اباضیه یا اباضیگری یکی از [[مذاهب اسلام]] است که برخی معتقدند از جریان خوارج نشأت گرفتهاست. گفته شده این فرقه از کهنترین مذاهب اسلامی و تنها گروه باقیمانده از خوارج است.نام این مکتب از نام عبدالله بن اباض تمیمی نخستین پیشوای آن گرفته شدهاست.<ref>ویکی شیعه- اباضیه</ref>
پیدایش اباضیه که هم از تسنن و هم از [[شیعه|تشیع]] جداست هرچند از نظر شمار پیروان در مقایسه با سنیان و شیعیان گروه کوچکی به حساب میآید، اما از نظر تاریخی جریانی بسیار مهم است. امروزه اباضیان بیشتر در شمال آفریقا، شرق آفریقا (بهویژه جزیره زنگبارو زنگبار) و عمان سکونت دارند.<ref>ویکی پدیا- اباضیه</ref>عمان تنها کشور مسلمانی است که کیش اباضی در آن مذهب اکثریت است، پادشاه آن نیز این مذهب را دارد و بر پایه دادههای کتاب واقعیتهای جهان سیا حدود ۷۵٪ جمعیت آن اباضی مذهب بهشمار میروند.البته در گذشته اباضیان در پهنه بسیار گستردهتری حتی در اندلس میزیستند.<ref>ویکی فقه-اباضیه و تعریف آن</ref> اباضیه مذهب خود را [[الدعوه]]، [[مذهب الحق]]، [[فرقه المحقه]] و [[فرقه الناجیه]] میخوانند و آن را کهنترین مذهب اسلامی، نزدیکترین مذهب به عصر نبوّت و نزدیکترین مذهب به روح اسلام میدانند. اباضیه میانهروتر از دیگر گروههای خوارج بهشمار میروند.<ref>ویکی پدیا</ref>
== '''پیدایش''' ==
== '''اعتقادات اباضیه''' ==
آنان بر این عقیدهاند که نمیتوان به کسی مؤمن یا کافر گفت، چرا که وحی منقطع شد؛ و [[ابوبکر]] و [[عمر]] از دنیا رفتهاند و امروز کسی نیست که حقایق را بیان کند و کافر را از مؤمن تمیز دهد. بدان جهت ما به کسی نمیگوییم که او مؤمن است یا کافر
اباضیه در پی کجفهمیهای خود با نص صریح قرآن نیز مخالف هستند؛ در حالی که [[قرآن کریم]] بین ایمان و اسلام تفاوت نهاده است و میفرماید:
«قالَتِ الاَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَم تُؤمِنوا وَلکِنْ قولوا اَسْلَمْنا»؛ «اعراب گفتند ایمان آوردیم، بگو ایمان نیاوردهاید؛ بلکه بگویید: اسلام آوردیم...» <ref> مقالات الاسلامیین، ج ۱، ص۱۵۷ </ref>
ایمان و اسلام را هم معنی و مترادف میشمرند. ایمان اسلام است و اسلام ایمان بندهای مؤمن نمیشود؛
جیطالی، اسماعیل بن موسی، قناطر الخیرات، ج۱، ص۲۸۱. عمان، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
مگر آنکه به چهار شهادت ایمان بیاورد: شهادت به وحدانیت خدا، به رسالت پیامبر اکرم (صلياللهعليهوآله) از جانب خدا، به رستاخیز پس از مرگ و به قَدَر. هرگاه بندهای این چهار شهادت را به زبان آورد، ایمان او از نظر مردم کامل است. <ref> طبری، تاریخ، ج ۵، ص۵۶۶ </ref>