ماجرای سقیفه

از تاریخ‌نما
پرش به: ناوبری، جستجو

از دانشجو انتظار می رود پس از مطالعه این فصل بتواند:

  1. حوادث اواخر حیات پیامبر (ص) درباره جانشینی پیامبر (ص) را تحلیل کند.
  2. علت شروع ماجرای سقیفه را تبیین کند و بیان کند که آیا سقیفه دفعتا شکل گرفت یا از قبل برنامه ریزی شده بود.
  3. حوادث درون سقیفه و استدلال انصار و مهاجران را بازگو و تحلیل کند.
  4. چگونگی گسترش بیعت مسلمانان با ابوبکر را تبیین سازد.
  5. بیان شود که چرا در سقیفه نامی از امام علی (ع) برده نشد.
  6. واکنش امام علی (ع) و یارانش را در مقابل ماجرای سقیفه تحلیل کند.

تجمع انصار و مهاجرین در سقیفه:[ویرایش]

سقیفه در لغت به معنی سایبانی است که در حکم مهمانخانه شیخ قبیله است، ونیز محل اجتماع افارد آن قبیله است که در آنجا درباره همه امور قبیله گفتگو می شود.

سقیفه مشهور در تاریخ محل اجتماع قبیله اوس و خزرج از انصار بوده است و رئیس ایشان سعد بن عباده بود که برای بیعت با او در آن زمان، در آن محل اجتماع کرده بودند.در حالی که جسد پیامبر(ص) بین خاندانش بود و مشغول غسل دادن جسم مطهر آن حضرت بودند، چون خبر اجتماع سقیفه به گروه پیرو ابوبکر و عمر رسید، با سرعت به اجتماع سقیفه ملحق شدند.

بر اساس نظر علامه عسگری، سقیفه در یک روز و یا طراحی یک نفر برای خلافت خلاصه نمیشود، بلکه سقیفه آغاز بروز و ظهور اجرای نقشه ای حساب شده است که طی آن افرادی معین از قریش میبایست، یکی پس از دیگری، زمام حکومت را به دست گیرند تا آن را پیوسته، از اهل بیت پیامبر(ص) - که بنا بر نص ایشان، جانشینان بر حق پیامبر بودند- دور دارند و نهایتا آن را به بنی امیه بسپارند.

نامزد های خلافت:[ویرایش]

1- حضرت علی که از جانب خدا برای رهبری این امت تعیین شده و پیامبر(ص) این امر را به مسلملنان ابلاغ کرد.

2- سعد بن عباده، که نامزد اکثر انصار بود.

3- ابوبکر، که نامزد جماعتی از مهاجران (قریش) بود،نه همه آنها.

شعار های سقیفه[ویرایش]

استدلال های انصار:[ویرایش]

انصار اسلام را یاری کردند.

انصار در راه پیامبر(ص) شمشیر زدند.

شهر مدینه، شهر انصار است.

استدلال های مهاجران (قریش):[ویرایش]

پیامبر(ص) از قبیله قریش است.

عرب نمیپذیرد که حاکم ایشان از قبیله ای دیگر باشد و جانشین پیامبر(ص) باید از قریش باشد.

کودتای سقیفه و بیعت ابوبکر:[ویرایش]

پس از درگذشت رسول خدا (ص)، انصار در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند. خزرجی ها میخواستند که سعدبن عباده را جانشین پیامبر(ص) کنند. آنان نه اینکه جانشین و وصی پیامبر(ص) را نمیشناختند و این کار را ندانسته انجام میدادند ؛ خیر، میدانستند ؛ کار انان از روی تعصب قبیله ای انجام شد. در این حال، گروهی از مهاجران نیز به آنها پیوستند. جنازه پیامبر(ص) را در میان چند تن از خاندانش رها کردند و آمدند بر سر جانشینی حضرتش جنگ و جدال کردند.

انتخاب ابوبکر و دلیل این انتخاب:[ویرایش]

مهاجران دلیل انتخاب ابوبکر را،برای انصار، این چنین بیان کردند: چون پیامبر(ص) از قریش است، جانشین او هم باید از قریش باشد، (قانون عرب این چنین بود)، دلیل دیگر اینکه ابوبکر صحابی پیامبر(ص) و از سابقین در اسلام بوده است.

علت مطرح نشدن امام علی (ع) در سقیفه:[ویرایش]

به هنگام وفات، پیامبر(ص) به علی (ع)وصیت کرد: بعد از تجهیز من، ردا بر دوش میفکن و از منزل خارج مشو تا این قرآن را جمع آوری کنی. البته در زمان انجام مراسم پیامبر(ص) نیز حضرت علی نماینده ای در سقیفه نداشتند تا مطرح شوند.

چگونگی بیعت گرفتن بامردم برای ابوبکر:[ویرایش]

پس از بیعت با ابوبکر در سقیفه، کسانی که با او بیعت کرده بودند وی را، چون دامادی که به حجله میبرند، شادی کنان به مسجد پیامبر(ص) بردند. چون ابوبکر و پیروانش وارد مسجد شدند کار خلافت تثبیت شد.

رویکرد امام علی (ع) و بنی هاشم:[ویرایش]

در هنگام رحلت پیامبر(ص) امیرالمومنین مشغول انجام وظیفه شد، نه اینکه نمیدانست اجتماعی وجود دارد یا ممکن است وجود داشته باشد که سرنوشت قدرت و حکومت را در جهان اسلام آن اجتماع تعیین خواهد کرد.مسئله برای این نبود برای امیرالمومنین، برای او آنچه مطرح نیست "خود" است.

بعد از آنی که مسئله خلافت استقرار پیدا کرد و مردم با ابوبکر بیعت کردند و همه چیز تمام شد، امیر المومنین کناره گرفت. هیچ جمله، کلمه و بیانی که حاکی از معارضه امیرالمونین با دستگاه حکومت باشد از او شنیده نشد، آن روزهای اول چرا؛ تلاش میکرد شاید بتوان آن چیزی که به عقیده او حق است و باید انجام گیرد را به کرسی بنشاند. بعد که دید نه، مردم بیعت کرده اند و قضیه تمام شد، اینجا امیرالمومنین به عنوان یک انسانی که ولو معترض است، هیچگونه از قبل او برای این دستگاه ضرری و خطری و تهدیدی وجود ندارد، در تاریخ اسلام شناخته میشود.

امیر المؤمنین در این دوران فرمود: سوگند به خدا دست روی دست خواهم گذاشت و تسلیم خواهم شد تا وقتی که احساس میکنم امور مسلمین به سلامت در جریان است تا وقتی که میبینم کسی مورد ظلم قرار نمیگیرد تا وقتیکه به مردم ظلم نمیشود و در جامعه ظلم و جوری وجود ندارد، فقط من مظلوم واقع شدم در جامعه، تا این جور است من هیچ کاری به کار کسی ندارم، هیچ مزاحمتی، هیچ اعتراضی نخواهم کرد.

در روایات آمده است که امیر المومنین به همراه فاطمه (س) و حسنین برای استیفای حق و بازگرداندن اسلام بر محور اصلی خود، به در خانه انصار رفته و آنان را به یاری میطلبیدند، با وجود این، انصار مدینه ساکت ماندند و اقدامی نکردند.چرا ؟پاسخ اینست که انصار میگفتند:"ما با ابوبکر بیعت کرده ایم و شکستن بیعت برای ما روا نیست! ای کاش شما در سقیفه بودید و این سخنان را میگفتید تا ما هم با شما بیعت میکردیم " حضرت زهرا نیز فرمود:" علی همان کاری را کرد که باید میکرد" یعنی جنازه پیامبر را رها نکردتا به سقیفه بیایدو..." حساب شما هم با خداست!”

تحصن در خانه حضرت زهرا:[ویرایش]

رویکرد بعدی حضرت علی در مخالفت با ابوبکر و عمر و حکومتشان تحصن در خانه حضرت فاطمه بود.

عمربن خطاب میگوید: پس از اینکه خداوند پیامبرش را به سوی خود فراخواند، از گزارش هایی که به ما رسید یکی این بود که علی و زبیر و همراهانش از ما بریده اند و در مقام مخالفت با ما، در خانه فاطمه گرد آمدند.

آثار مستقیم سقیفه:[ویرایش]

1- تنگ شدن عرصه بر بنی هاشم 2- خانه نشین شدن حضرت علی (ع) 3- افتادن حکومت به دست نااهلان

آثار غیر مستقیم سقیفه:[ویرایش]

- در اثر اجتماع در آن سقیفه، شریعت اسلام پس از پیامبر اکرم (ص) دگرگون شد.

- در اثر سقیفه، به در خانه فاطمه الزهرا (س) آتش بردند و شد آنچه شد.

- در اثر سقیفه، شمشیر ابن ملجم بر فرق امیرالمومنین علی( ع) فرود آمد.

- در اثر سقیفه، امام حسن با زهر شهید شد.

- در اثر سقیفه، حضرت امام حسین (ع) شهید شد و زینب(س) و دیگر دختران پیامبر (ص)اسیر شدند.

- در اثر سقیفه، مسیر تاریخ بشریت دگرگون شد.

- اثر سقیفه، از آن روز تا کنون و تا ظهور حضرت مهدی (عج) باقی است.

یکی از استدلال های نظری بر ردّ سقیفه و شورا:[ویرایش]

با وجود معصوم جای انتخاب نیست مسئله امامت از جنبه زعامت و حکومت این است که حالا که بعد از پیغمبر مانند زمان ایشان معصوم وجود دارد و پیغمبر وصیی برای خود انتخاب کرده است که او در سطح افراد دیگر نیست و از نظر صلاحیت مثل خود پیغمبر استثنایی است، دیگر جای شورا و انتخاب و این حرفها نیست...