<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://tarikhnema.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%B1%D9%88%D8%AD</id>
	<title>تعریف روح - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://tarikhnema.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%B1%D9%88%D8%AD"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-03T15:00:25Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.31.1</generator>
	<entry>
		<id>http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;diff=9014&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hasaninasab: صفحه‌ای تازه حاوی «روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او م...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://tarikhnema.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;diff=9014&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-02-08T14:56:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متکی است .&lt;br /&gt;
واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تکرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است که مبدا حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلکه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مبارکه: «... فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا» (1) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«. . مریم میان خود و آنان حجابی افکند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم‏» .&lt;br /&gt;
و آیه مبارکه: «و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا» (2) . «همان‏گونه (که بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی کردیم‏» . و آیات دیگر . پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر .&lt;br /&gt;
این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت‏بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی که به صراحت دلالت‏بر این دارد که مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مبارکه زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی‏» (3) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از کار خدا است و به شما جز اندکی از علم داده نشده است‏» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لکن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود که مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است که به امر خدا انجام گردیده است .&lt;br /&gt;
بنابر عقیده بیشتر مفسران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏کار رفته است (4) .&lt;br /&gt;
مفسر بزرگ اهل سنت «شیخ ابوالفتوح رازی‏» در تفسیر «روح‏الجنان‏» (5) . در ضمن بیان اقوال مختلف &lt;br /&gt;
در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است که قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان می‏کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تفسیر روح با این مفهوم درست‏تر به نظر می‏آید که سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان که با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجب بشر درباره روح از آن است که می‏بیند قدرتی است‏بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضد آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها کنند زود پوسیده و متعفن و پراکنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفن، نگاه می‏دارد و به حرکت و سخن می‏آورد و تعقل و ادراک می‏کند و اینها هیچ‏یک، کار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حال پس خود روح از چه مبدا و منشا است؟ خداوند جواب داد که مبدا آن از فرمان خدا است و مانند نور خورشید بر ابدان تابیده و اگر فرمان الهی نبود و از ورای عالم طبیعت، دستوری نرسیده و فروغی نتافته بود، همه چیز جامد بود و صامت‏» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیر آیه «و ما اوتیتم من العلم الاقلیلا» . «شما آدمیان جز اندکی که از علم، نصیب ندارند» . این است که روح از دیدگاه قرآن، موقعیتی در عالم وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم، بروز می‏دهد که بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن بی‏خبرید!&lt;br /&gt;
مرحوم «بحرانی‏» مؤلف تفسیر «برهان‏» در تفسیر آیه فوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می‏کند که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«معنای آیه، این است که جز تعداد کمی از بشر; از روح، آگاهی ندارند» .&lt;br /&gt;
استاد معظم علامه فقید، سید محمد حسین طباطبائی‏قدس سره در تفسیر «المیزان‏» (6) می‏نویسد:&lt;br /&gt;
«کلمه روح به طوری که در لغت معرفی شده، به معنای مبدا حیات است که جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حرکت ارادی می‏شود ولی مراد از روح در این آیات همان روح و نفس به نام «نفس ناطقه‏» می‏باشد که در کالبد همه افراد انسانهای موجود، وجود دارد . و وجود آن از ناحیه خدا و وابسته به او است‏» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنانکه در آیه دیگر می‏فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«. . انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون‏» (7) .&lt;br /&gt;
«فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می‏گوید: موجود باش! آن نیز بی‏درنگ موجود می‏شود» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه معلوم می‏شود که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1 . امر خدا یعنی ایجاد هستی و وجودی است که از ناحیه خداوند به روح متعلق شده و این موجود، وابسته به خداست و به امر او پیدا شده نه علل و اسباب دیگری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2 . موجودی به نام روح، وجود دارد و به همین مناسبت‏حضرت مسیح علیه السلام به عنوان کلمه خدا و روح او شمرده شده، آنجا که می‏فرماید: «انما المسیح عیسی بن مریم رسول الله و کلمة القاها الی مریم و روح منه‏» (8) . «مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به مریم القاء کرده است و روحی از جانب او است‏» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در برخی از آیات روح و جان موجود در انسان‏ها را متعلق به خود دانسته یعنی تنها از ناحیه او به انسان، عطاء شده است چنانکه در مورد خلقت‏حضرت آدم علیه السلام می‏فرماید:&lt;br /&gt;
«فاذا سویته و نفخت فیه من روحی‏» (9) . «هنگامی که کار انسان را به پایان رساندم و در او از روح خود (یعنی یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم‏» . و در آیه مبارکه دیگر چنین وارد شده است: «ثم سواه و نفخ فیه من روحه‏» (10) «سپس اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید» .&lt;br /&gt;
در این دو آیه روح، متعلق به انسان ذکر شده و با کلمه «من‏» آورده شده یعنی مبدا پیدایش او از ناحیه خداست . و نام این ایجاد را «نفخ‏» یعنی دمیدن نهاده است (11) هم‏چنانکه این کلمه در سایر آیات وارده در این باب نشان دهنده همین واقعیت است: «یلقی الروح من امره علی من یشاء» (12) . «وحی را به هر یک از بندگان خویش که بخواهد القاء می‏نماید» . و آیه «ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده‏» (13) . «فرشتگان را با وحی به هر یک از بندگان خویش که بخواهد می‏فرستد تا دلهای مرده را به وسیله آن زنده نماید» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آیه «تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» (14) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«فرود آیند فرشتگان و روح (مراد جبرئیل است) در آن شب به اذن خدا با هر کاری که تقدیر خدا در امور مختلف است‏» . چنانکه خوانندگان ملاحظه می‏کنند، کلمه «من‏» در همه این آیات می‏فهماند که روح از جنس و سنخ امر است و آنگاه امر را بیان می‏کند و می‏فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون‏» (15) . «فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی‏ء» ، «جز این نیست که هرگاه خداوند اراده کند چیزی را، امر کند به او و بگوید باش، پس به وجود می‏آید» .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عالم خلق و عالم امر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی در مطالعه آیات قرآنی در جهان آفرینش دو پدیده، جلب توجه می‏نماید: یکی پدیده «خلق‏» که در مسیر سلسله علل و اسباب، قرار داشته و بر زمان و مکان، منطبق می‏گردد و مسیر تکامل را تدریجا می‏پیماید . دیگری پدیده «امر» که نشان دهنده ارتباط موجودات با خداوند می‏باشد، در این پدیده، تدریج وجود ندارد و تنها با اراده خداوند به‏طور آنی، موجود می‏گردد و اسباب و وسائل مادی در آن راه ندارد و در حقیقت پدیده و عالم امر که روح از آن عالم است، عالم موجودات غیر مادی است (16) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم علامه طباطبائی ‏قدس سره در معنای امر در ذیل آیاتی که از تفسیر «المیزان‏» نقل کردیم، می‌‏گوید: امر هر چیز عبارت است از ملکوت آن چیز و برای هر موجودی، ملکوتی و امری است که در آیات 185 و آیه 75 سوره انعام و آیه 4 سوره قدر به آن اشاره شده است .&lt;br /&gt;
مطابق آیات قرآن هر دو پدیده یعنی پدیده مادی و قابل لمس یعنی «عالم خلق‏» و پدیده‏های امری و مجرد غیر مادی یعنی «امر و خلق‏» هر دو از جانب خداوند می‏باشد چنانکه در سوره اعراف آیه 54 می‌‏فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«الا له الخلق و الامر» . «آگاه باشید که آفرینش و تدبیر جهان از آن اوست‏یعنی به فرمان او است‏» .&lt;br /&gt;
خداوند این معنی را در آیات دیگر از جمله آیه 59 سوره آل عمران، نیز متذکر می‏گردد به این صورت که ابتدا خلقت آدم را ذکر و ارتباط آن را با خاک که یکی از اسباب آن است، بیان، سپس وجود آن را بدون ارتباط به چیزی با تعبیر «کن‏» یعنی «باش‏» خاطرنشان می‏سازد پس کیفیت‏خلقت آدم به صورت تدریج، انجام پذیرفته ولی نفخ روح به صورت غیر تدریجی و یا پدیده امر به وجود آمده پس روح انسان به امر خداوند موجود گشته است و نظیر این آیه را خوانندگان می‏توانند در آیات 12 تا 14 سوره «مؤمنون‏» مطالعه نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنانکه در آیه 59 سوره آل عمران ملاحظه می‏گردد، قرآن پیدایش پدیده روح را به عنوان کیفیتی متفاوت با مراحل قبلی، معرفی کرده است‏یعنی جنین در ماه‏های اول دوره جنینی، دارای حیات و در حال رشد و نمو می‏باشد و موقعی که رشد به حدی رسید که ساختمان قلب، کامل گردید و شروع به طپش نمود و اعضای بدن کامل شد، حیات نباتی جنین تبدیل به حیات عالی‏تری گردیده، پدیده دیگری به نام روح و نفس، به وجود می‏آید و از آن تعبیر به کیفیت امری شده است .&lt;br /&gt;
در روایت وارد از امام سجاد علیه السلام در تفسیر نورالثقلین (17) به این حقیقت اشاره شده که حیات ابتدائی که بیشتر، جنبه نباتی دارد به کیفیت‏بالاتری که برای تعقل و زندگی مستقل آماده گردیده، تبدیل می‏گردد (18) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس; از آیات فوق استفاده می‏شود که روح موجودی محقق و مجرد از ناحیه پروردگار بوده، جسم نیست زیرا به تعبیر مؤلف کتاب «رسالة‏النفسیة‏» (19) «جسم قسمت‏پذیر بوده و روح، قسمت‏پذیر نیست، و روح عرض هم نیست زیرا که عرض را به خود، قیام نبود و جان، اصل آدمی است و همه اعضاء، تبع وی است، عرض چگونه بود ... ؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب این است که مؤلف کتاب «رسالة‏النفسیة‏» ، «فضل الله بن حامد حسینی‏» متوفای 921ه . ق . بعد از ذکر مطالب یاد شده، دو بیت‏شعر فارسی نیز در زمینه مورد بحث چنین سروده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سری است که جز نهفتنش نیست روان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دری است نفیس و سفتنش نیست روا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رازی که میان جان جانان منست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانسته نیست و گفتنش نیست روا&lt;br /&gt;
=== پانویس ===&lt;br /&gt;
1) مریم، 17 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2) شوری: 52 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3) اسراء، 85 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4) بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، جلد اول، تالیف دکتر سید ابوالقاسم حسینی، سال 1364، ص 21 و 20 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5) تالیف: شیخ ابوالفتوح رازی، با حواشی مرحوم حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، کتابفروشی اسلامی، سال 1385ه ق .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6) ترجمه آقای موسوی، ج‏25، ص 340 و 341 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7) سوره یس، آیه 89 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8) سوره نساء، آیه 171 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9) حجر، 29 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10) سجده، 9 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11) کتاب بررسی مقدماتی روانشناسی اسلامی، ص 23 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12) مؤمن، 15 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13) نحل: 2 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14) قدر، 4 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15) یس، 82 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16) رساله نفسیه، تالیف: فضل الله بن حامد الحسینی، متوفای 921ه، ص 27 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17) ج‏1، ص 540 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18) بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، ج‏1، ص 24 - 25 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19) ص 27 و 28 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* منبع: [http://ensani.ir/fa/article/44012/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%89-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%89-38- روح چیست؟]، روانشناسى اسلامى (38)؛ نویسنده: حسین حقانی زنجانی؛ ماهنامه مکتب اسلام 1380 شماره 9.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hasaninasab</name></author>
		
	</entry>
</feed>