مختلف امپراتوری عثمانی، مانند عکا و حیفا در فلسطین (که تحت کنترل عثمانی‌ها بود) تبعید شدند. این منطقه بعدها به مرکزی برای جامعه بهائی تبدیل شد. &amp;lt;ref&amp;gt;7 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص34&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اشخاص مهم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1:سید علی محمد شیرازی (باب)&lt;br /&gt;
2:بهاالله (موسس مذهب بهایی)&lt;br /&gt;
3:امام قاجار ناصرالدین شاه قاجار &lt;br /&gt;
4:ایت الله شیرازی &lt;br /&gt;
5: میرزا اقاسی &amp;lt;ref&amp;gt;8 بابیت و بهایت در بستر تاریخ  .ص 101&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انشعابات==&lt;br /&gt;
مهم ترین انشعابات ان دوتا هستند ازالیان وبهایان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ازالیان]]:پیرو میرزا یحیی نوری بودند که باب در اواخر عمر خود ظاهرا او را به عنوان جانشین معرفی کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بهابیان]]: پیرو میرزا حسینعلی خان نوری بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;9 بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ص 83&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عقاید مهم ==&lt;br /&gt;
۱: ایمان به سید علی‌محمد باب به‌عنوان پیامبر جدید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان باور داشتند که باب فقط باب امام زمان نیست، بلکه مظهر الهی و فرستاده‌ی جدید خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را صاحب شریعت جدید می‌دانستند، مثل پیامبر اسلام برای مسلمانان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲: شریعت جدید (کتاب بیان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان پیرو احکام کتاب بیان بودند که جایگزین شریعت اسلامی می‌شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نماز و روزه متفاوت با اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنوعیت تقلید از علما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزش‌گذاری بر پاکیزگی، هنر، زیبایی و معماری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرمت جهاد تهاجمی مگر در موارد خاص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳: اعتقاد به ظهور آینده (من یُظهرهُ الله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان منتظر شخصی بودند که باب او را وعده داده بود به نام &amp;quot;من یُظهرهُ الله&amp;quot;، که ظهورش از خود باب هم بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها بهائیان گفتند که این شخص بهاءالله بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴: مخالفت با روحانیون و تقلید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابیان با ساختار سنتی روحانیت مخالف بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر درک فردی، عقل، و جست‌وجوی شخصی حقیقت تأکید داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵:موقعیت زن و اصلاحات اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنان در جامعه بابی نقش فعالی داشتند (مانند قرةالعین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برابری نسبی زن و مرد، آموزش زنان، و کنار گذاشتن حجاب اجباری مورد توجه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;10 بابیت و بهایت در بستر تاریخ .ص 70&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پراکندگی جمعیت==&lt;br /&gt;
تمرکز جغرافیایی باب‌ها در ایران&lt;br /&gt;
بابیت در مدت زمان کوتاهی (۱۸۴۴ تا حدود ۱۸۵۰) در چندین منطقه گسترش یافت. مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فعالیت‌های بابی‌ها عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
شیراز&lt;br /&gt;
زادگاه سید علی‌محمد باب.&lt;br /&gt;
اصفهان&lt;br /&gt;
باب مدتی به دعوت حاکم اصفهان به آنجا رفت.&lt;br /&gt;
حمایت برخی مقام‌های محلی باعث گسترش محدود بابیت شد.&lt;br /&gt;
تبریز&lt;br /&gt;
محل محاکمه و در نهایت اعدام باب (۱۸۵۰).&lt;br /&gt;
جمعی از علما و مردم تبریز از مخالفان سرسخت بابیت بودند، اما در همان حال بابیان فعالی هم در آنجا بودند.&lt;br /&gt;
مازندران (قلعه شیخ طبرسی)&lt;br /&gt;
محل یکی از مهم‌ترین قیام‌های نظامی بابی‌ها در سال ۱۸۴۸–۱۸۴۹ به رهبری ملا محمدعلی بارفروشی (قدوس).&lt;br /&gt;
صدها بابی در این قیام شرکت کردند و در نهایت با قساوت سرکوب شدند.&lt;br /&gt;
زنجان&lt;br /&gt;
مرکز مهم دیگر بابیان، به رهبری ملا محمدعلی زنجانی (حجت).&lt;br /&gt;
قیام بابی‌ها در زنجان چند ماه طول کشید و با تلفات زیاد پایان یافت.&lt;br /&gt;
نیریز (در استان فارس)&lt;br /&gt;
قیام دیگری به رهبری ملا محمدعلی نیریزی.&lt;br /&gt;
سرکوب شدید و قتل‌عام بابیان در آن منطقه.&lt;br /&gt;
تهران، کاشان، یزد، همدان&lt;br /&gt;
جوامع کوچک‌تر بابی نیز در این شهرها وجود داشتند، ولی بیشتر به‌صورت مخفی یا محدود فعالیت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;11 بابیت و بهتیت در بستر تاریخ .ص 65&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع تکمیلی=&lt;br /&gt;
از بابیت تا بهاییت، رضا یوسفی، مقاله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=پانویس=&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منابع=&lt;br /&gt;
1:اشنایی با فرق و مذاهب اسلامی . رضا برنجاکار.&lt;br /&gt;
2:بابیت و بهایت در بستر تاریخ . ایلیایی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sajadi</name></author>
		
	</entry>
</feed>