غزوه خیبر

از تاریخ‌نما
پرش به: ناوبری، جستجو

از دانشجو انتظار می رود پس از پایان این فصل بتواند:

  1. علت شکل گیری این جنگ را بیان دارد.
  2. تاکتیک های پیامبر (ص) قبل از شروع جنگ را نام ببرد.
  3. نقش حضرت علی (ع) در این جنگ را توضیح دهد.
  4. نتیجه جنگ را تشریح کند.

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

"خیبر" سرزمینی است در هشت منزلی مدینه و در راه شام، واقع در جلگه وسیع و حاصل¬خیزی در شمال مدینه و ساکنان یهودی آن در امور زراعت و جمع ثروت و تهیه سلاح و طرز دفاع، مهارت کاملی داشتند؛ آمار جمعیتی آنها حدود بیست هزار نفر بود که در میان آنها مردان جنگاور و دلیر فراوان به چشم می‌خورد و پیش از بعثت پیامبر، ملت یهود برای سکونت و حفاظت خویش در آن نقطه، دژهای هفت گانه محکمی ساخته بودند.

در زبان یهودی خیبر به معنی «حصن» است. البته به گفته "یاقوت حموی" به این منطقه به خاطر وجود قلاع ۷ گانه "خیابر" نیز می‌گفتند.[۱] "حصن ناعم"، ("حصن تموص" یا "حصن ابی الحقیق")، "حصن السلالم"، "حصن الشق"، "حصن النطاه"، "حصن الوطیح"، "حصن الکتیبه" هفت قلعه "خیبر" بود که در سال ۷ ه.ق در جنگ خیبر با رشادت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فتح شد.

تاکتیک های پیامبر(ص) پیش از شروع جنگ[ویرایش]

الف)تاکتیک اختفاء نظامی[ویرایش]

اتخاذ مواضع سیاسی توسط وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) در بر پایی این نبرد آن هم پس از رهایی از شر مشرکان مکه با صلح حدیبیه از نکات بسیار زیبای تاریخ اسلام است. زیرا، فکر پیامبر با بستن پیمان حدیبیه، از ناحیه جنوب (قریش) آسوده بود. ایشان می‌دانست که اگر حرکتی به سمت یهود آغاز کند، قریش دست کمک به سوی یهود دراز نخواهد کرد. در این بین ایشان بر تاکتیک استتار در نبرد نظامی تأکید داشتند به این صورت که محل استقرار آنان برای حملات غافل¬گیرانه باید مخفی می‌ماند و همچنین برای گمراه کردن دشمن، قبل از هر اقدامی منطقه مورد نظر باید محاصره می‌شد.[۶] شاید گروهی تصور کردند که منظور پیامبر (ص) از این راهپمائی به سوی شمال، سرکوبی قبائل «غطفان» و «فزاره» - که همدستان یهود در جنگ احزاب بودند – می‌باشد. پیامبر، وقتی به بیابان «رجیع» رسید، محور حرکت ستون را به سوی خیبر قرار داد، و بدین‌وسیله ارتباط این دو متحد را از هم گسست، و از اینکه قبائل مزبور به یهودیان خیبر کمک کنند، جلوگیری نمود. با اینکه محاصره خیبر قریب یک ماه طول کشید، با این حال، قبائل مزبور نتوانستند، متحدان خود را یاری نمایند.[۷]

ب)تحریک سربازان توسط شعر[ویرایش]

ساربان آن حضرت، موقع راندن شتران سرود (حداء) بخواند.او اشعار زیر را که متن آن را در پاورقی مطالعه می فرمائید، ترنم می کرد: (2) به خدا سوگند اگر عنایات و الطاف خدا نبود، ما گمراه بودیم نه صدقه می دادیم و نه نماز می خواندیم.ما ملتی هستیم که اگر قومی بر ما ستم کنند و یا فتنه ای بر پا نمایند، ما زیر بار آنها نمی رویم.خداوندا پایداری را نصیب ما بفرما و ما را در این راه ثابت قدم گردان. مضمون این سرودها، انگیزه این نبرد را به گونه ای روشن بیان می کند و می رساند: از آنجا که ملت یهود بر ما ستم نموده و آتش فتنه را در آستانه خانه ما روشن ساخته اند، ما برای خاموش ساختن این کانون، رنج سفر را بر خود هموار نموده ایم.

مضامین سرود، آنچنان پیامبر را راضی و مسرور ساخت که آن حضرت درباره «عامر» دعا فرمود.اتفاقا «عامر»، در این جنگ شربت شهادت نوشید

ج)اشغال نقاط حساس ارتباطی[ویرایش]

دژهای هفتگانه «خیبر»، هر کدام نام مخصوصی داشتند و نامهای آنها به قرار زیر بود: ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح، سلالم.برخی از این دژها گاهی به یکی از سران آن دژ منسوب می شد، مثلا می گفتند: دژ «مرحب » و..

مسلمانان، در برابر دشمن مجهز و نیرومندی قرار گرفته بودند، باید در تسخیر این دژها از هنرنمائی نظامی و تاکتیکهای جنگی حداکثر استفاده را بنمایند. نخستین کاری که انجام گرفت، این بود که شبانه تمام نقاط حساس و راهها، به وسیله سربازان اسلام اشغال گردید.اینکار بقدری مخفیانه و در عین حال سریع انجام گرفت، که نگهبانان برجها نیز از این کار آگاهی نیافتند.صبحگاهان که کشاورزان «خیبر»، با لوازم کشاورزی از قلعه ها بیرون آمدند، چشمهای آنها به سربازان دلیر و مجاهد اسلام افتاد، که در پرتو قدرت ایمان و بازوان نیرومند و سلاحهای برنده، تمام راهها را به روی آنها بسته اند، که اگر قدمی فراتر بگذارند، فورا دستگیر خواهند شد.این منظره آنچنان آنها را خائف و مرعوب ساخت، که بی اختیار پا به فرار گذاردند، و همگی گفتند که: محمد با سربازانش اینجاست و فورا درهای دژها را سخت بسته و در داخل دژها شورای جنگی تشکیل گردید.وقتی چشم پیامبر به لوازم تخریبی مانند بیل و کلنگ افتاد، آن را به فال نیک گرفت و برای تقویت روحیه سربازان اسلام فرمود: «الله اکبر خربت خیبر انا اذا نزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرین »: «ویران باد خیبر! وقتی بر قومی فرود آئیم چه قدر بد است روزگار بیم داده شدگان ».نتیجه شورا این بود که زنان و کودکان را در یکی از دژها، و ذخائر غذائی را در دژ دیگر جای دهند و دلیران و جنگاوران هر قلعه با سنگ و تیر از بالا دفاع کنند و قهرمانان هر دژ در مواقع خاصی از دژ بیرون آیند و در بیرون دژ با دلیران اسلام بجنگند.دلاوران یهود از این نقشه تا آخر نبرد دست برنداشته، از این جهت، توانستند مدت یک ماه در برابر ارتش نیرومند اسلام مقاومت کنند، به طوریکه گاهی برای تسخیر یک دژ ده روز تلاش انجام می گرفت و نتیجه ای به دست نمی آمد.

د)غافلگیری یهودیان[ویرایش]

نقطه ای را که از نظر اصول نظامی چندان حائز اهمیت نبود، و سربازان یهود کاملا بر آنجا تسلط داشتند، و حاجب و مانعی از هدف گیری و تیراندازی دشمن و سنگباران کردن مرکز اردوی اسلام نبود.روی این جهت، یکی از دلاوران کارآزموده اسلام، به نام «حباب بن منذر»، حضور پیامبر رسید و چنین گفت: اگر شما به فرمان خدا در این نقطه فرود آمده اید، من کوچکترین اعتراضی بر این مطلب ندارم.زیرا دستور خداوند بالاتر از هرگونه نظر و پیش بینی ما است، ولی اگر فرود در این نقطه یک امر عرفی و عادی است، بطوری که افسران می توانند در آن اظهار نظر کنند، در این صورت ناچارم بگویم که این نقطه، چشم انداز دشمن است، و در نزدیکی دژ «نسطاة » قرار گرفته، و تیراندازان دژ بر اثر نبودن نخل و خانه، می توانند قلب لشکر را هدف گیری کنند.

پیامبر با استفاده از یکی از اصول بزرگ اسلام (اصل مشاوره) و احترام به افکار دیگران چنین فرمود: اگر شما نقطه بهتری را معرفی نمائید، آنجا را اردوگاه خود قرار می دهیم. «حباب »، پس از بررسی اراضی خیبر، نقطه ای را تعیین نمود، که در پشت نخل ها قرار گرفته بود.در نتیجه، ستاد جنگ به آنجا انتقال یافت، و در طول مدت تسخیر خیبر، هر روز افسران و پیامبر از آنجا بسوی دژها می آمدند و شبانگاه به ستاد ارتش باز می گشتند.

درباره جزئیات نبرد خیبر نمی توان نظر قاطع ابراز کرد، ولی از مجموع کتابهای تاریخ و سیره چنین استفاده می شود که سربازان اسلام، دژها را یک یک محاصره می کردند، و کوشش می نمودند که ارتباط دژ محاصره شده را از دژهای دیگر قطع نمایند، و پس از گشودن آن دژ، به محاصره دژ دیگر می پرداختند.دژهائی که با یکدیگر ارتباط زیرزمینی داشتند و یا رزمندگان و دلاوران آنها به دفاع سرسختانه برمی خاستند، گشودن آنها به کندی صورت می گرفت، ولی دژهائی که رعب و ترس بر فرماندهان آنها مستولی گشته، و یا روابط آنها با خارج به کلی بریده شده بود، تسلط بر آنها به آسانی انجام می گرفت و قتل و خونریزی کمتر اتفاق می افتاد و کار به سرعت زیاد پیش می رفت.

به عقیده گروهی از تاریخ نویسان، نخستین دژی که از خیبر پس از رنجهای فراوان، به دست ارتش اسلام افتاد، دژ «ناعم » بود. شورای نظامی تصویب نمود که پس از فتح دژ «ناعم »، سربازان متوجه قلعه «قموص » شوند و ریاست این دژ با فرزندان «ابی الحقیق » بود.این دژ با فداکاری سربازان اسلام گشوده شد، و «صفیه »، دختر «حیی بن اخطب » که بعدها در ردیف زنان پیامبر قرار گرفت، اسیر گردید.

این دو پیروزی بزرگ روحیه سربازان اسلام را تقویت کرد، و رعب و وحشت بر قلوب یهودیان مستولی گشت.ولی مسلمانان از نظر مواد غذائی در مضیقه عجیبی قرار گرفته بودند، بطوری که برای رفع گرسنگی، از گوشت برخی از حیوانات که خوردن گوشت آنها مکروه است استفاده می نمودند.و دژی که مواد غذائی فراوانی در آنجا بود، هنوز به دست مسلمانان نیافتاده بود.

دلایل شروع جنگ[ویرایش]

پس از بر قراری صلج حدیبیه محمد(ص) از جانب قریش خیالش راحت شد و از این رو تصمیم گرفت که یهودیان و قبایل نجد را سرکوب نماید تا امینت و آرامش را بیش از پیش در جامعه اسلامی برگرداند. در این میان خیبر مرکز آشوب¬های نظامی و تحریکات و جنگ افروزی¬ها علیه مسلمانان بودپس از صلج حدیبیه وی تمام ماه «ذی الحجة»، و مقداری از «محرّم» سال هفتم هجری را در «مدینه» توقف کرد، سپس با حدود یک هزار و چهارصد نفر از یارانش که در «حدیبیه» شرکت کرده بودند، به سوی «خیبر» حرکت کرد.

وضعیت دژها[ویرایش]

خیبر در زبان عبری به معنای قلعه‌است و چون این منطقه بواسطه این قلعه‌های هفتگانه در بر گرفته شده بود به آن خیبر می¬گفتند. دژهای هفتگانه «خیبر»، هر کدام نام مخصوصی داشتند و نامهای آنها به قرار زیر بود: ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح، سلالم.برخی از این دژها گاهی به یکی از سران آن دژ منسوب می شد، مثلا می گفتند: دژ «مرحب » و..همچنین، برای حفاظت و کنترل اخبار خارج دژ، در کنار هر دژی، برج مراقبت ساخته شده بود، تا نگهبانان برجها، جریان خارج قلعه را به داخل گزارش دهند، و طرز ساختمان برج و دژ طوری بود، که ساکنان آنها بر بیرون قلعه کاملا مسلط بودند و با منجنیق و غیره می توانستند دشمن را سنگباران کنند. (6) در میان این جمعیت بیست هزاری، دو هزار مرد جنگی و دلاور بود که فکر آنها از نظر آب و ذخائر غذائی کاملا آسوده بود، و در انبارها، ذخایر زیادی داشتند.این دژها آنچنان محکم و آهنین بودند که سوراخ کردن آنها امکان نداشت، و کسانی که می خواستند خود را به نزدیکی دژ برسانند، با پرتاب سنگ مجروح و یا کشته می شدند.این دژها سنگرهای محکمی برای جنگاوران یهود به شمار می رفت.

خیبر از دو بخش تشکیل می¬شد: • بخش اول پنج قلعه بزرگ را شامل می¬شد: ناعم، صعب بن معاذ، زبیر، ابیّ و نزار. سه قلعه اول در منطقه¬ای به نام نطاة و دو قلعه دیگر در منطقه¬ای به نام شقّ قرار داشتند.

• بخش دوم معروف به کتیبه دارای سه قلعه مستحکم بود قموص، وطیح، سلالم، علاوه بر این قلعه¬ها در خیبر قلعه¬های کوچکتری نیز وجود داشتند که به اهمیت قلعه¬های ذکر شده نبودند پیروزی بزرگ در خیبر هنگامی که امیرمؤمنان «ع »، از ناحیه پیامبر مامور شد که دژهای «وطیح » و «سلالم » را بگشاید (دژهائی که دو فرمانده قبلی موفق به گشودن آنها نشده بودند، و با فرار خود ضربه جبران ناپذیری بر حیثیت ارتش اسلام زده بودند) زره محکمی بر تن کرد و شمشیر مخصوص خود، «ذو الفقار» را حمایل نموده، بسوی دژ حرکت کرد و پرچم اسلام را که پیامبر به دست او داده بود، در نزدیکی خیبر بر زمین نصب نمود.در این لحظه در خیبر باز گردید، و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند.نخست برادر «مرحب » به نام «حارث »، جلو آمد،لحظه ای نگذشت که جسد مجروح «حارث »، به روی خاک افتاد و جان سپرد.

مرگ برادر، «مرحب » را سخت غمگین و متاثر ساخت.او برای گرفتن انتقام برادر، جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب رجز می خواند.

رجزهای مرحب و حضرت علی (ع) پایان یافت.صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبی در دل ناظران پدید آورد.ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام، بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت. این ضربت آنچنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند، پا به فرار گذارده به دژ پناهنده شدند.و عده ای که فرار نکردند، با علی تن به تن جنگیده و کشته شدند.علی یهودیان فراری را تا حصار تعقیب نمود.در این کشمکش، یکنفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سپر علی زد و سپر از دست وی افتاد.علی فورا متوجه در دژ گردید، و آن را از جای خود کند، و تا پایان کارزار به جای سپر به کار برد.پس از آنکه آن را بروی زمین افکند، در نتیجه قلعه ای که مسلمانان ده روز پشت آن معطل شده بودند، در مدت کوتاهی گشوده شد.

یعقوبی، در تاریخ خود (22) می نویسد: در حصار از سنگ و طول آن چهار ذرع و پهنای آن دو ذرع بود.شیخ مفید، در ارشاد (23) به سند خاصی از امیر مؤمنان، سرگذشت کندن در خیبر را چنین نقل می کند: من در خیبر را کنده به جای سپر به کار بردم و پس از پایان نبرد آن را مانند پل به روی خندقی که یهودیان کنده بودند، قرار دادم.سپس آن را میان خندق پرتاب کردم مردی پرسید آیا سنگینی آن را احساس نمودی؟ گفتم به همان اندازه سنگینی که از سپر خود احساس می کردم.

نویسندگان سیره مطالب شگفت انگیزی درباره کندن باب خیبر و خصوصیات آن و رشادت های علی «ع » که در فتح این دژ انجام داده، نوشته اند.این حوادث، هرگز با قدرتهای معمولی بشری وفق نمی دهد.امیرمؤمنان، خود در این باره توضیح داده و شک و تردید را از بین برده است.آن حضرت در پاسخ شخصی چنین فرمود: «ما قلعتها بقوة بشریة و لکن قلعتها بقوة الهیة و نفس بلقاء ربها مطمئنة رضیة » (24) یعنی من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم، بلکه در پرتو نیروی خداداد و با ایمانی راسخ به روز باز پسین این کار را انجام دادم.

نتیجه جنگ خیبر[ویرایش]

پس از کشمکش‌های فراوان در این نبرد با پیروزی مسلمین به پایان رسید. در پایان به طور اجمال می‌‌توان دستاوردهای این نبرد را برای مسلمین چنین دانست: ۱) آرامش در شهر مدینه برقرار شد.

۲) آوازه اسلام به عربستان و کشورهای دیگر رسید.

۳) جنگ خیبر مقدمه فتح مکه گردید.

۴) بر اثر فتح خیبر، مسلمانان صاحب زمین و ثروت شدند.

۵) با فرستادن بخشی از غنائم جنگی؛ مثل خوار و بار و خرما برای مساکین مکه، توجه آنها به اسلام جلب شد.

جنگ خیبر و قرآن[ویرایش]

موضوع برخی از آیات قرآن، پیرامون جنگ‌های پیامبر اکرم‌(ص) و حوادثی که در آن رخ داده، می‌باشد. تعدادی در مورد خود جنگ و تعدادی نیز پیرامون حوادث اتفاق افتاده در قبل و بعد از جنگ، نازل شده‌اند؛ از جمله این جنگ‌ها می‌توان جنگ بدر، جنگ احد، فتح مکه و... را نام برد.

در مورد جنگ خیبر نیز می‌توان دو آیه را یاد کرد که هر دو مرتبط با این جنگ هستند، یکی از این آیات در مورد واقعه‌ای قبل و دیگری در مورد واقعه‌ای، بعد از جنگ خیبر هستند، اما به گونه‌ای می‌توان آنها را مرتبط با این جنگ دانست:

  1. « به زودی آنهایی که از شرکت در جهاد تخلف کردند وقتی که می‏روید که غنیمت‏های جنگی را بگیرید خواهند گفت بگذارید ما هم با شما بیاییم. اینان می‏خواهند کلام خدای را مبدل نمایند. بگو: نه، شما هرگز ما را پیروی نمی‏کنید و این را خدای تعالی قبلا به من خبر داده. وقتی این را بشنوند خواهند گفت: شما به ما حسد می‏ورزید ولی باید بدانند که جز اندکی فهم ندارند» بعد از صلح حدیبه، پیامبر‌ اکرم(ص) به فرمان خداوند به مؤمنان بشارت داد که قلعه‌ی خیبر را فتح خواهند کرد. پیامبر‌(ص) به ایشان فرمود در این جنگ تنها آنانی که در حدیبیه حضور داشته‌اند می‌توانند شرکت کنند و غنائم جنگی نیز تنها مخصوص آنها می‌باشد و تخلّف کنندگان را نصیبی از این غنائم نخواهد بود. عده‌ای از مسلمانان که در حدیبیه نبودند و این خبر بدان‌ها رسید، طمع غنائم کرده و برای شرکت در جنگ، از پیامبر‌(ص) إذن حضور طلبیدند؛ این إذن‌خواهی به این دلیل بود که آنها از بشارت پیامبر، پیروزی قطعی در جنگ را فهمیده بودند، اما آنها از این مطلب اطلاع نداشتند که پیش از آن، آیات نازل شده و سرّ آنان را فاش ساخته است.

. فتح، 15، «سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلی‏ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ یُرِیدُونَ أَن یُبَدِّلُواْ کلَامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا کَذَالِکُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَیَقُولُونَ بَلْ تحَسُدُونَنَا بَلْ کاَنُواْ لَا یَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِیلًا».

  1. «ای کسانی که ایمان آوردید چون در راه خدا سفر می‏کنید و به افراد ناشناس بر می‏خورید درباره آنان تحقیق کنید- و به کسی که سلام به شما می‏کند نگوئید مؤمن نیستی- تا به منظور گرفتن اموالش او را به قتل برسانید و بدانید که نزد خدا غنیمت‏های بسیار هست، خود شما نیز قبل از این، چنین بودید و خدا (با نعمت ایمان) بر شما منت نهاد، پس به تحقیق بپردازید که خدا به آنچه می‏کنید با خبر است » قلعه خیبر، مرکزیت یهودیان منطقه را بر عهده داشت، لذا هم از نظر قوای نظامی و هم از نظر استحکتم شهری (برای حفاظت از شهر) از مناطق دیگر قوی‌تر بود. بعد از اینکه خیبر به دست مسلمانان فتح شد، رؤسای مناطق دیگر نیز تسلیم مسلمانان شدند. در یکی از این مناطق، پیامبر‌(ص) اسامه بن زید را به قریه فدک فرستاد تا انها را به اسلام دعوت کند. شخصی به نام مرداس بن نهیک فدکی وقتی این را شنید، با اهل و مال خود به سمت کوه به استقبال آنها آمد و گفت: «أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله (ص)» اما اسامه که گمان می‌کرد او در بیان این شهادتین راستگو نیست، او را کشت. اما بعد از اینکه اسامه به پیش پیامبر‌(ص) برگشت، پیغمبر به او فرمود: چگونه کسی را به قتل رساندی در حالی که به خداوندی خدا و به رسالت من شهادت داده بود. اسامه: یا رسول الله او این شهاتین را برای نجات از مردن گفته بود. پیامبر: نه از آنچه در قلب او بود آگاهی داری و نه آنچه به زبان آورده را قبول می کنی.... پس اسامه قسم یاد کرد که بعد از این دیگر کسی را که شهادتین بر زبان آورده را نکشد».

گفتنی است، در مورد خود جنگ خیبر و حوادثی که در چند روز جریان داشتن جنگ رخ‌داده باشد، ما آیه‌ای را نیافتیم و مفسران نیز در مورد وجود این آیات ادعایی نکرده‌اند.

شایان توجه است که نبود آیه در مورد وقایع یک جنگ، چیزی از اهمیت و نقش استراتژیک آن کم نمی‌کند و رشادت‌هایی که بزرگان اسلام از جمله امام علی(ع) در آن‌جا انجام داده‌اند، قابل تقدیر و تحسین است.

. نساء، 94، «یأیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا ضرَبْتُمْ فی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَ لَا تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا فَعِندَ اللَّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَةٌ کَذَالِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا».