غزوه بدر

از تاریخ‌نما
پرش به: ناوبری، جستجو

از دانشجو انتظار می رود پس از پایان این فصل بتواند:

  1. سیاست ابوسفیان در شکل دهی کاروان اموال مسلمین و اعزام آن به شام را بیان کند.
  2. علل و اهداف پیامبر (ص) از تعقیب کاروان قریش را بیان دارد.
  3. علل شکل گیری جنگ را توضیح دهد.
  4. نتیجه غزوه بدر را بیان نماید.

خلاصه ای از جنگ بدر[ویرایش]

«بدر» روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به نام آن روستا خوانده‌اند و مهم‌ترین آنها جنگ بدر کبری بوده است.

جنگ بدر کبری در ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر می‌بردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز می‌گردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادره‌شده‌ی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود.

رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.

از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بی‌درنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد.

سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندک‌شان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند.

در جنگ بدر، حضرت علی علیه السلام پایمردی‌های بسیار کرد و در پیروزی مسلمانان سهم زیادی داشت، به طوری که 36 تن از مشرکان در آن نبرد به دست او کشته شدند.

در این جنگ، 14 تن از مسلمانان به شهادت رسیدند.

تشکیل کاروان قریش[ویرایش]

در آستانه ی رمضان سال دوم هجری بود که پیامبر مسلمانان راآماده می کردند که وقتی بزرگترین کاروان تجاری قریش به ریاست ابوسفیان از شام باز می گردد به آن حمله کنند.

قبل از وقوع جنگ بدر در شش اقدام نظامی پیامبر کاروان های قریش را مورد ارعاب وتهدید قرار داده بودند اما این بار قصد تصرف کاروان را داشتند.، زیرا اموال این کاروان تجاری مقدار زیادی از مصادره کردن دارایی های مهاجران مسلمان پدید آمده بود این در شرایطی بود که که در مدینه بلای وبا گریبان گیر مردم شده و همچنین فشارهای اقتصادی زیادی بر مسلمانان به خصوص مهاجران وارد آمده بود.( حضور مسلمانان با حداکثر سه اسب و هفتاد شتر که گاه سه تا پنج نفر از مسلمانان بر هر یک سوار میشدند، آشکارا از تنگناهای مالی شدیدی حکایت داشت.)(همچنین سخنان حضرت رسول در آستانه ی حرکت از سقیا نیز گواه دیگری است به صعوت شرتیط اقتصادی مسلمین مدینه که حضرت می فرمایند: پروردگارا اینان گروه پیاده اند سواره شان کن، برهنه اند بر اینان لباس بپوشان ، گرسنه اند سیرشان کن. نیازمندند با فضل خویش بی نیازشان کن. المغازی: ج 1. ص. 26.السیره الحلبیه: ج 1. ص.151) گزارشی که واقدی ان را از قول مخرمه بن نوفل نقل می کند حاکی از آن است که هنگام عزیمت کاروان ابوسفیان به شام، مسلمین آهنگ حمله به آن را داشتند اما چون این تصور عملی نشد بر آن بودند که هنگام بازگشت به کاروان حمله کنند. اب.سفیان و همراهان او نیز به این معنی واقف بودند و به همین دلیل هم پس از خروج از شام – و نه س از رسیدن به بدر - ضمضم بن عمرو غفاری را برای استمداد به مکه فرستادند.

غالب منابع تاریخی اصلی گزارش کرده اند که حضرت رسول ده شب پیش از خروج از مدینه به قصد حمله به کاروان قریش ،‌طلحه بن عبد الله و سعید بن زید را برای کسب خبر گسیل داشت.اخبار دیگری نیز که حاکی از فرستادن دو مامور دیگر برای کسب خبر یعنی بسبس بن عمرو و عدی بن الزغباء است روشن می کند که پیامبر تلاش های گسترده ای برای کسب اطلاعات انجام میداد و تصمیم قطعی داشت که به کاروان حمله کنند.

اعزام نماینده کاروان قریش به مکه[ویرایش]

فرستادن ضمضم بن عمرو که به دلیل تواتر روایت در اصل آن تردیدی نیست هدف های زیر را داشته است: 1.برای اگاهی دادن به قریش از زمان حرکت کاروان به سمت مکه 2.تاکید بر جدی بودن تهدید حمله ی مسلمین.

  1. واداشتن قریش به کنار گذاشتن تعلل و تردید.
  2. گردآوری اطلاعات لازم درباره ی مسلمین و ارائه آن به مکیان

تم پس حضور اکباد قریش در آوردگاه جنگ بدر میتواند برای مراقبت و دفاع از کاروان و با هماهنگی قبلی برای حراست از ثروت هایی که ر دوش هزارها شتر سوار است باشد.

مفسران و مورخان همچنین آیه پنج سوره ی انفال تصریح می کنند که در حرکت به سوی کاروان قریش عده ای از مسلمانان کراهت داشتند ( و ان فریقا من المومنین لکارهون) در شرایطی که آنان به راحتی به غنایم جنگی دست پیدا کنند این کراهت نامعقول به نظر میرسد مگر اینکه بگوییم مسلمانان از طریق تلاش های اطلاعاتی پیامبر آگاه بودند که میان مکیان و ابوسفیان توافقی صورت پذیرفته که به موجب آن سپاه قریش همزمان با حضور کاروان در نزدیک مدینه برای دفاع خواهد آمد.و در نتیجه خروج مسلمین گرچه با آهنگ تصرف کاروان ولی به برخورد با سپاه قریش و جنگ ونابودی همراه بود.

خروج مسلمانان[ویرایش]

مسلمانانی که همراه پیامبر از مدینه خارج شدند تا زمان رسیدن به ذفران و آگاهی از گریختن ابوسفیان و کاروان و حضور سپاه مشرکین در نزدیکی مدینه و در جهت حصول استرات‍ژی هجوم به کاروان قدم بر می داشتند اما سیر حوادث چنانچه ایشان پیش بینی می کردند و آرزوی فراچنگ آوردن ثروت کاروان را داشته، پیش نرفت.

آنان زمانی به نزدیکی سپاه مشرکین رسیدند که کاروان در فصله ی اندکی از آنان و در پناه سپاه مکه و یا آن سوی سپاه و در سه مایلی ساحل به وی مکه می رفت و دشمن با آن ها فاصله ی اندکی داشت.

در آیات قرآن بر تمام این معانی تصریح شده است – خداوند به عکس علاقه ی اولیه ی مسلمانان به دست یابی به ثروت کاروان ، رویارویی ایشان با مشرکین و تثبیت حق را می خواست و به صلاح مؤمنین بود مقدر کرده می فرماید:«ای پیامبر به یاد آور هنگامی را که خداوند در باره ی یکی از دو طایفه (کاروان تجار یقریش و سپاه مکه ) به شما وعده داد که بر آن دست یابد و شما دوست داشتید که بر کاروان دست یابید که عاری از شوکت بود و خداوند اراده کرده بود با مشیت خویش، حق را متحقق واستوارکند ونسل کفار را براندازد.»(انفال.7) می بینیم که به تصریح قرآن در مدینه و مدت ها قبل از حرکت به سوی بدر، مسلمین از جانب خداوند به تصرف و دسترسی به یکی از دو طایفه آگاهی یافته بودند، گزارش شده که بر خلاف گروهی از مسلمین که برای همراهی با پیامبر رغبت نشان نمی دادند، چون پیامبر مسلمانان را به همراهی ا خود فرا خواند، گروهی از جمله سعد بن خثیمه و پدرش، مشاقانه پیامبر را اجابت کردند.

در این حال چون پدران و پسران حاضر نبودند تا یکی به نفع دیگری در مدینه بماندد به قرعه کشی متوسل شدند.اده اندیشی است اگر تصور کنیم ک هاین رقابت و اشتیاق برای رسیدن به غنایم بوده، زیرا اختیار تقسیم غنایم به دست حضرت رسول بوده و ایشان آنها را به مساوات تقسیم می کردند.چنین رقابتی برای رسیدن به غنیمت با عنایت به ساخت جامعه ی قبیله ای کاملا بی اساس است پس رقابت مذکور را تنها بایک مبنا می توان تحلیل کرد ، آن هم رقابت برای شهادت و جنگیدن در کنار پیامبر بود.

با مشاهده سپاه مکه در نزدیکی بدر یا ذفران پیامبر از مسلمین بیعت گرفت البته این بیعت به ای دلیل بود که از میان تصرف کارانو جنگ با مکیان می مسجل شده بود و پیامبر هم می خواست توافق و همراهی اولیه مسلمانان را موکد دارد و با رضای کامل باطنی ایشان را به آوردگاه برد.

در همین زمان مسلمین پس از بیعت نهایی با پیامبر برای جنگ به سوی چاه های بدر حرکت میکردند در آخرین شب در حالیکه ریگ های نرم و روان مانع تسریع حرکت سپاه مسلمانان بود و خستگی زیادی بر همه ی افراد غالب شده بود عنایت و امداد الهی در غالب نزول باران که زمین را برای حرکت روز بعد سفت و محکم می کرد و نیز آرامش ویژه حاصل از خواب شبانه (انفال.11) به یاری مسلمانان آمد وباعث شد که آنان زودتر از مشرگان به آوردگاه بدر برسند.

شکل گیری جنگ:[ویرایش]

صف آرایی مسلمین در برابر مشرکین شکل گرفت در حالی که مسلمانان بر حوض آب تسلط داشتند، اسئد بن عبدالله مخزومی در یک نمایش حماسی سوگند یاد کرد که تا حوض مسلمانان آب ننوشد از پای نایستد.

وی پس از این سوگند به سوی حوض پیش آمد و به دست حمزه کشته شد همین حادثه شروع جنگ را قطعی کرد.

نبرد تن به تن میان حضرت علی (ع) با وولید بن عتبه و حمزه با شیبه و عبیده با عتبه ‌آغاز گردید.

علی (ع) ولید را و حمزه شیبه را از پای در آوردند و عبیده به دست عتبه شهید شد. در این هنگام دو سپاه به جنبش در آمد و جنگ عمومی آغاز شد.

تعداد سپاه مشرکان بسیار فزون تر از مسلمانان بود به همین دلیل هم هر صد نفر از مسلمانان موظف شدند تا در مقابل دویست نفر بجنگند.(انفال.66) این وظیفه در مدینه و یا دست کم در بیعت ذفران بر دوش آنها گذاشته شده بود.نیروی طبیعی مسلمانان تون مقابله با آنها را نداشت زمینه هایی از نگرانی و هراس نیز در برخی از صحابه مهود بود ر چنین شرایطی بود که خداوند مسلمانان رابا فرستادن فرشتگان خویش یاری داد وبا این حمایت الهی، مسلمانان بی محابا به لب سپاه مشرکین حمله کردند هنوز نیمروزی سپری نشده بود که سپاه مغرور اشراف مشرک را از جاکندند و پس از کشته شدند تعداد زیادی از آنها بقیه را به هزیمت و فرار واداشتند.(‌آیه های 6 تا 14 سوره انفال آنچه تا کنون گفتیم را تصریح می کند.) « یجادلونک فی الحق بعد ما تبین کانما یساقون الی الموت و هم ینظرون.و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم وتودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلمته و یقطع دابر الکافرین. لیحق الحق و یبطل الباطل و لو کره المجرمون.اذ تستغیثون ربکم فستجاب لکم انی ممدکم بالف من الملائکه مردفین. و ما جعله الله الی بشری و لتطمئن به قلوبکم و ما النصر الا من عند الله ان الله عزیز حکیم. اذ یغشیکم النعاس امنه منه و ینزل علیکم من السماء ماء لیطهرکم به و یذهب عنکم رجز الشیطان و لیربط علی قلوبکم و یثبت به الاقدام.اذ یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین ءامنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق واضربوا منهم کل بنان. ذلک بانهم شاقو الله و رسوله و من یشاقق الله و رسوله فان الله شدید العقاب. ذلکم فذوقوه و ان للکافرین عذاب النار. » محور ها ی اصلی تحلیل قرآنی از مقدمات جنگ، گرایش های مسلمین ، تقدیر الهی و هدف های جنگ چنین است: مسلمانان بعد از خروج از مدینه به تصرف کاروان قریش گرایش داشتند و نه جنگ با مشرکان مکه.

به عکس مسلمین خداوند می خواست تا مسلمانان با مشرکان مکه روبرو شوند و با آنان بجنگند.

هدف الهی در این گرایش این بود که مسلمانان با پیوزی در بدر حق را آشکار و باطل را نابود و دنباله کافرین را قطع کند.

مسلمانان در آستانه جنگ به درگاه الهی استغاثه می کردند و نگران از کست از خداوند یاری می خواستند،‌خداوند نیز ملائکه خود را به یاری آنها فرستاد.

هدف از فرستاد ملائکه جز بشارت پیروزی و آرامش بخشیدن به دل های نگران مسلمانان نبود پس ملائکه عامل پیروزی نبودند بلکه پیروزی تنها با یاری امام به دست آمد.

در شب در خداوند بر چشمان مومنان خواب (نعاس)افکند تا آسوده بخوابند.

خداوند ر آستانه ی جنگ بارانی فرستاد تا مسلمانان را تطهیر کند و پلیدی شیطان را از آنها بزداید.

خداوند به فرشتگان وحی کرد که من حامی مسلمانانم شما نیز ایشان را استوار دارید و به زودی در دل های کافران را بزنید.

مرگ مشرکان زاییده آن است که انها خداوند و پیامبر را اطاعت نکردند.

درمنطق محاسبات عادی در این مصاف به ظاهر همه چیز به زین مسلمانان بود سپاهی که تنها سه اسب و چهل شتر داشت و حتی برخی از اعضای آن نه سلاح در دست داشتند و نه زره بر تن چگونه متصور بود که بر سپاهی کاملا مجهز و بیش از سه برابر پیروز گردد؟ بنا به تصریح قرآن: پیروزی بدر دستاورد ایمان و فراتر از آن یار یخداوند بود.سیصد و چهارده مسلمان در بدر هفدهم ماه رمضان سال هفتم هجرت خالق ایمان شدند و بر دشمنان پیروز گشتند.

شهدای بدر:[ویرایش]

در باب تعداد شهدای بدر اتفاق نظر وجود ندارد اما قطعی است که این تعاد از بیست و دو نفر تجاوز نمیکند.از کشته های مشرکان در بدرنیز اطلاع دقیقی در دست نداریم. شیخ مفید گزارش می دهد که نیمی از کشته های بدر به وسیله حضرت علی (ع) کشته شده اند..

هفتاد وچهار نفر هم اسیر از مشرکان گرفته شد ک هنونه ی برخورد پیامبر با آنها الگوی مسلمانان بود.

این اسیران همانانند که سیزده سال در مکه بر مسلمانان رنج و شکنجه و توهین و تمسخر روا داشته بودند عده ای از مسلمانان مثل عمر خطاب می گفتند باید اینها کشته شوند.ولی عده ای همچون ابوبکر گفتند ا دریافت فدیه اسرا آزاد شوند تا توانایی مالی مسلمانان در برابر مشرکان افزایش یابد که پیامبر پس از مشورت با صحابه نظر طرفداران دریافت فدیه را قبول کرند.

سپس دستور داد با اسرا با عطوفت رفتار شود و تمام وسایل آسایش ایشان تا زمان آزادی فراهم شود.این توصیه های پیامبر به رعایت حال اسیرا ن به صورت قانون در آمد