باز کردن منو اصلی

تاریخ‌نما β

تغییرات

آیه 19 سوره نساء

۲۰٬۰۲۱ بایت اضافه‌شده، ‏۸ مارس ۲۰۱۹، ساعت ۲۰:۴۴
جز
نظر و بررسی کلی
درباره این آیه جواب‌های مختلفی بیان شده است که در این مطلب به آنها اشاره می‌شود.
 
==جواب آیت الله احمدی فقیه==
دکتر محمد امین احمدی فقیه ترجمه دیگری برای آیه 34 سوره تساء دارند:
 
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلي‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِيًّا کَبيراً
 
مردان، سرپرست و خدمت‌گزار و کارگزار و نگهبان زنان هستند (جهت پایداری خانواده)، به واسطه‌ی اینکه خداوند تفاوت‌های ساختاری و نظام اجتماعی بین آن‌ها قرار داده‌است و نیز به سبب اینکه از اموال‌شان هزینه و نفقه می‌دهند؛
 
در نتیجه زنانِ درست‌کار و پسندیده، فرمان‌بُردار خدا بوده و در نبود همسرشان حدود احکام خداوند و منافع و اسرار خانواده را پاس خواهند داشت؛ به هر حال زنانى که ناسازِگاری می‌کنند و از رفتارشان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید و در بستر خواب به آن‌ها پشت کنید و در نهایت با بی‌اعتنایی، آن‌ها را به رفتارشان آگاه‌ کنید، در نتیجه اگر به حالت عادّی برگشتند، هیچ راهی برای آزار و زیان آن‌ها پی نگیرید؛ همانا خداوند بلند مرتبه‌ای بسیار بزرگ است (34).
 
نظر ایشون در مورد ترجمه ضرب آگاه کردن است؛ البته در این آیه به نظرم همان بی اعتنائی ترجمه کردن
 
واهجروهن فی المضاجع یعنی قهر در عین حال که در مضجع یا محل خواب با هم هستید، قاعدتا قدم بعدی کتک زدن نیست بلکه بی اعتنائی کلا در امور مختلف زندگی است و اگر باز هم سازگار نشدند:
عاشروهن بمعروف او سرحوهن باحسان
 
دلیل اینکه قدم بعدی کتک زدن نیست اینکه :
 
خداوند حتی در موردی که مردان طمع به اموال زنان دارند، سرزنش میکند و متعجبانه میگوید چطور بعد از آن همه عهد و پیمان اینطور رفتار میکنید
مسلما زدن برای زن خیلی نابخشودنی تر است تا ندادن اموال (که قابل جبران است ولی خشونت قابل جبران نیست)
 
وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُۥ وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًا
 
و نهایتا اگر زدن در جامعه ای "معروف " یا پسندیده نباشد پس جایز نیست. در حالیکه قهر و بی اعتنائی در شرایط لازم ناپسند (به شکل کلی ) محسوب نمیشود
 
===نقدی بر این جواب===
درسته که معنای اگاه کردن برای لغت ضرب در اینجا، بخشی از انتقادات را برطرف میکنه.اما بشرطی که اون لغت،معنای مورد نظر را داشته باشه نه اینکه برای فرار از معنای کتک زدن،این معنا را بذاریم.
 
ثانیا در آیه،ابتدا کلمه فعظوهن آمده.یعنی بعد از حرف و موعظه و آگاهی دادن،وارد اقدام عملی بشین واگاه کردن در همان فعظوهن مستتر است.
 
ثالثا ایا زدن همواره و برای همه اقوام بد است؟مگر تا همین چند سال پیش،زدن یکی از روشهای تربیت ما در مدرسه نبود؟الان در چندسال اخیر مورد تقبیح هست .
 
اما در این ۱۴۰۰سال،که مورد قبول و استفاده هم بوده و نتیجه داده.(البته استفاده بجا ومنطقی وغیر ظالمانه آن ) تنبیه و زدن یکی از روشهای عقلا بوده و خدا هم آنرا تایید کرده.اما امر نکرده. گفته موعظه، بعد اقدامات بعدی
 
این بستگی به این داره،که آیا همه آیات قرآن را در حکم قانون بدانیم یا نه، برخی معتقدند که بسیاری از آیات،جنبه امضایی دارد و خدا،روش عقلای آن زمان را تایید کرده،نه اینکه نسخه ای برای همه زمانها داده.
 
اگر این امر جابیفتد، بسیاری از مسایل امروزه از جمله حکم سنگسار،مصادیق زکات( که گندم هست و لی بسیاری از شغلهای پردرآمد امرپزی نیست)و .....حل میشود.
 
از جمله موارد ديگري كه فعل ضرب به معناي زدن براي همسر بكاررفته،در سوره ص و در داستان معروف حضرت ايوب است.
 
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿۴۴﴾
 
فولادوند: [و به او گفتيم] يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن ما او را شكيبا يافتيم چه نيكوبنده ‏اى به راستى او توبه‏ كار بود
 
 
بنابراين تلاش براي تغيير كلمه ضرب از زدن به كلمات ديگر،منطقي نيست.
 
همانطور كه قبلا هم گفتم بايد رويكرد خود را نسبت به اين گونه جملات وايات قران اصلاح كنيم.
 
آيا اين عبارات و يا دستورات سوره نساء جنبه دستور به همه مردان تاريخ دارد؟يا حكمي امضايي بوده ويا حكمي اصلاحي براي آن زمان.
 
مثالي بزنم :شما فردي را در ميهماني مي بيند كه در اثر خطاي كوچكي از فرزندش ،او را ميزند .به او توصيه ميكنيد كه اول نصيحتش كن بعد دعواش كن اگر ،ادامه داد،اگرخواستي بزني بزنش.
 
ايا ميتوان گفت كه شما امر به كتك زدن كرده ايد؟بر عكس شما براي اينكه از همون اول ،نزنه بچه را ،يك روش و مكانيزم اصلاحي و گام به گام پيشنهاد كردين بهش.
 
طبيعتا هر فردي در هر زماني اين مراحل و روشهاي تربيتي را بسته به محيط،فرهنگ،طرف مقابل و ..اجرا ميكنه.
==جواب آیت الله صادقی تهرانی==
اصل تمکین و نشوز در مسائل زناشویی که موضوعی ثابت است، نیز باید با خشونت و زیان‌رسانی همراه نباشد و با اصل "لا ضرر" سنجیده شود که برآوردن خواستة مرد توسط زن، موجب ضرر و زیانی به زن نباشد.
==جواب آیت الله احمدی فقیهپایگاه پاسخگویی==دکتر محمد امین احمدی فقیه ترجمه دیگری می دانید که یکی از دستورات اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است که مراتبی دارد: مرتبه اول ـ اظهار ناراحتی با اخم یا برگرداندن صورت و رو. مرتبه دوم ـ امر و نهی زبانی. مرتبه سوم ـ امر و نهی بوسیلة اعمال قدرت مثلاً ظرف شراب را از کسی که می خواهد شراب بنوشد، بگیرد یا دست او را بگیرد و یا او را بزند. قابل توجه است که چنانچه امر به معروف و نهی از منکر با هر مرتبه ای انجام شود، بکاربردن مرحلة بالاتر جایز نیست، کما اینکه اگر با مرحلة پائین انجام نشد، (چنانچه انسان بتواند) موظف است برای رفع و دفع فعل منکر مرحلة بعد را انجام دهد. البته مناسب است در تمام مراحل همچون پدر و طبیبی مهربان عمل نماید. بعد از این مقدمه عرض می شود که قرآن کریم بعد از آنکه در آیه 34 19 سوره تساء دارندنساء به مردان دستور می دهد که با زنان خود خوشرفتار باشند (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ‏) در این آیه بعنوان نهی از منکر می فرماید:زنانی را که آثار عدم اطاعت در آنها هویدا شد، موعظه کنید و در مرحله بعد اگر موعظه تأثیر نداشت در رختخواب پشت به آنان بخوابید و اگر باز هم تأثیر نگذاشت آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر بر آنها هیچ راهی را برای سرزنش مجوئید که خدا والای بزرگ است. در اینجا توضیح چند نکته لازم است: منظور اطاعت در غذا پختن یا اینکه چرا لباسها را نشستی یا این قبیل امور نیست بلکه منظور اطاعت در اموری است که وظیفه زن است یعنی آمیزش و امور واجب. و منظور از ”زدن“ آن نیست که او را چنین و چنان بزنید بلکه همانطور که در مراتب امر به معروف توضیح داده شد، تا اینکار با مرحله ضعیف انجام می شود از مرحلة قوی تر باید اجتناب کرد، پیامبر اکرم (ص) فرمود: زن لعبت است، هر کس او را گرفت مراقب باشد که ضایعش نسازد<ref>الکافی ج 5 ص510 ، باب إکرام الزوجة . ص : 509</ref> و هم چنین فرمود: آیا جای تعجب نیست که کسی همسرش را بزند و آنگاه با او دست به گردن شود<ref>الکافی ج 5 ص 509 ، باب إکرام الزوجة . ص : 509</ref> و امثال این بیانات که در احادیث بسیار زیاد است که با دقت در آن نظر اسلام در مورد زنان معلوم می شود. ج ـ زن نیز چنین وظیفه ای نسبت به شوهر و دیگران دارد که اگر دید شوهر یا کس دیگر واجبی را ترک کرده یا منکری را انجام می دهد، با وجود توانائی باید امر به معروف و نهی از منکر نماید. بنابراین معلوم شد که این آیه ناظر به دستور عمومی امر به معروف و نهی از منکر است و آنهم محدود و مشروط به شرائط خاص خودش نه پهن کردن بساط خشونت در خانه و علیه زنان.
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلي‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِيًّا کَبيراً==معنای ضرب، زدن نیست==مجازات زن نافرمان در این آیه به صورت متوالی و تصاعدی استو مرحله اول شامل صحبت، گفتار نیک، نصیحت و راهنمایی است. اگر نتیجه نداشت، دوری از همخوابگی و بالین است که این راه حل دوم به شمار می آید. این برخورد تأثیر روانی و تربیتی بر زن دارد و این دوری در داخل اتاق خواب رخ می دهد.
مردان، سرپرست اما (واضربوهن) به معنای زدن با دست یا ادوات مخصوص تنبیه نیست بلکه معنای دوری و خارج شدن از منزل است.از آنجا که معانی الفاظ قرآن از خود قرآن قابل فهم و تفسیر است معنای واژه (ضرب) را در قرآن و خدمت‌گزار زبان عربی صحیح پی جویی کردیم و کارگزار مشاهده شد که بر خلاف معنای برخورد فیزیکی، غالبا معنای جدایی، دوری و نگهبان زنان هستند نادیده گرفتن را تداعی می کند.به عنوان مثال، زدن با ابزار را با واژه (جلد) تعبیر کرده اند. برای زدن بر صورت واژه (لطم)، برای مفهوم زدن بر گردن (جهت پایداری خانوادهصفعمشت زدن را با واژه (وكز)، و زدن با پا را با واژه (ركل) بیان کرده اند.در فرهنگ های لغت نیز وقتی معنای (ضرب) را بررسی کنیم به واسطه‌ی اینکه خداوند تفاوت‌های ساختاری مواردی از قبیل زیر دست می یابیم:(ضرب الدهر بين القوم) یعنی بین آن ها فاصله انداختو نظام اجتماعی بین آن‌ها قرار داده‌است (ضرب عليه الحصار) یعنی او را از محیطش دور کردو نیز به سبب اینکه (ضرب عنقه) یعنی سرش را از اموال‌شان هزینه گردنش جدا کردپس (ضرب) معنای دوری، جدایی و نفقه می‌دهند؛ نادیده گرفتن را تداعی می کند
در نتیجه زنانِ درست‌کار و پسندیده، فرمان‌بُردار خدا بوده و در نبود همسرشان حدود احکام خداوند و منافع و اسرار خانواده آیات زیادی هستند که معنای دوری را پاس خواهند داشت؛ برای واژه (ضرب) به هر حال زنانى که ناسازِگاری می‌کنند و از رفتارشان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید تصویر می کشند:{وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لَّا تَخَافُ دَرَكاً وَلَا تَخْشَى} طه ٧٧یعنی میان آب ها راهی برایشان ایجاد کن(با ایجاد فاصله میان ذرات آب){فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ} الشعراء ٦٣یعنی میان دو طرف آب فاصله بیانداز{لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ} البقرة٢٧٣یعنی دوری، سفر و هجرت در بستر خواب به آن‌ها پشت کنید سرزمین وسیع الهی{وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ}المزمل٢٠یعنی سفر می کنند و در نهایت با بی‌اعتنایی، آن‌ها را به رفتارشان آگاه‌ کنید، در نتیجه اگر به حالت عادّی برگشتند، هیچ راهی برای آزار و زیان آن‌ها پی نگیرید؛ همانا خداوند بلند مرتبه‌ای بسیار بزرگ است (34)کسب روزی از دیار خود فاصله می گیرند. {فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ} الحديد ١٣یعنی بین آن ها با دیواری فاصله می افتد
نظر ایشون در مورد ترجمه ضرب آگاه کردن است؛ البته در المثل ها نیز اینگونه آمده است: (ضرب به عُرض الحائط) یعنی ائ را نادیده گرفت و از او روی گردان شدو همین معنا مد نظر آیه است…{فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ}:پس این آیه به نظرم همان بی اعتنائی ترجمه کردنپند و اندرز تشویق می کند، سپس دوری از بستر خواب، به این معنا که کنار هم قرار نگیرند و اگر این امر نیز کارساز نشد، توصیه به دوری و نادیده گرفتن می کند و این امری است معقول و سلاحی است برای زوجین جهت اصلاح درون و خانواده تا از عادت های مضری که کیان خانواده را تهدید می کند رهایی یابند. خانواده ای که خود پایه ی استوار برای ایجاد جامعه اسلامی و انسانی است.....................................................عبارت های دیگری هم داریم که این معنا را تداعی می کنند مانند:(أضرب عن الطعام) یعنی اعتصاب غذا کرد و از غذا خوردن دست کشید(والاضرابات فى الجامعات او المعامل) که به معنای دست کشیدن از کار است.
واهجروهن فی المضاجع یعنی قهر برگرفته از ديدگاه دکتر عبدالحمید احمد ابو سلیمان عربستانی در عین حال که در مضجع یا محل خواب با هم هستید، قاعدتا قدم بعدی کتک زدن نیست بلکه بی اعتنائی کلا در امور مختلف زندگی است و اگر باز هم سازگار نشدند:عاشروهن بمعروف او سرحوهن باحسانکتاب "ضرب المراه"
دلیل اینکه قدم بعدی کتک زدن نیست اینکه :===نقد رضا بابایی===پس از ۱۴۰۰ سال
خداوند حتی در موردی یکی از آیات قرآن مجید که مردان طمع به اموال زنان دارند، سرزنش میکند و متعجبانه میگوید چطور بعد از دربارۀ آن همه عهد بسیار گفت‌وگو و پیمان اینطور رفتار میکنیدمسلما زدن برای زن خیلی نابخشودنی تر نزاع شده است، آیه‌ای است تا ندادن اموال که به مردان اجازه می‌دهد که پس از طی مراحلی، همسران بسترگریزشان را بزنند: وَاضْرِبُوهُنَّ(نساء/۳۴). از قدیم، مفسران کوشیده‌اند که قابل جبران تفسیری معقول و مقبول از این آیه به دست دهند. هر چه به زمان حاضر نزدیک‌تر می‌شویم، این کوشش‌ها بیشتر می‌شود. به‌تازگی نیز نویسنده‌ای در مقاله‌ای، با نظر به کلمات قرآن و معانی «ضرب» در لغت عرب، نتیجه گرفته است ولی خشونت قابل جبران نیست): «معنای ضرب در این آیه، ترک موقت همسر و بیرون آمدن از خانه است، نه کتک‌کاری.»
وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُۥ وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًانخست بگویم که من این گونه آیات را هم‌زبانی با عرف زمانه می‌دانم، و هم‌زبانی با زمانه را هم کسر شأن متون مقدس نمی‌پندارم. در کتاب «دیانت و عقلانیت» به‌تفصیل دربارۀ این دیدگاه سخن گفته‌ام. اما آنچه اکنون می‌افزایم این است که اگر ما این گونه تفسیرها را بپذیریم و مثلا قبول کنیم که معنای «ضرب» در این آیه، بیرون آمدن از خانه است، نه آنچه مسلمانان در ۱۴۰۰ سال گذشته فهمیده‌اند، آنگاه ممکن است کسی از ما بپرسد: چرا باید در قرآن کلماتی باشد که ۱۴۰۰ سال بعد، معنای درست آن فهمیده شود؟ مگر قرآن خود نمی‌گوید که من مبین(آشکار)، فصیح و بلیغم؟ آیا با فصاحت و بلاغت سازگار است که کسی امروز سخنی بگوید و مردم ۱۴۰۰ سال بعد معنای درست آن را بفهمند؟ تکلیف زنانی که در این مدت کتک خورده‌اند و تحقیر شده‌اند چیست؟
اینکه بگوییم معنای «ضرب» این است و نهایتا اگر زدن معنای «قطع ید» آن است، تفسیر نیست؛ تحمیل معانی دور و بدون قرینه بر کلمات ساده و گویا است.راه‌حل بهتر همان است که بگوییم: شیوۀ قرآن و سیرۀ پیامبر(ص) در جامعه ای "معروف " یا پسندیده نباشد پس جایز نیستوضع قوانین اجتماعی، بیشتر امضای روش‌های متعارف در جامعۀ آن زمان بوده است، نه وضع احکام جدید و ابدی. بنابراین گاهی پیروی از منطق و روح قرآن، مقتضی رویگردانی از ظاهر برخی آیات است. کسی که «ضرب» را آن گونه معنا می‌کند، او نیز در حالیکه قهر حقیقت از ظاهر آیه روی برگردانده است. چرا این رویگردانی را می‌پذیرید، آن را نه؟ سنت و بی اعتنائی در شرایط لازم ناپسند (روایات نیز همین حکم را دارد. به شکل قول آیة‌الله مطهری: سیرۀ پیامبر، غیر از گفتارها و رفتارهای ایشان است. سیره، منطق و اسلوب کلی است که از مجموع رفتارها و گفتارها فهمیده می‌شود(سيری در سيرۀ نبوی، ص۵۲) محسوب نمیشود. مرحوم شریعتی نیز می‌گفت: در دین‌شناسی باید به برآیند گفتارها و رفتارها توجه کرد، نه به تک‌تک آنها.
===نقدی بر این جواب===
درسته که معنای اگاه کردن برای لغت ضرب در اینجا، بخشی از انتقادات را برطرف میکنه.اما بشرطی که اون لغت،معنای مورد نظر را داشته باشه نه اینکه برای فرار از معنای کتک زدن،این معنا را بذاریم.
ثانیا ==نظر خانم شریعت پناهی==با سلام خدمت دوستان گرامی : بنده پس از حدود سی سال تحقیق و تدبر در آیه،ابتدا کلمه فعظوهن آمده.یعنی بعد از حرف مورد آیات مربوط به حقوق و موعظه تکالیف زن در قران کریم و آگاهی دادن،وارد اقدام عملی بشین واگاه کردن بخصوص پیرامون کلمه " واضربواهن " در همان فعظوهن مستتر است.این آیه شریفه به این نتیجه رسیده ام که :
ثالثا ایا ۱- چنانچه معنای ضرب را زدن همواره فرض کنیم، طبق خطبه حجته الوداع در تفسیر این آیه شریفه ، خود حضرت رسول تصریح کرده اند که که ضرب می بایستی "غیر مبرح باشد" یعنی بیشتر سمبولیک است و برای همه اقوام بد است؟مگر جنبه توهین داردتا زدن واقعی، که با توجه به عرف آن زمان، گام اول در کاهش خشونت بر علیه زنان را دارد که تا همین چند سال پیش،زدن یکی به امروز حتی سازمان ملل متحد هم در از روشهای تربیت ما بین بردن آن ناتوان مانده است و هرساله گزارشات بسیار زیادی از ضرب و جرح گرفته تا تجاوز و حتی قتل در مدرسه نبود؟الان گزارشات مختلف در چندسال اخیر مورد تقبیح هست سرتاسر جهان منتشر می شود.
اما ۲- طبق آیه شریفه که پیامبر اسلام را الگوی عملی مسلمانان می داند، و از آنجاییکه ایشان در هیچ موردی دست بر روی زنانشان بلند نکردن و حتی غر مبرح آنان را نزدند، در تفسیری بهتر ، اگر حرف "عن" را در تقدیر بگیریم ، یعنی بگوییم " فضربوا عن هن " بوده است ، این ۱۴۰۰سال،که مورد قبول و استفاده عبارت، به معنای جدایی موقت خواهد بود که هم بوده اکنون در جوامع غربی نیز ، پیش از حکم طلاق، دادگاه حکم به جدایی موقت از چند ماه تا یکسال را می دهد و نتیجه داده.(البته استفاده بجا ومنطقی وغیر ظالمانه آن ) تنبیه عملکرد پیامبر گرامی اسلام نیز در دو مورد از خوف نشوز همسرانشان و زدن یکی نیز خوف از روشهای عقلا بوده نشوز ام المومنین عایشه، خود همین کار را کردند، در مورد اول خود به مدت یکماه در اطاقی در آنطرف منزل سکنی گزیدند و خدا هم آنرا تایید کرده.اما امر نکردهدر مورد دوم عایشه را مخیر کردند که تا عتیین تکلیف همانجا بماند یا به خانه پدرش برود. گفته موعظه، بعد اقدامات بعدی
این بستگی به این داره،که آیا ۳- و در تفسیری احسن :همه میدانیم که آیات قرآن را سوره شریفه نور پس از آیات سوره شریفه نساء نازل شده اند، پس در حکم قانون بدانیم یا نه، برخی معتقدند یک استدلال منطقی می توانیم نتیجه گیری کنیم که بسیاری پس از آیات،جنبه امضایی دارد و خدا،روش عقلای آن زمان را تایید کرده،نه اینکه نسخه ای برای همه زمانها دادهنزول آیات ۶ تا ۹ سوره شریفه نور " واضربواهن "نسخ شده است.استدلال بنده به این شرح است :
اگر این امر جابیفتد، بسیاری از مسایل امروزه آنجاییکه شوهری که نسبت زنا به همسرش می دهد طبق آیات ۶ تا ۹ سوره شریفه نور، نمی تواند همسرش را بزند، و می بایستی به دادگاه رجوع کند، و نیز از جمله حکم سنگسار،مصادیق زکاتآنجاییکه معنای نشوز ( هر چه که گندم هست و لی بسیاری می خواهد باشد از شغلهای پردرآمد امرپزی نیست)نافرمانی یا ناسازگاری یا عدم تمکین جنسی، تا به مقدمات فحشاء رسیدن و .....حل میشود)، کار ناپسندی کمتر از " زنا " است، پس در صورت نشوز هم، شوهر نمی تواند زنش را بزند.
==جواب پایگاه پاسخگویی==اگر این استدلال را نپذیریم بی عدالتی به خداوند لطیف خبیر نسبت داده و برای کار ناپسندی همچون " نشوز " تنبیهی بیشتر از کار ناپسند بزرگتری یعنی" زنا " معین کرده ایم که عقلا طلم است. چون می دانید دانیم که یکی خداوند علیم حکیم حتی به اندازه خط میان هسته خرما به بندگانش اعم از دستورات اسلامی، امر به معروف زن یا مرد، ظلمی روا نمی دارد، پس بایستی نتیجه بگیریم که پس از نزول آیات ۶ تا ۹ سوره شریفه نور، عبارت " و نهی اضربواهن " نسخ شده است.با تشکر از منکر است که مراتبی دارد:حوصله خوانندگان منتظر نظراتتان هستم. مهندس ژیلا موحذ شریعت پناهی (قران پژوه )
مرتبه اول ـ اظهار ناراحتی با اخم یا برگرداندن صورت و رو.==نظری کلی==خلاصه در اين حكم شرايط زير ديده مي‏شود:
مرتبه دوم ـ امر 1. اختصاص به مورد سرپيچي زن از تكليف خود و نهی زبانی.حقوق مسلّم مرد دارد؛ حقوقي كه با پيمان ازدواج، زن وفاداري خود نسبت به آن را متعهد شده است؛
مرتبه سوم ـ امر 2. درراستاي حل مشكل در داخل خانه و نهی بوسیلة اعمال قدرت مثلاً ظرف شراب را خودداري از بروزآن درخارج از کسی که می خواهد شراب بنوشد، بگیرد یا دست او را بگیرد و یا او را بزند.منزل وضع شده؛
قابل توجه 3. سومين مرحله حل اختلاف در خانه است که چنانچه امر به معروف و نهی بدون گذر از منکر با هر مرتبه ای انجام شود، بکاربردن مرحلة بالاتر جایز نیست، کما اینکه اگر با مرحلة پائین انجام نشد، (چنانچه انسان بتواند) موظف است برای رفع و دفع فعل منکر مرحلة بعد را انجام دهد. البته مناسب است در تمام مراحل همچون پدر و طبیبی مهربان عمل نمایدپيشين روا نيست.
بعد از این مقدمه عرض می شود که قرآن کریم بعد از آنکه در آیه 19 سوره نساء به مردان دستور می دهد که با زنان خود خوشرفتار باشند (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ‏) در این آیه بعنوان نهی از منکر می فرماید: زنانی را که آثار عدم اطاعت در آنها هویدا شد، موعظه کنید 4. حد آن نازل‌ترين مرتبه ضرب است و در مرحله بعد اگر موعظه تأثیر نداشت در رختخواب پشت به آنان بخوابید و اگر باز هم تأثیر نگذاشت آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر نبايد موجب كمترين آسيبي بر آنها هیچ راهی را برای سرزنش مجوئید که خدا والای بزرگ است.بدن زن شود؛
در اینجا توضیح چند نکته لازم 5. موقتي است:و چه داراي نتيجه مثبت یا منفي، بايد به زودي از آن دست كشيد.
منظور اطاعت گروهی از پژوهشگران ضرب مورد اشاره در غذا پختن یا اینکه چرا لباسها آيه را نشستی یا این قبیل امور نیست به معناي زدن نمي‌دانند، بلكه مي‌گويند: به معناي جدايي شوهر و ترك خانه و دوري از زن و خانواده است یعنی مرحله شدیدتر از قهر در بستر که مرحله دوم بود. « ضرب » در قرآن تنها به معناي « زدن » نيامده است بلکه منظور اطاعت معاني متعددي دارد، چنانکه در اموری ادبيات عرب نيز « ضرب » مفاهيم متعددي دارد.مثل منع کردن، خودداري نمودن، روي برگرداندن، دور شدن و ... بنابر اين « کتک زدن » فقط يکي از معاني « ضرب » است و ما براي اينکه مشخص کنيم در هر گزاره اي کدام معنا آمده بايد به قرائن و شواهدي که وظیفه زن در خود جمله وجود دارد مراجعه نمائيم . و شواهد و قرائن موجود در اين آيه ترديدي با قي نمي‌گذارد که « ضرب » در اينجا، به معناي کتک زدن نيست، بلکه به معناي « دوري گزيدن » است یعنی آمیزش که در عربي به معناي « إعراض » و « إجتناب ».در موارد ديگر نيز هر گاه قرآن خواسته «زدن» را تجويز كند، تعبير به «ضرب » نكرده، بلكه «جَلد» آورده، مانند : «الزانية و امور واجبالزاني فاجلدوا كلَّ واحد...» (2)
و منظور علاوه بر اين از ”زدن“ آن نیست که او را چنین و چنان بزنید بلکه همانطور که برخي روايات نيز همين مطلب استفاده مي‌شود. مثلاً در مراتب امر به معروف توضیح داده شد، تا اینکار با مرحله ضعیف انجام می شود بحارالانوار از مرحلة قوی تر باید اجتناب کرد، پیامبر اکرم امام صادق (صع) فرمودروايت شده که آنحضرت مي‌فرمايد: زن لعبت است، هر کس او « در تعجبم از مرداني که زنان را گرفت مراقب باشد که ضایعش نسازد<ref>الکافی ج 5 ص510 ، باب إکرام الزوجة کتک مي‌زنند حال آنکه ( اگر قرار بود کسي کتک بخورد ) مردان مناسب تر براي کتک خوردن مي‌باشند. ص : 509</ref> زنانتان را با خشونت نزنيد بلکه اگر آنان حقوق همسري را رعايت نمي‌کنند براي آنکه به آنان هشدار دهيد و هم چنین فرمود: آیا جای تعجب نیست که کسی همسرش متوجهء اشتباهشان بکنيد، آنان را بزند و آنگاه با او دست قطع نفقه شان ( يعني پولي که بابت هزينه هايشان مي‌پردازيد ) بزنيد.» از اين حديث به گردن شود<ref>الکافی ج 5 ص 509 ، باب إکرام الزوجة . ص : 509</ref> و امثال این بیانات وضوح روشن مي‌شود که « ضرب » در احادیث بسیار زیاد اينجا به معناي ديگري غير از « زدن » آمده است . ولي ظاهراً پاره اي سنت‌هاي فرهنگي مليت‌هاي مسلمان و برخي سلايق باعث شده که با دقت در آن نظر اسلام در مورد زنان معلوم می ناديده گرفتن اين همه قرينه و دليل ، « ضرب » به معناي « زدن » ترجمه شود.
ج ـ زن نیز چنین وظیفه ای نسبت سيره و روش پيامبر نيز مويد همين تفسير از آيه است. وقتي ميان پيامبر و همسرانش اختلاف پيش آمد و اينان به شوهر نصيحت رسول خدا عمل نكردند، پيامبر براي يك ماه از آنان جدا شد و دیگران دارد که اگر دید شوهر یا کس دیگر واجبی بعد از یک ماه آنها را ترک کرده بین ماندن با آن شرایط یا منکری را انجام می دهد، جدایی با وجود توانائی باید امر گرفتن بهره دنیایی خود مخیر کرد. پيامبر هيچ گونه آزار جسماني به معروف آنان نرسانده، كتك شان نزد و نهی از منکر نمایدتحقير و سرزنش شان نكرد. اگر زدن و آزار جسمي و روحي خواستة خدا و راه حلي ثمربخش بود، پيامبر نخستين كسي بود كه به دستور خدا عمل مي‌كرد اما كسي را نزد و بدان اجازه يا دستور نداد.
بنابراین معلوم شد که بنا بر این آیه ناظر به دستور عمومی امر به معروف حداکثر قرآن در یک مورد آن هم با قیدهای فراوان و نهی از منکر است و آنهم محدود و مشروط به شرائط خاص خودش نه پهن کردن بساط خشونت عنوان آخرین راه حل مشکل در خانه ، مرد را اجازه داده به طور خفیف زن را تنبیه کند و علیه زناناین که ما به طور مطلق بگوییم مرد اجازه دارد زن را کتک بزند ، دروغ بستن به قرآن است.
==نظر و بررسی کلی==
==پیوند به بیرون==
* [https://www.aparat.com/v/vyibs/%D9%86%D8%B8%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F نظر قرآن در مورد کتک زدن زنان چیست؟]
* [http://www.quranpuyan.com/yaf_postst1581_y-qrn--bh-khtkh-zdn-znn-mr-khrdh-st-mnZwr-z-wDrbwhn-dr-swrh-ns-chyst.aspx منبع اصلی مدخل]
automoderated، دیوان‌سالاران، developer، مدیران
۸٬۸۱۱
ویرایش