۱۱۵
ویرایش
تغییرات
بدون خلاصه ویرایش
{{جعبه اطلاعات فرقه| عنوان =معتزله| تصویر = تعريف [[پرونده:کتاب معتزله.jpg|بندانگشتی]]| توضیح تصویر =کتاب معتزله|مؤسس =واصل بن عطااعتزال به معنای کنارهگیری است. در فرهنگ اسلام، دو گروه به این نام خوانده شدهاند. بنابر آنچه نوبختی آورده است، نام معتزله نخستین بار بر یک گروه سیاسی اطلاق شد. بر طبق این گزارش، پس از آنکه امام علی علیهالسلام به خلافت رسید، عبدالله بن عمر، محمد بن مسلمه انصاری، اسامه بن زید و سعد بن ابی وقاص از امام کنارهگیری کردند و از ستیز با او و نیز از همراهی و حمایت وی در جنگها خودداری کردند. این دسته را معتزله خواندند و دلیل این نامگذاری، کنارهگیری آنان از امام و امت اسلامی بود(۱۴۰).<ref>تاریخ فرق و مذاهب اسلامی، ص140.</ref>| گرایش = سنی| گستره جغرافیایی = بصره، بغداد| علل پیدایش =| نامهای دیگر = قدریه| فرقهها = کلامی| باورها = عقلگرایی}}
==روابط با خلفاپیدایش==معتزله در عصر بنی امیه با دستگاه حکومت روابط خوبی نداشتند، گرچه یزید [[پرونده:Download.jpg|بندانگشتی]]نخستین جرقههای شکلگیری مکتب معتزله، به کنارهگیری [[واصل بن ولید در دوره کوتاه حکومتش عطا]] از آنان حمایت میکردحلقه درس [[حسن بصری]] بازمیگردد. معتزله بهنقل از [[شهرستانی]]، روزی در اوایل حکومت بنی عباس حالت بیطرفی مجلس حسن بصری درباره حکم مرتکب کبیره پرسشی مطرح شد. گروهی چون [[خوارج]] (وعیدیه) او را کافر میدانستند و [[مرجئه]] بر این باور بودند که گناه به ایمان آسیب نمیزند. پیش از پاسخ حسن بصری، واصل بن عطا نظر خود گرفتند؛ اما در عصر منصور را چنین بیان کرد: «مرتکب کبیره نه مؤمن است و به ویژه نه کافر، بلکه در دوران مامون که خود با کلام و فلسفه آشنایی داشت، مورد توجه جایگاهی میان این دو قرار گرفتنددارد». نزدیکی معتزله به دربار عباسی چنان بالا سپس از مجلس کناره گرفت که مامون و پس از او معتصم و واثق، در کنار ستونی به شرح دیدگاه خود را معتزلی خواندند و از معتزله سخت حمایت کردندپرداخت. حسن بصری در همین هنگام بود که جدال بر سر خلق قرآن شدت گرفت و این سؤال مطرح شد که آیا کلام خدا واکنش گفت: «واصل از صفات فعل است و مخلوق و حادث میباشد یا ما کناره گرفت»؛ از صفات ذات است آن پس، او و خالق پیروانش به «معتزله» شهرت یافتند<ref>آشنایی با فرق و قدیم است؟مذاهب اسلامی،63.</ref>.
==گسترشاشخاص مهم==* '''واصل بن عطا (۸۰–۱۳۱ هـ.ق)''': بنیانگذار مکتب اعتزال در بصره به وجود آمد اعتزال؛ نظریه «منزلة بین المنزلتین» را مطرح کرد و رشد کرد؛ اما در اواخر سده دوم هجری، بشر از مجلس [[حسن بصری]] کناره گرفت.* '''عمرو بن معتمر عبید (م. ۲۱۰ ۸۰–۱۴۳ هـ.ق) که یکی ''': جانشین واصل و از دانشآموختگان مدرسه بصره بود نخستین نظریهپردازان اعتزالی؛ به بغداد سفر کرد و مدرسه معتزله بغداد را تأسیس کرد تبیین و به ترویج اصول مکتب تثبیت آموزههای اعتزال پرداخت.* '''ابوالهذیل علاف (۱۳۵–۲۳۵ هـ.ق)''': از متکلمان برجسته معتزله؛ در بغداد همت گماشتتنظیم نظام فکری این مکتب نقش کلیدی داشت.* '''ابراهیم نظام (۱۶۰–۲۳۱ هـ. ضمن آنکه ق)''': متکلم و منتقد نوگرای معتزلی؛ با دیدگاههایی نو در برخی جزئیات زمینه الهیات و نقد فلسفی شناخته میشود<ref>آشنایی با آرای بزرگان بصره مخالفت کرد، بشر به شیعه گرایش داشتفرق و مذاهب اسلامی،64. میتوان گفت که در مجموع، معتزله بغداد بیش از معتزله بصره به عقاید شیعه نزدیک است</ref>.
==سیر تاریخی==
معتزله در دورهٔ [[بنیامیه]] نفوذی نداشتند، اما در آغاز خلافت [[عباسیان]]، بهویژه در زمان [[مأمون]]، مورد حمایت قرار گرفتند. در این دوره، برخی خلفا مانند مأمون، [[معتصم]] و [[واثق]] خود را معتزلی میخواندند و نظریهٔ «خلق قرآن» را رسمی کردند. این دیدگاه موجب برخورد با مخالفان، از جمله [[احمد بن حنبل]]، شد.<br>
با روی کار آمدن [[متوکل]]، که از مخالفان معتزله بود، حمایت دولتی پایان یافت، آثارشان سوزانده شد و فعالیتشان محدود گردید<ref>آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،64.</ref>.
ورود معتزله به دربار، آنان را به یک جریان سیاسی وابسته بدل کرد که با زوال حمایت خلفا، رو به افول گذاشت.<br>
افزون بر این، مخالفت [[فقها]]، [[محدثان]] و [[شیعه]] با معتزله، چه از منظر علمی و چه اجتماعی، موجب کاهش اعتبار و نفوذ این مکتب شد<ref>معتزله، دانشنامه اسلامی.</ref>.
'''اصول اندیشه'''<br>
# توحید: انکار صفات زاید بر ذات خداوند؛ تمام صفات الهی عین ذات او هستند.
# عدل: خداوند عادل است و هرگز کار قبیح انجام نمیدهد. افعال خوب و بد ذاتاً چنیناند و عقل توان شناخت آنها را دارد.
# منزله بین المنزلتین: مرتکب گناه کبیره نه مؤمن است و نه کافر، بلکه در جایگاهی میان این دو قرار دارد.
# وعد و وعید: خداوند به وعدههای پاداش و کیفر خود وفادار است و گناهکار بیتوبه را نمیبخشد.
# امر به معروف و نهی از منکر: وظیفهای شرعی که باید با شرط تأثیر و در صورت لزوم با اقدام عملی اجرا شود<ref>آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،67-66.</ref>.
==منابع==
نویسنده: [[کاربر:Dastyar|فاطمه دستیار]]