وضعیت قریش

از تاریخ‌نما
پرش به: ناوبری، جستجو

از دانشجویان انتظار می رود پس از مطالعه این فصل بتوانند:

  1. اقدامات مهم اجداد پیامبر (ص) در مکه را نام ببرد.
  2. راههای کسب درآمد قریش را بشمارد.
  3. تفاوت بنی هاشم و بنی امیه را بیان نماید.

قریشیان به سرپرستی امور کعبه و موسسات آن توجه فراوانی داشتند و هر یک از بزرگان طوایف قریش عهده دار یکی از موسسات وابسته به کعبه بودند وغالباً مناصب کعبه در دست ده طایفه مهم قریش بود که این ده طایفه شامل بنی هاشم، بنی عبدالدار، بنی اسد، بنی مخزوم، بنی سهم، بنی تیم، بنی یقظه، بنی مره، بنی عدی بن نوفل و بنی جمح بود. مناصب کعبه که قریش عهده دار آن بود عبارتست از منصب سقایت (آبرسانی به زائران کعبه) منصب رفادت(مهمانداری و پذیرایی زائران کعبه) منصب حجابت (کلید داری و دربانی) منصب قضاوت، منصب قیادت (سرداری و سرپرستی کاروانهای بازرگانی و جنگی) منصب عمارت (نگهبانی و مراقبت از مسجد الحرام)، منصب جمع آوری و نگهداری اموال کعبه و منصب پرداخت دیه و غرامت

تجارت قریش[ویرایش]

سرزمین حجاز و مخصوصاً مکه آب و هوای خشکی داشت لذا مردم مکه مجبور بودند برای تهیه ضروریات زندگی و امرار معاش به شهرها و ممالک متمدن برای تجارت سفر کنند. خانه کعبه مهمترین وسیله امرار معاش مردم قریش بود.تجارت حجاز در اختیارمردم قریش و اشراف طائف بود. تجارت قریش با فلسطین و یمن از راه عراق تا ایران هم انجام می گرفت. پیشرفت تجارت در میان سران قبیله باعث شد که کم کم به ربا هم روی بیاورند.

بیشتر شهرت قریش وطایفه ای که پیامبر از میان آنها برخاست مربوط به مردی به نام قصی بن کلاب جد پیامبر بود که سرسلسه قریش بود. به نقل آمده که قریش تاریخ خود را از وفات قصی به واسطه بزرگواریش قرار داده است تا این که عام الفیل به وقوع پیوست و عام الفیل مبدأ تاریخ شد.

قصی بن کلاب بن مره[ویرایش]

از شخصیت های بزرگ قریش و از اجداد پیامبر (ص) است که نصب پیامبر با چهار واسطه به قصی می رسد. قصی به هنگام حج و به نقل برخی به دلیل اختلافات خانوادگی به همراه جمعی به مکه آمد و همه مناصب قریش که اشاره شد را مختص خود گردانید او قریش را از پریشانی نجات داد و پراکندگان قریش را جمع کرده و هر کس را در مکه جایی معین داد و از این جهت او را جمع کننده و مجمع می نامند. پس از قصی فرزندان او عبدمناف و عبدالدار و بعد از آن نیز هاشم فرزند عبدمناف و عبدالمطلب فرزند هاشم در مکه نفوذ فراوانی داشتند. قصی مردی بزرگ منش و لایق وبا فهم و تدبیر بود و در میان مردم مکه دارای جاه و احترام گردید. قصی آثار زیادی از خود به جای گذاشت از آن جمله مردم را برای ساختن خانه در کنار کعبه تشویق نمود قصی بن کلاب که از فرزندان قریش بود و در روزگار جوانی او، قریش در اطراف حرم پراکنده بودند، توانست با زیرکی خاص خود، کلید داری کعبه را از دست خزاعه خارج کند. بر اساس آنچه برخی اظهار کرده‌اند، این امر با استعانت قیصر روم بوده است.. از جمله کارهای مهم او تشکیل «دار الندوه» محلی برای مشورت رؤسای قریش در امور مهم بوده است، اقدامی که در نوع خود یک ابتکار سیاسی به حساب می‌آمده است. او به علاوه، کار رسیدگی به حجاج را نیز بر عهده داشته و از مردم می‌خواسته تا به آن‌ها کمک کنند. خدمات قصی و هاشم و بعد از او عبدالمطلب به حجاج در ایام حج، ‌یکی از اموری بود که شهرتی همه جانبه برای قریش به همراه آورد.. به تد ریج که شمار عشیره‌ها و بطون قریش رو به افزایش نهاد، مسؤولیت‌های مهم قبیله و کعبه در عهده تیره‌های مختلف قرار گرفت. هنگام ظهور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از میان بنی هاشم، عباس مسؤولیت سقایت؛ یعنی آب رسانی حجاج را به عهده داشت. بنی نوفل، حارث بن عامر مسؤول رفادت و غذا برای حجاج بود. از بنی اسد، یزید بن زمعه مسؤولیت مشاوره داشته و قریش برای اخذ کار‌های مهم با او مشورت می‌کرد.

کارکردهایی که این مکان در طول دوره‎های مختلف تاریخی ایفا نموده متغیر می‎باشد. در زمان قصی، وی ریاست این خانه را به عهده داشته و قریش برای مشورت در امور مهم خود از جمله ازدواج، تصمیم گیری‎های مختلف از جمله جنگ، آماده نمودن پرچم جنگ‎ها، ختنه پسران، حرکت و سپس بازگشت کاروان‎های تجاری در این مکان و حتی پوشیدن و یا بریدن جامه عروسی دختران در این مکان صورت می‎گرفت. نظر قصی برای قریش چنان مهم بود که حتی پس از وفات وی اجرای آن را برای خود لازم می‎دانستند.

هاشم[ویرایش]

هاشم نامش (عمروالعلاء) بود. او مانند نیای خود قصی مردی لایق و بزرگوار و کریم و بخشنده بود هاشم چهره در خشان قریش بود و به مهمان نوازی و دستگیری از مستمندان نظیر نداشت به همین جهت مردم عرب و قریش به او لقب سید دادند یعنی آقای عرب و این لقب سید کم کم به فرزندانش عبدالمطلب و اولاد او و بعدها به پیغمبر و حضرت علی علیه السلام رسید و از کارهای برجسته هاشم این است که قریش را به کار تجارت واداشت در زمان او بود که مکه به یک مرکز تجاری مهم تبدیل شد و قریش به کار تجارت و داد و ستد با بلاد دور دست پرداخت. هاشم بن عبد مناف عاقبت در یکی از سفرهایش که به قصد بازرگانی رفته بود وفات یافت. هاشم نیز در جهت حمایت از زوّار بیت الله الحرام، تلاش فراوان داشت. وی اهل مکه را در اکرام به حجاج تحریک کرده و از آنان می‌خواست تا هر کمکی که می‌توانند به آن‌ها که زوّار خانه خدایند،‌ بکنند قریش گاه مالیاتهایی به عنوان حق قریش از زوار می‌گرفتند. در برابر گفته شده که قریش بخشی از اموال خویش را تسلیم هاشم می‌کردند تا در کمک به زوار مصرف کند او در حق قریش نیز خدمات زیادی انجام داد و کاروانهای تجارتی زمستانی و تابستانی را که قرآن در سوره قریش اشاره فرموده به راه انداخت و امان نامه‌ای نیز از قیصر برای کاروانها فراهم کرد.

عبدالمطلب[ویرایش]

جد بزرگوار پیامبر رئیس قبیله قریش بود و او را ابراهیم دوم می نامیدند پسر هاشم که نامش شیبه بود و سرور بطها خوانده می شد جد نخست پیامبر است و به شهرت و سروری در میان قبیله هاشم معروف بود از میان قریشیان، عبدالمطلب به علت پایبندی به دین حنیف ابراهیم علیه السلام و هوش ذکاوتی که در اداره‌ی امور داشت موقعیتی برتر یافت؛‌ بطوری که او را به عنوان «شیخ» قبول داشتند از کارهای مهم او این بود که چاه زمزم که مدتها مسدود بود را حفر کرد و شمشیر و دو گوساله طلایی را از درون آن بیرون آورد و وقف کعبه کرد. به روایتی قریش هشتاد سال در جهان زیست و زمانی که پیامبر در سن هشت سالگی به سر می برد درگذشت.

تقابل بنی امیه و بنی هاشم[ویرایش]

نزاع بنی امیه و بنی هاشم در همه زمان ها مطرح بود و این رقابت قبل از اسلام شروع شده بود. اختلاف آنان یک اختلاف دینی و اساسی است که به اصل و اساس اسلام و توحید بر می‌گردد؛ یعنی اختلاف بنی امیه و بنی هاشم ادامه و استمرار همان اختلاف سران کفار قریش در بدر، احد، احزاب، حنین و... با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؛ زیرا بنی امیه اصلاً به اسلام ایمان نیاورده بودند بلکه در جریان فتح مکه با تسلیم شدن، سنگر مبارزه با اسلام را از بیرون جامعه مسلمانان به درون آن منتقل کردند و از طریق نفاق به مبارزه علیه اسلام ادامه دادند.

یکی از ریشه های حادثه عاشورا را نیز می توان در اختلاف دیرینه بنی امیّه با بنی هاشم جستجو کرد.

با این که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خود از قبیله قریش بود ولى واقعیّت هاى تاریخى نشان مى دهد که سر سخت ترین دشمنان اسلام نیز از همین قبیله برخاسته اند و از هیچ کوشش و تلاشى در کارشکنى و عداوت علیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و فرزندانش فروگذار نکردند. خصوصاً پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه وآله) چنان حوادث تلخ و دردناکى به بار آوردند که تاریخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد کردابن ابى الحدید در جاى دیگر از استادش «ابوعثمان» نقل مى کند که در دوران جاهلیّت سران بنى امیّه با وجود همه حرص و ولعى که براى به چنگ آوردن مناصب عالى و جایگاه ممتاز اجتماعى از خود نشان مى دادند همواره از این مناصب دور بودند و مناصبى چون برده دارى کعبه را عهده دار بودند، ریاست دارالندوه و سقایت و پذیرایى حجّاج عمدتاً در اختیار بنى هاشم و دیگر تیره هاى قریش بود.

به یقین این وضع در روحیّه آنها اثر مى گذاشت، و آتش حسد را در دل هاى آنها شعله ور مى ساخت.